توجه : برخی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط شماره موجود در بخش تماس با ما به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود.
تازه های دنیای مدتازه های روانشناسی

220 اسم دختر / پسر ترکی آذریبایجانی و استانبولی (جدید، شیک و زیبا)

220 اسم دختر / پسر ترکی آذریبایجانی و استانبولی (جدید، شیک و زیبا)

اَرسلان1- شیر، شیر درنده، اسد؛ 2- از نام های خاص ترکی؛ 3- (به مجاز) مرد شجاع و دلیراَصلان(اسلان) شیر، شیر بیشهاَفشارمعاون و شریکاُکتای1- (اَعلام) نام پسر چنگیز؛ 2- (در ترکمنی) نامدار، مشهور، بزرگ زاده، بزرگ منشاُلدوزاولدوزاُلفت(عربی) خو گیری، انس ، محبت، دوستی، همدمی، عادت کردن به کسی (چیزی) همراه با دوست داشتن ِاو (آن).اُلگا( الکا) (در قدیم) سرزمین، ناحیه؛ قدیسه الگا، اولین قدیسه ی روسیاِل آی1- ماه ایل 2- (به مجاز) زیباروی ایلاِلسا(ترکی _ فارسی) (ال= ایل+ سا (پسوند شباهت)) مثل ایل، همانند ایل.اِلسانا(ترکی _ فارسی) [ال = آل، شهر و ولایت، خویشی + ساناِلشنشادی ایل، حاکم، رهبر، حکمران یک منطقه.اِلناز(ترکی _ فارسی) 1- مایه افتخار ایل، باعث فخر و تفاخر شهر؛ 2- موجب نعمت و رفاه و آسایشارتاشمرکب از ار (شوهر) + تاش (پسوند همراهی)ارمغانتحفه ای که از جایی دیگر برند، سوغات، ره آورداریدیسنام همسر ارفاوس، شاعر ترکیه- طبق افسانه ها اریدیس فرشته ای بود که معشوقه ارفاوس بود.الکاسرزمین، ناحیهالمادرخت سیب جنگلی؛ 2- (در ترکی) سیبالمیرا(ترکی _ فارسی) (ال = ایل + میرا) (به مجاز) فدائی ایلالمیناال + میناالنازال + ناز (فارسی)، ایل ناز موجب نازش ایلالیار(ترکی _ فارسی) یار و یاور ایل، دوست و رفیق ایل، یار شهر و ولایت، یاور خویشان.الیانا1- نیکی و هدیه؛ 2- (به مجاز) به معنی مأنوس؛ 3- دوست داشتن ایل، دوست مشوق ایل.الین(ترکی _ فارسی) 1-منسوب به ایل؛ 2- (به مجاز) هم نژاد و هم خونامانداآماندا، در امان، در پناه توامیراصلان(عربی _ ترکی) پادشاه چون شیر، حاکم دلاور، فرمانده و سردار چون شیرامیربهادر(عربی _ ترکی) 1- پادشاه شجاع و دلاور، سردار شجاع؛ 2- لقب حسین پاشاخان قراباغیامیرپاشا(عربی _ ترکی) از نام های مرکباولدوزستاره، اختر، کوکب، نجمایپکابریشم، حریر، ابریشمیایداشاد خوشحالایل نازایل + ناز، مایه ناز ایلایلارمانند ماه، دختری که مانند ماه زیباستایلشَنالشنایلقارعهد و پیمانایلمانسمبل ایلایلناز(ترکی _ فارسی) 1- افتخار ایل؛ 2- مورد نوازش ایل؛ 3- نازنین ایل.ایلیار(ترکی _ فارسی) دوست و رفیق ایل، یار و یاور ایل، کسی که همدم و مونس ایل و طایفه استایلیاربه معنی کمک کننده به ایل، محافظ خانوادهایلیمطایفه من، قبیله اماینازآیناز ترکیب آی ( ترکی) + ناز ( فارسی) موجب فخر و مباهات ماهآتا1- پدر، جد، سرپرست، ریش سفید؛ 2- (اَعلام) نام پادشاهی در دامنه های شمالی جبال «نیشپو»آتاناز(ترکی _ فارسی) افتخار پدر، موجب آسایش و شادکامی پدر، عزیزِ پدرآتلازاطلس، حریر، پارچه ای نرم و لطیفآتیلا(آت به معنی اسب + یلا (صفت))، به معنی چابک، شجاع؛ نامی، نامدارآراز1- ارس؛ 2- (اَعلام) قهرمان منسوب به طایفه ی آس. + ن.ک. آراسآراس(در ترکی) آراز، به معنی رود ارس؛ 2- (اَعلام) مرکز استان پادوکاله، در شمال فرانسه.آق بانوآق + بانو (فارسی)، بانوی سپید، کسی که چهره ای زیبا و سفید دارد.آق گلآق + گل (فارسی) گل سفیدآلاگل، گل رنگی، نام بزرگترین تالاب جهان واقع در شمال آق قلا که متاسفانه اخیرا نابود شده است.آلان گواآلان قوا، زیبای وحشیآلتنایزر، طلای نابآلتونآلتنای، زر، طلای نابآلتینمعادل آلتون = آلتنای، زر، طلای نابآلتین گلینعروس طلاییآلما1- درخت سیب جنگلی؛ 2- (در ترکی) سیب؛ [درخت سیب جنگلی را در رودسر سیب، هسیب و هسی و در توالش سف و در ارسباران و آستارا «آلما» می خوانند]آلمازاز اعلام زنانآلیششعله، شعله گیرآمانداناآماندا، در امان، در پناه توآنا1- زن، مادر، والده، مام؛ 2- زن سالخورده؛ 3- اساسی، پایهآناشیدمرکب از کلمه ترکی “آنا” به معنای مادر و کلمه فارسی “شید” به معنای خورشید. دختر زیباروی مادر، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر.آنالی[از دو جزء آنا (مادر) + پسوند نسبت ساز (لی)] 1- دارنده ی محبت؛ 2- برخوردار از محبت مادر؛ 3- مادر دار، دارای مادر.آنیل1- به خاطر آورده شدن؛ 2- مشهور، نامیآوادانزیبا، قشنگآیماهآی اوزماهرخ، ماهروآی بی بیماه بی بیآی پاراماه پاره، ماه نوآی پریآی + پری (فارسی) ماه پریآی تکینمانند ماه.آی خانمماه بانوآی ساآیسا، آی + سا (فارسی) زیبا، مانند ماهآیسن1- به معنی مانند ماه هستی؛ 2- (به مجاز) زیبارو.آی سودا(آیسودا) 1- ماه در آب ؛ 2- (به مجاز) زیبا رو و با طراوت.آی سونا(ترکمنی) 1- مرغابی ماه گونه، اردک وحشی چون ماه؛ 2- (به مجاز) زیبارو.آی شِن(آیشن) 1- شبیه ماه؛ 2- (به مجاز) زیبا رو.آیگل(ترکی _ فارسی) 1- گل ماه، ماه گل، گل زیبا چون ماه؛ 2- (به مجاز) زیبارو و لطیف.آی گوزلماه زیباآی گینماننده ماه، زیبارو، دارنده روی چون ماه، مرکب از آی به معنای ماه و گین پسوند شباهتآی نشانآی + نشان (فارسی) دارای نشان ماهآینور(ترکی _ عربی) 1- روشنایی و فروغ ماه، نور ماه، نورانی مثل ماه؛ 2- (به مجاز) مهتاب؛ زیبارو.آیتایمانند ماهآیتک(ترکی _ فارسی) 1- ماه تنها، ماه بی همتا؛ 2- (به مجاز) زیبارو.آیتن(ترکی _ فارسی) 1- به معنی ماه بدن، ماه پیکر، برابر با ماه؛ 2- (به مجاز) زیبارو.آیجانپاک و آراسته همچون ماهآیداگیاهی که کنار آب می روید.آیدانمانند ماه، بانوی زیبا رو، دختری که چهره اش همچون ماه زیباست.آیدکآیتک، مانند ماهآیدنالبته اسم پسرانه است. آیدین، روشن و آشکار، شفاف، صاف، معلوم، واضح، روشنفکر، نام شهری در جنوب شرقی ترکیه، از امرای ولایت لیدیا.آیدنگمهتابآیدین1- به معنی روشنایی، روشن، آشکار، شفاف، نورانی، صاف، معلوم، واضح؛ 2- روشن فکر؛ 3- (اَعلام) 1) نام شهری در جنوب شرقی ازمیرِ ترکیه؛ 2) نام سلسله ای از امرای ولایت لیدیا.آیسا(ترکی _ فارسی) (آی= ماه + سا (پسوند شباهت))، 1- مثل ماه، شبیه به ماه؛ 2- (به مجاز) زیبا رو.آیسان(ترکی _ فارسی) (آی = ماه + سان (پسوند شباهت))، 1- مثل ماه، همانند ماه، مهسا؛ 2- (به مجاز) زیبارو.آیسانا(ترکی _ فارسی) (آی = ماه + سان (پسوند شباهت) + ا (اسم ساز))، 1- همچون ماه، به مانند ماه، ماه وش؛ 2- (به مجاز) زیبارو.آیسل1- به معنی ماه شفاف، 2- مترادف معنای ائل سئون به معنی وطن پرست؛آیسو(آی = ماه + سو = آب) 1- ماه و آب؛ 2- (به مجاز) زیبارو، با طراوت و درخشنده.آیشین(آی شین) 1- به معنی مثل و مانند ماه و ماهوار، شبیه ماه؛ 2- (به مجاز) زیبا.آیگلدرخشان مانند ماه و زیبا مانند گلآیگین(ترکی _ فارسی) (آی = ماه + گین = جزء پسین بعضی از کلمه های مرکّب به معنی دارنده، همراه) 1- دارنده و همراه ماه؛ 2- (به مجاز) زیباروی.آیلاهاله ی ماه، هاله.آیلار1- زیبا و پاک، جمع ماه؛ 2- (به مجاز) زیبارو.آیلر1- جمع ماه، ماه ها؛ 2- (به مجاز) زیبارو.آیلیمهتابآیلینهاله، اطراف ماه، هاله ی ماه.آیماماه من، مجازا عزیز من، زیبا رو بانوی زیبا دختر خوش چهره.آینا1- به معنی آیینه؛ 2- آیینه، آبگینه، شیشه، شفاف، صورت سفید و زیبا؛ 3- (به مجاز) زیبارو.آیناآینه، آبگینه، شیشه، دختر زیبارو، بانوی سپید چهرهآیناز(ترکی _ فارسی) (آی = ماه + ناز)، 1- ماه قشنگ و زیبا؛ 2- (به مجاز) زیبارو.آینورآینور، نور ماه، نورانی مثل ماه، روشنایی ماه، دختری که چهره اش مانند ماه زیبا است.

shadima.com

علی اکبر

مجله سیراف از سال 96 فعالیت خود را آغاز کرده است،تمام تلاشم انتشار محتوای سالم و منحصر بفرد مورد نیاز کاربران با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. 09900995320

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا