سرگرمیشعر و ترانهشعر و جملات کوتاهشعر و قصه کودکانهشعر و قصه های کودکانهفرهنگ و هنر

شعر کودکانه باران و خورشید

شعر کودکانه در مورد باران و خورشید

باز برای آسمون                  از راه رسید یه مهمون

یه ابر چاق سیاه                 با خنده های قاه قاه

ابر ِسیاه شیطون                دوید توی آسمون

نشست کنار خورشید          دامنشو روش کشید

آسمونو سیاه کرد               خنده ای قاه قاه کرد

خورشید به ابر نیگا کرد        پرنده رو صدا کرد

پرنده زود پر کشید              رفت تا به ابرک رسید

پاهاشو قلقلک کرد             به خنده هاش کمک کرد

ابر سیاه هی خندید            اشک چشاشو ندید

خنده ی ابر بارون شد         خورشید خانوم خندون شد

 

منبع: koodakaneaseman.blogfa.com

بیشتر بخوانید  معرفی لباس سنتی عروس در کشورهای مختلف | از ژاپن تا نروژ +عکس
برروی تصویر کلیک کنید تا اپلیکیشن برای شما دانلود شود
نمایش بیشتر

علی اکبر

سلام من علی اکبر از شهر سیراف هستم،و این سایت رو برای شهرم که در فضای مجازی به نمایش در بیاد ساختم.امیدوارم از سایتم که همه نمونه مطالب درش هست خوشتون امده باشه و راضی باشید و میخوام که با نظرهاتون منو یاری کنید.برای یافتن مروارید دریاها را جستجو مکن شاید در گریبان خودت باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن