چگونه به سوالات کودکان درباره طلاق پاسخ دهیم ؟ | مجله سیراف
تازه های روانشناسیروانشناسی کودکانزناشوییمشاوره خانواده

چگونه به سوالات کودکان درباره طلاق پاسخ دهیم ؟

چگونه به سوالات کودکان درباره طلاق پاسخ دهیم ؟

فرزندان شما سوالات زیادی در خصوص این تغییر بزرگ در خانواده خواهند داشت. اینها روش های پاسخ دهی به آنان است. 
وقتی شما و همسرتان تصمیم به جدایی می گیرید، سوالات زیادی برای بچه ها ایجاد می شود. توضیح دادن طلاق برای بچه ها کمی مشکل است.

بلافاصله پس از اینکه اطلاعات جدید را پردازش کردند، شروع به پرسیدن سوالات و جزئیات بیشتر می کنند. وقتی سوالات کودک کم کم شروع به تحریک شما کردند، می توانید از توصیه های زیر بهره ببرید.

صبور باشید. شما دوران پر از استرسی را می گذرانید. کاملا قابل درک است اگر پس از مدتی از شنیدن سوال تکراری چرا خسته شوید. چرا باید طلاق می گرفتید؟ چرا تو و پدر نمی توانید با هم زندگی کنید؟ خوب البته واضح است که کودک نمی خواهد شما را عصبانی کند یا به شما درس بدهد. طلاق برای بچه ها گیج کننده است. بچه ممکن است یک روز پاسخ شما را درک نماید و روز بعد دوباره شروع به پرسیدن سوال کند. مغز او مشغول تطبیق یافتن با واقعیت جدید زندگی است. 

مخاطب خود را در نظر بگیرید. می توانید از روش هایی که در توضیح موارد مشابه به کار برده اید، در اینجا هم استفاده کنید. پاسخی به کودک بدهید که متناسب سنش باشد. به یاد داشته باشید که بچه های کم سن و سال به جزئیات کمتری نیاز دارند.

 

پاسخ های طولانی می تواند کودک را سردرگم نماید، بنابراین پاسخ  را کوتاه کنید و همان چیزی را بگویید که با همسر سابق خود بر رویش توافق کرده بودید. برای مثال: بابا و مامان زیاد با هم دعوا میکردن، به خاطر همین تصمیم گرفتن که جدا از هم زندگی بکنن.
با صداقت پاسخ دهید. کودکان باید از شنیدن برخی واقعیت ها دور نگه داشته شوند، مانند جزئیات مربوط به خیانت یکی از والدین به دیگری، اما آنان همچنان سزاوار شنیدن پاسخ های صادقانه هستند.

مشکلی ندارد اگر اعتراف کنید که پاسخ برخی از پرسش ها را نمی دانید. برای مثال اگر هنوز برای گرفتن حضانت بچه در حال مذاکره هستید می توانید بگویید: من و پدرت در حال تصمیم گیری برای این موضوع هستیم. چیزی که من میدانم این است که تو هر دوی ما را به اندازه کافی خواهی دید. وقتی تصمیم گرفتیم، اول به تو خواهیم گفت. 

بیش از حد او را در جریان نگذارید. فقط جواب سوالی را بدهید که از شما پرسیده است، خصوصا وقتی با یک کودک کم سن و سال صحبت می کنید. وقتی یک بچه سه ساله می پرسد که چرا پدر یا مادر از پیش ما رفته است فقط بگویید چون پدر و مادر از هم طلاق گرفته اند و هر کدام در خانه خودشان زندگی می کنند. پاسخ ها را کلی بیان کنید و از موضوع منحرف نشوید. ذهن بچه را با دادن جزئیات زیاد خراب نکنید یا به همسر سابق خود دشنام ندهید و پشت سر او صحبت نکنید. به جای استفاده از چنین جمله ای: پدر تو خودخواه است و فقط به خودش فکر می کند، بگویید پدرت یک خانه برای خودش می خواست. 

نیازهایش را پیش بینی کنید.

 جدایی والدین از راه های مختلفی بر روی کودک تاثیر می گذارد، بنابراین طبیعی است که او بخواهد تاثیرات این اتفاق را بر زندگی اش بداند. می توانید به او کمک کنید تا به نوعی روال روزمره عادت کند، اگر برنامه و جزئیات دیدار با والدین خود را بداند کم کم رشته سوال های او قطع خواهد شد. پیش از هر تعطیلی برایش مشخص کنید که نزد کدامیک از والدینش خواهد بود، همچنین او را از تغییرات احتمالی در برنامه مانند سفر یکی از والدین آگاه سازید تا غافلگیر نشود. 

شنونده خوبی باشید.

کودکان در طول این مدت احساسات مختلفی را تجربه می کنند. متاسفانه بچه ها قادر نیستند تا همیشه احساسات خود را بروز دهند. شما می توانید با شناخت این احساسات از طریق سوال هایی که می پرسد، جواب های خود را به نحوی آماده کنید تا به او چیزی را بدهید که می خواهد. برای مثال:چرا باید طلاق می گرفتید؟ می دانم که برای خانواده سخت است. مادرت (یا پدرت) و من سعی کردیم تا اوضاع را تغییر دهیم، اما نتوانستیم درستش کنیم. ما همیشه پدر و مادر تو هستیم و همیشه تو را دوست خواهیم داشت. 

آیا می خواهیم از اینجا برویم؟ اگر هنوز از جواب این سوال مطمئن نیستید بگویید: نمی دانم. می دانم که برای تو خیلی سخت است که ندانی قرار است کجا زندگی کنی. اما من و مادرت (یا پدرت) تلاش می کنیم تا خانه ای در همین اطراف پیدا کنیم تا تو بتوانی در همین محله به همراه دوستانت و در مدرسه خودت بمانی.
آیا می خواهید دوباره پیش هم برگردید؟ می دانم که می خواهی ما با هم زندگی کنیم. متاسفم چون چنین اتفاقی نمی افتد. برای اینکه بتوانیم پدر و مادر خوبی برایت باشیم باید جدا از هم زندگی کنیم. 

آیا من کار بدی کرده ام؟ به نظر می رسد که احساس گناه داری و فکر می کنی جدا شدن ما به خاطر تو است. اما همه این اتفاق تقصیر ما است، نه تو. این اشتباه بزرگترها است که نمی توانند درستش کنند. تو پسر (یا دختر) خوبی هستی و ما به داشتن تو افتخار می کنیم. ما تو را دوست داریم.
چرا مامان (یا بابا) دیگر من را دوست ندارد؟ من و مامان (یا بابا) هر دو خیلی تو را دوست داریم. می دانم از اینکه هر روز مامان (یا بابا) را نمی بینی ناراحت هستی، اما ما هر روز به تو فکر می کنیم.

چرا تو دیگر بابا (یا مامان) را دوست نداری؟ من همیشه پدرت (یا مادرت) را به خاطر درست کردن این خانواده دوست خواهم داشت. به نظر می رسد نگران هستی که دیگر تو را دوست نخواهیم داشت، اما این اتفاق هیچوقت نخواهد افتاد. پدر و مادر ها همیشه بچه ها را دوست خواهند داشت.
علاوه بر همه اینها، کودک به نقطه اتکا و عشق نیاز دارد. دو پیامی که بچه ها همیشه باید دریافت نمایند این است که پدر و مادر همیشه آنها را دوست خواهند داشت و طلاق تقصیر آنها نیست.

 

منبع

علی اکبر

سیراف بعنوان مجله خبری و تفریحی فارسی زبانان از سال 96 فعالیت خود را آغاز کرده است، تمام تلاشم انتشار محتوای سالم و منحصر بفرد مورد نیاز کاربران ایرانی با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا