تازه های روانشناسیراز های موفقیتروانشناسی عمومی

۵ تعریف موفقیت واقعی از آدم های فوق‌‌العاده موفق

موفقیت چه شکلی است؟ به احتمال زیاد، وقتی درباره‌ی موفقیت فکر می‌کنید، فقط چند مورد از ویژگی‌های برجسته‌ و همیشگی آدم‌های موفق به ذهن‌تان خطور می‌کند.

موفقیت چه شکلی است؟ به احتمال زیاد، وقتی درباره‌ی موفقیت فکر می‌کنید، فقط چند مورد از ویژگی‌های برجسته‌ و همیشگی آدم‌های موفق به ذهن‌تان خطور می‌کند. احتمالا تصویر تکراری از رئیس شرکتی را در ذهن‌تان می‌سازید که تا دیروقت در حال انجام کار است، یا تصویر شاد و پرهیجانی از یک فرد ثروتمند که تعطیلاتی لوکس و آرام را سپری می‌کند. شاید هم درباره‌ی شکل و چگونگی موفقیت و آدم‌های موفق دیدگاه‌های شخصی و احتمالا مدرن‌تری نیز در ذهن‌تان داشته باشید. در ادامه این نوشتار با ما همراه باشید تا ۵ تعریف موفقیت واقعی از آدم های فوق‌‌العاده موفق را بدانید.

با تکامل پرشتاب فرهنگ کار و ایجاد گستردگی در چهره‌ی کارآفرینان یا رهبران سازمان‌ها، به گونه‌ای که روز به روز بر تعداد آدم‌هایی که به دنبال آزادی و کنترل بر زندگی و معیشت خود هستند افزوده می‌شود، بسیاری از آدم‌ها با تعجب به این موضوع فکر می‌کنند که چگونه این کارآفرینان و رهبران به موفقیت می‌رسند؟‌

در این مقاله، فهرستی از آدم‌های فوق‌العاده موفق، شامل کارآفرینان، نویسندگان، مبتکران، و سخنرانانی که حرف و عمل‌شان یکی است، تهیه کرده‌ایم – این آدم‌ها موفقیت را به شیوه‌های خودشان به دست آورده‌اند؛ امیدوار هستیم این مقاله بتواند در تعریف مجدد مسیر شخصی‌تان جهت آماده‌سازی برای رسیدن به مراحل بعدی موفقیت‌ برای‌تان الهام‌بخش باشد!

تعریف موفقیت واقعی از آدم های فوق‌‌العاده موفق

۱.  لورن اسمیت برودی

تعریف موفقیت واقعی

تلاش و فعالیت معیار من برای اندازه گیری موفقیت است. به همین سادگی!

موفقیت یعنی توانایی ترسیم آزادانه‌ی نقشه‌ی دوره‌های فعالیت – چه در جایگاه کارآفرینی که ساعت‌ها به انجام فعالیت‌های گوناگون می‌پردازد تا بتواند حتی تمام کارهای مربوط به خانواده‌ را نیز انجام دهد، و چه در جایگاه فردی در یک محیط کار سنتی‌تر – جایی که به بهترین شکل با چالش‌ها مواجه می‌شود، از نیازهای سایر افراد باخبر می‌شود، و فرهنگ سازمانی را برای تمام آدم‌های درگیر در این فرایند بهبود می‌بخشد.

آگاهی از امکان رسیدن به موفقیت

وقتی که پیشنهاد شرکت گلدمن ساکس را رد کردم؛ آن‌ها از من خواستند مدیریت یک سمینار مربوط به توسعه‌ی کسب و کار را برای بانوان مشتری بالقوه‌ بپذیرم … ولی از من خواستند این کار را به صورت رایگان انجام دهم.

باور کنید، اعتباری که قرار گرفتن لوگوی این شرکت در وب‌سایت‌ام به عنوان “‌مشتری‌”‌ برای‌ام ایجاد می‌‌کرد بسیار ارزشمند بود، ولی به هیچ وجه نمی‌توانستم در برابر جمعی از زنان کارآفرین بایستم و درباره‌ی مسائلی نظیر شکاف دستمزد و مشکلاتی که مادران شاغل با آن‌ها مواجه هستند، صحبت کنم، و خودم پولی دریافت نکنم.

ابتدا، ترسیدم که پیشنهادشان را رد کنم، ولی روز بعد، متوجه شدم به دستاوردهای بزرگی در زمینه‌ی کسب و کاری‌ام رسیده‌ام – هم از لحاظ مالی، و هم از لحاظ اخلاقی.

از آن لحظه به بعد، به صورت زیر عمل کردم:

“‌فعالیت‌های خیریه یا رایگان و ارزان‌قیمت‌ام را فقط برای گروه‌های اجتماعی غیر انتفاعی و با منابع مالی اندک انجام دادم.‌”‌

این تصمیم نتیجه‌بخش بود!

۲. گاتانو دیناردی

۵ نکته درباره رابطه موفقیت و پول از نظر دیناردی مدیر شرکت Nextiva

آگاهی از امکان رسیدن به موفقیت

در سطح کلان، معیار دقیق موفقیت بر اساس نسبت زمان بر پول سنجیده می‌شود. من باید همیشه در بالاترین بخش نمودار زمان و پول باشم. اگر کمی بلغزم و جایگاه‌ام را در این نمودار از دست بدهم، به این معنی است که در بخشی از کارم دچار شکست شده‌ام.

در یک سطح کلان، ۵ عامل را با میزان دانه‌بندی بالا ارزیابی کرده‌ام:

الف. زمان
ب. پول
پ. روابط
ت. سلامتی
ث. میراث

هر ماه یا بیش‌تر، به این موضوع فکر می‌کنم که چه‌قدر توانسته‌ام در هر یک از این دسته‌بندی‌ها موفق عمل کنم – و سه کد وضعیتی مختلف برای هر حوزه در نظر می‌گیرم:

الف. قرمز = شکست
ب. زرد = خطر / نیاز به بهبود قابل توجه
پ. سبز = عملکرد خوب

تعریف موفقیت واقعی و انگیزه برای موفقیت

موفقیت نهایی برای من به این معنی است که تمام این حوزه‌ها در زندگی‌ام وضعیت “‌رنگ سبز‌”‌ داشته باشند.

به هر یک از این موارد نگاهی بیندازیم:

۱. زمان

من باید قادر باشم، هر آن‌چه در زندگی‌ام می‌خواهم، در هر دوره‌ی زمانی به انجام برسانم. ما فقط زمان محدودی در این دنیا در اختیار داریم، و من نمی‌خواهم تمام آن را به کار کردن سپری کنم، زیرا این زمان هرگز به عقب بر نخواهد گشت.

وقتی صحبت از زمان به میان می‌آید، مهم‌ترین مسئله برای من داشتن قابلیت انجام کارهای مربوط به علاقه‌مندی‌های غیر کاری‌ام است – چیزهایی نظیر موسیقی، حفظ سلامتی، و وقت‌گذرانی با دوستان و خانواده.

هم‌چنین، دورکاری و زندگی کردن در شهر میامی عواملی مهمی هستند که آن‌ها را مد نظر قرار داده‌ام. این‌ها به من امکان می‌دهند بتوانم حداکثر زمان‌ام را برای چیزهای مورد علاقه‌ام صرف کنم، و به همان اندازه بتوانم سازنده باقی بماند و امور کاری‌ام را نیز به خوبی انجام دهم.

مطلب مرتبط: ۵ ایده خوب برای موفقیت در کسب و کار و تجارت الکترونیک

۲. پول

به قول معروف، ۲۰ سالگی برای یاد گرفتن است و ۳۰ سالگی برای پول گرفتن. دقیقا همین ضرب‌المثل در زندگی من نیز انجام شد. تازه وارد ۳۰ سالگی شده بودم که سرانجام توانستم به جایگاهی برسم که بتوانم وام دانشجویی، قسط‌های خودرو و هم‌چنین بدهی‌های مربوط به کارت اعتباری‌ام را به طور کامل پرداخت کنم.

در طول دهه‌ی سوم زندگی‌ام (از ۲۰ تا ۲۹) بسیار تلاش کردم که به خوبی یاد بگیریم و رشد کنم، ولی واقعا توجهی به پول در آوردن نداشتم. وضع مالی‌ام خوب نبود، و این مسئله اهمیتی برای‌ام نداشت، زیرا می‌دانستم اگر بتوانم مهارت‌های درستی یاد بگیرم، در نهایت قادر خواهم بود در ادامه‌ی مسیر به پول و ثروت برسم.

پول چیزی جز یک ابزار نیست. مطمئنا هر کس می‌تواند به هر شکل به زندگی ادامه دهد و آن‌قدر پول داشته باشد که بتواند حداقل نیازهای زندگی‌اش را برآورده کند، ولی چرا به دنبال رسیدن به پول زیاد هستید؟ دقیقا برای چه؟

اگر برای رسیدن به پول خودتان را می‌کشید و از زندگی‌تان لذت نمی‌برید، احتمالا وقت آن رسیده است که مجددا اولویت‌های زندگی‌تان را ارزیابی کنید.

۳. روابط

من موارد زیر را در زیرمجموعه‌ی دسته‌بندی “‌روابط‌”‌ قرار داده‌ام:

الف. خانواده
ب. سایر عزیزان
پ. دوستان
ت. همکاران و آدم‌های حرفه‌ای

هم‌چنین، شاید شما معتقد باشید هر یک از موارد بالا را می‌توان به صورت مستقل دسته‌بندی کرد، ولی این نحوه‌ی نگرش من به این مسائل است.

در نهایت، شما باید این مسائل را برای خود اولویت‌بندی کنید. این مسائل را به هر شکلی که برای‌تان ممکن است اولویت‌بندی کنید، ولی باید این کار را به صورت خردمندانه انجام دهید – به خاطر بسپارید، شما نمی‌توانید یکی از این موارد را به مدت طولانی به طول کامل نادیده بگیرید، زیرا سرانجام تاثیر منفی آن را مشاهده خواهید کرد.

مسلط شدن در این حوزه بسیار چالش‌ برانگیز است، زیرا در این میان باید با هیجان‌های‌ بسیاری از انسان‌ها سر و کار داشته باشید. پیشنهاد می‌کنم بر روابطی تمرکز داشته باشید که حائز بیش‌ترین اهمیت هستند، و اگر زمان بیش‌تری در اختیار داشتید، به سایر روابط‌تان نیز برسید.

مطلب مرتبط: ۷ راز موفقیت در زندگی که به هر چه می‌خواهید برسید

۴. سلامتی

این مسئله را به مدت زیادی نادیده گرفته بودم، و به همین دلیل به تازگی تغییرات قابل توجهی در زندگی‌ام ایجاد شده است. چرا؟

یک دلیل این‌که به تازگی در حال چاق شدن هستم. من همیشه در وضعیت بدنی بسیار مناسبی بودم – بدن عضله‌ای، لاغر، و ورزشکاری. با وجود این، چند سال کار کردن در دنیای فناوری ممکن است تاثیر باورنکردنی بر وضعیت بدنی‌تان بگذارد. به تدریج میزان استرس‌تان در زندگی بالا می‌رود، رژیم غذایی‌تان ناسالم می‌شود – و بالاخره به خودتان می‌آیید و می‌بینید نسبت به دوران دانشگاه‌تان ۱۰ کیلو چاق‌تر شده‌اید. لازم به ذکر نیست که در این کار مجبور می‌شوید ساعت‌ها در طول روز روی صندلی بنشینید.

البته این مسئله به سادگی حل می‌شود – تمرین‌های تناسب اندام را در برنامه‌ی روزانه‌ی زندگی‌تان قرار دهید. در صورت نیاز، برنامه‌ی ورزشی‌تان را داخل تقویم بنویسید، ولی به هر شکل، خودتان را مجبور کنید تمرین‌های ورزشی را طبق برنامه انجام دهید. به همین سادگی. هم‌چنین، می‌توانید از برخی نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌ها نیز استفاده کنید تا برنامه‌های ورزشی‌تان را طبق برنامه انجام دهید.

۵. میراث

میراث مسئله‌ای است که باید آن را با زمان و میزان دسترسی‌تان به امکانات سازگار کنید تا بتوانید به خوبی کارهای مورد علاقه‌تان را پیگیری کنید. ولی میراث چیزی است که آدم‌ها شما را با آن به خاطر می‌آورند – معنای حقیقی زندگی‌تان، نه آن‌چه شما برای دیگران انجام داده‌اید، بلکه حسی که شما در آن‌ها به وجود آورده‌اید.

وقتی شما از این دنیا رفتید، آدم‌ها درباره‌تان چه چیزهایی تعریف می‌کنند؟ همین می‌تواند نشانه‌ی قدرت باشد.

من دل‌ام می‌خواهد دیگران من را به عنوان آدمی به یاد بیاورند که آهنگ‌های زیبایی ساخت، بازاریاب فوق‌العاده‌ای بود، و آدم بزرگی بود که قلبی از طلا داشت. چگونه می‌توان چنین میراثی به جای گذاشت؟

الف. دوست داشتنی باشید.
ب. شنونده‌ی خوبی باشید.
پ. روحیه‌ی گرمی داشته باشید.
ت. آثار مکتوب و غیرمکتوب فوق‌العاده‌ای تولید کنید.
ث. احساس خوبی در آدم‌ها ایجاد کنید.
ج. به جوانان توصیه و مشاوره‌ی رایگان بدهید، و در آینده نتیجه‌ی آن را بگیرید.
چ. اگر ثروت زیادی دارید، هرگز درباره‌اش صحبت نکنید.
ح. در صورت امکان، با یک خیریه همکاری کنید یا کار خیر انجام دهید.

در پایان روز، گاهی اوقات ممکن است در دل‌تان احساس کنید مسیر درستی را در پیش نگرفته‌اید، ولی این حس باید یک فکر گذار و موقتی باشد.

اگر به تدریج احساس می‌کنید این فکر مدت زیادی در ذهن‌تان باقی مانده است و هر روز ذهن‌تان درگیر خود می‌کند، احساس دچار یک مشکل هستید.

۳. جاستین ایپ

۴ نکته درباره مسیر رسیدن به موفقیت از زبان یک کارآفرین موفق

۱. آگاهی از امکان رسیدن به موفقیت

روزانه ایمیل‌هایی از مشتریان‌مان دریافت می‌کنیم که به ما می‌گویند وقتی داروهای بتا بلاکر ما را به همراه دارند، چه‌قدر در مواقع پر استرس احساس اعتماد به نفس می‌کنند، و این مسئله چه‌قدر توانسته‌ است زندگی‌شان را تغییر دهد. وقتی بتوانید پس از سال‌ها تلاش سخت، بازخوردهای مشتریان‌تان را دریافت کنید و متوجه شوید آن‌ها واقعا چه‌قدر از کاربرد تولیدات شما هیجان‌زده هستند، احساس شگفت‌انگیزی به شما دست خواهد داد.

شرکت کیک مشتریان‌اش را در لحظات خاص و مهمی از زندگی‌شان پشتیبانی می‌کند – هنگام ارائه‌ی اطلاعات در برابر دیگران، ملاقات‌های مهم، سخنرانی در رویدادهای عمومی، و نخستین قرارهای عاشقانه – و آن‌ها را قادر می‌سازد بتوانند زمان را تحت تسلط خود در آورند – نه این‌که تحت تسلط زمان قرار بگیرند. وقتی نیویورک تایمز دو هفته پس از آگهی استخدام شروع به انجام مصاحبه‌های شغلی کرد، می‌دانستم باید برای این افراد کاری انجام دهیم، و راه حل مفیدی را به میلیون‌ها آدم ارائه دهیم تا بتوانند با اضطراب موقعیتی و روزانه‌شان مبارزه کنند.

این فرایند به من نشان داد افسانه‌ی موفقیت یک شبه چه‌قدر اشتباه است – بیش از یک سال طول کشید تا بتوانیم محصول‌مان را ارزیابی و تولید کنیم و سپس آن را به مشتری عرضه کنیم. مشاهده‌ی چنین واکنش اولیه‌ی مثبتی از بازار مشکلات کار را اندکی آسان می‌کند، و با کمک آن می‌توانیم هدف کلی‌مان را در کمک به آدم‌ها و افزایش اعتماد به نفس‌شان به بیش‌ترین میزان ممکن پیگیری کنیم.

۲. تعریف موفقیت واقعی

همراه با پیشرفت در حرفه‌ام، تعریف من از موفقیت به تکامل رسیده است. از نظر من، موفقیت یعنی فرایند اکتشاف و تحقیق، نه صرفا رسیدن به مقصد.

حرفه‌ی من تا حدودی گوناگون و متنوع بوده است – من در قراردادهای دولتی، در یک مجله‌ی گردشگری تجربی، برای یک استارت‌آپ و نرم‌افزار راهنمای سفر، و اکنون به عنوان موسس یک شرکت بهداشتی و دارویی از راه دور کار کرده‌ام. حفظ ثابت قدمی و پشتکار در طول مسیر همان چیزی است که باعث به دست آوردن اعتبار برای من و اعتماد به نفس کافی برای تلاش جهت رساندن حرفه‌ام به سطوح جهانی شده است.

این حرفه پویا و فعال است و به مرور زمان تغییر می‌کند، ولی در هر لحظه‌ی خاص، اگر احساس کنم تمام تجربه‌های کاری (و شخصی) گذشته‌ام همگی در نقطه‌ای به هم برسند که به طور کامل از تمام مهارت‌ها و ابزارهایی استفاده کنم که در مسیر این راه به دست آورده‌ام، متوجه خواهم شد احتمالا در نقطه‌ی مطلوبی از زندگی حرفه‌ام قرار گرفته‌ام.

تجربه‌های‌ مختلف‌ام در طول زندگی دستاوردهای مطلوبی برای‌ام داشته‌اند؛ تجربه‌ی کار در استارت‌آپ راهنمای سفر باعث معرفی محصولات‌ام و رشد شرکت بهداشتی دارویی‌ام شده است. فرایند به دست آوردن محصول و مشتری در شرکت کیک تحت تاثیر تجربه‌ و دانشی به موفقیت رسید که در دوره‌ی کار در مجله‌ی گردشگری تجربی به دست آورده بودم.

مطلب مرتبط: ۵ نکته درباره رابطه موفقیت و پول از نظر دیناردی مدیر شرکت Nextiva

۳. چه وقت موفقیت در تضاد با زندگی‌تان قرار گرفته است

قویا باور دارم کار و زندگی هر کدام دارای فصل‌هایی هستند – گاهی اوقات کار نسبت به خانه و زندگی اولویت پیدا می‌کند، و بالعکس؛ ولی عدم تعادل طولانی مدت میان این دو مسئله اصلا خوب نیست و می‌تواند به فرسایش شخصی و درگیری‌های بین شخصی منجر شود.

پیش‌تر در آغاز دوران حرفه‌ای‌ام، به اشتباه فکر می‌کردم کار سخت‌تر و انجام بیش از ۸۰ ساعت کار در طول هفته تنها فرمول پیشرفت است و فقط همین عامل می‌تواند به شادی در زندگی منجر شود.

با همین تجربه، آموخته‌ام که باید به تنهایی به دنبال راه‌ حل باشم، یا از یک مربی یا روانپزشک کمک بگیرم؛‌ یعنی به طور کلی از هر فردی که بتواند دیدگاهی متفاوت و بی طرف به شما داشته باشد؛ به این ترتیب، قادر خواهید بود در زمان مناسب در مکان مناسب قرار بگیرید، و در صورت لزوم بتوانید از راه‌های جایگزین به مقصد برسید. توصیه‌ی چنین اشخاصی به من معمولا این است: برو بیرون و با سایر عزیزان و آدم‌هایی که برای‌تان ارزشمند هستند، به تفریح و سرگرمی بپردازد. این کار به ظاهر ساده به نظر می‌رسد، ولی گاهی اوقات می‌تواند به شکل شگفت‌انگیزی دشوار باشد.

۴. برداشت دیگران از موفقیت شما چگونه است

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که اقتصاد آن روز به روز بر مسائل روانشناختی تاثیر می‌گذارد؛ یکی از دلایل تاسیس شرکت کیک هلث نیز همین مسئله بوده است؛ یعنی ایجاد حرفه و تاسیس شرکتی که قرار باشد درآمد با ثباتی داشته باشد (و بیش‌تر مخاطبان آن مردان باشند).

زمانی در دهه‌ی ۱۹۸۰، گوردون جکو (شخصیت فیلم وال‌استریت) باعث شد رفتن به دنبال پول و ثروت متداول شود. متولدین حوالی سال ۲۰۰۰، علی‌رغم شهرت ناشایست‌شان برای تنبلی و احقاق حق، در حقیقت توانستند بار دیگر به گونه‌ای تعریف کنند که فقط جنبه‌های مالی آن قابل مشاهده نباشد، بلکه هم‌چنین به کار و زندگی انسان‌ها معنی، تجربه، و دستاوردهای غیر مالی نیز ببخشد.

شاید همه‌ با نظر من موافق نباشند – وقتی می‌شنوم نظر آدم‌ها در مورد شغل‌های‌شان این است که فقط کاری انجام می‌دهند تا درآمدی کسب کنند و زندگی‌شان ثبات بیابد، بسیار آزرده‌خاطر می‌شوم. این وضعیت شاید دقیقا مانند وضعیت سرآشپز ماهری باشد که از زبان یکی از مشتریان‌اش شنیده باشد که وی این غذا را فقط برای سیر شدن می‌خورد، نه این‌که بخواهد واقعا از طعم، بو، و احساس یک غذای دلپذیر لذت ببرد.

همیشه منتقدانی هستند که هیچ‌گاه شما را درک نمی‌کنند، یا کسانی که به تعریف شما از موفقیت حسادت می‌کنند، ولی بهترین کار این است که فقط حرف‌های‌شان را بشنوید، آن‌چه را به دردتان می‌خورد جدا کنید، سپس به مسیر درست و واقعی خود ادامه دهید.

۴. فرانسیس سیموویتز

موفقیت در کسب و کار و مهارت های فروش

۱. آگاهی از امکان رسیدن به موفقیت

مشخص کردن لحظه‌ای در روزهای نخست که به آگاهی از امکان رسیدن به موفقیت دست یافتیم، کمی دشوار است؛ زیرا در آن زمان، آن‌قدر به دنبال بقا و تثبیت جایگاه بودیم که موفقیت‌ها آن‌چنان به چشم نمی‌آیند.

سال گذشته در یک ماه، بالاخره پس از تلاش‌های بسیار توانستیم بزرگ‌ترین معامله‌ای را انجام دهید که پیش از آن هرگز تجربه‌اش را نداشتیم؛ و این اتفاقات چندین هفته پشت سر هم تکرار شد. لحظه‌ای که از حالت فروش سر به سر به حالت سودده رسیدیم، لحظه‌ای بود که فهمیدم می‌توانیم موفقیت را حس کنیم و آن را ادامه دهیم.

مطلب مرتبط: انگیزه اصلی رسیدن به موفقیت از نظر یک کارآفرین اجتماعی

۲. تعریف موفقیت واقعی

تعریف موفقیت برای هر آدم متفاوت است. از نظر من، موفقیت مقصد نیست، بلکه مسیری است که روی آن در حال حرکت هستم، و احساس آزادی برای ساختن و توسعه‌ی آن است.

پیش از این حرفه‌ی دیگری داشتم، و در آن هنگام، هرگز فکر نمی‌کردم بتوانم در چنین مسیر درستی قرار بگیرم. رسیدن به یک عملکرد خوب در کار، عشق به کار، و رسیدن به نتایج منصفانه در برابر تلاش‌ها همگی به من نشان می‌دهند در مسیر موفقیت قرار دارم.

۳. چه وقت موفقیت در تضاد با زندگی‌تان قرار می‌گیرد

برای رسیدن به موفقیت در کار خیلی چیزها را قربانی کردم. رسیدن به موفقیت یکی از دلایل طلاق‌ام بود. شوهرم بیش‌تر از من پول در می‌آورد، وی از من می‌خواست شغل‌ام را رها کنم و بچه‌دار شوم، ولی احساس می‌کردم نمی‌توانم یا نمی‌خواستم پیش از آن‌که به جایگاه دلخواه‌ام برسم – به کسی تبدیل بشوم که بتوانید آینده‌ی درخشانی برای فرزندم بسازم – مادر شوم.

زندگی چیزی است که من باید به شکل فعال روی آن کار کنم، و فقط من همین امسال توانستم به شکل ارادی چیزهایی نظیر سرگرمی‌ها و سایر علاقه‌مندی‌های‌ام را در اولویت قرار دهم؛ البته، همین کار هم کمی برای‌ام سخت بود. من خیلی جاه‌طلب هستم.

۴. برداشت دیگران از موفقیت شما چیست

مادربزرگ و پدربزرگ‌ام سر از کارم در نمی‌آورند و به شکل باورنکردنی گیج شده‌اند. من هم‌چنین، در استارت‌آپ‌ها نیز کار می‌کنم؛ میزان درآمدم در این استارت‌آپ‌ها همیشه به خوبی درآمدم از سایر مشاغل نیست. از طرف یکی از ۱۰۰ شرکت برتر مجله‌ی فورچون پیشنهاد قابل توجهی به من شد؛ با قبول این پیشنهاد می‌توانستم پول بیش‌تری نسبت به الان در بیاورم، ولی خودم انتخاب کردم که نقش رهبر یک سازمان را داشته باشم و در عوض کسب یک درآمد فوری ولی متوسط بتوانم کسب و کار خودم را خلق کنم.

این تصمیم باعث تعجب بسیاری از دوستان و اعضای خانواده‌ام شد؛ این آدم‌ها موفقیت را فقط در پول و سود مالی می‌بینند. من همیشه در هر مرحله از زندگی حرفه‌ام، فرصت‌های مناسب را به پول ترجیح داده‌ام؛ این انتخاب، در نهایت باعث می‌شود به چیزهایی دست پیدا کنم که از تصمیم خود راضی باشم.

از نظر من، این مسیر رسیدن به موفقیت است.

۵. انگیزه برای موفقیت

به نظر من، صلاحیت و مهارت اصلی من فروش است، و مهارت‌های فروش برای رهبری یک سازمان یا برای مدیریت یک شرکت ضروری است.

نخستین رئیس من در نقش یک فروشنده عقیده داشت فروشندگان بزرگ احساس خلاء و نیاز را درک می‌کنند یا علاقه‌ی ذاتی به بهبود وضعیت اطراف‌شان دارند. این احساس عملا تا حدودی در بسیاری از فروشندگان وجود دارد، ولی من واقعا به تاثیر آن در عملیات فروش اهمیت می‌دهم.

من عاشق این هستم که شاهد خلق چنین فرصت‌هایی باشم، یا ببینم دیگران حرفه‌ای را می‌آموزند و در آن رشد می‌کنند. هم‌چنین، من به عنوان یک زن مطلقه قویا احساس قدرت می‌کنم، و هرگز دوست ندارم فکر کنم که برای مراقبت از خود به کمک و تکیه بر یک مرد نیاز دارم.

من برای ایجاد کسب و کار و زندگی کردن به روش دلخواه‌ام به آزادی نیاز دارم، و همین مسئله هر روز به من انگیزه می‌دهد.

۵. انس بار فیلدز

انگیزه اصلی رسیدن به موفقیت از نظر یک کارآفرین اجتماعی

آگاهی از امکان رسیدن به موفقیت

در ۲۰۱۷، تصمیم گرفتم با یک سازمان غیر انتفاعی به نام الیشن تراست همکاری کنم؛ این سازمان فعالیت خود را وقف یافتن آدم‌هایی با استعدادهای پنهان می‌کند؛ آدم‌هایی که توانایی‌هایی ذهنی‌شان پرورش نیافته است. و هم‌زمان شرکت انتفاعی با مسئولیت محدود، به نام امپیرین تراست، را با همکاری دیگران تاسیس کردم؛ در این شرکت، به پشتیبانی از استارت‌آپ‌هایی می‌پردازیم که آدم‌های با استعدادی که خودمان کشف کرده‌ایم، راه‌اندازی کرده‌اند. و از آن‌جا که من عاشق انجام کارهای سخت و پیچیده هستم، یک اتاق فکر عمومی تحت عنوان شرکت مشاوره‌ی مشکلات بزرگ، در استرالیا تاسیس کردم.

اگر بخواهیم حساب بکنیم، طی یک سال سه استارت‌آپ در دو قاره تاسیس کردم.  متاسفانه، طوفان هاروی دو ماه بعد اقامتگاه‌ام را تحت تاثیر قرار داد، و برای مدتی همه چیز به نظر دشوارتر شد. با وجود این، گروه‌مان هم‌چنان رو به جلو حرکت می‌کرد، و هر سه شرکت رو به شکوفایی بود.

این شرکت‌ها از دوره‌ی چالش‌برانگیز ۲۰۱۷ عبور کردند؛ به همین خاطر، این موفقیت برای همیشه در ذهن‌مان باقی ماند. اگر بتوانید سه استارت‌آپ را فقط پس از چند ماه از تاسیس‌شان از یک طوفان بزرگ به سلامت عبور دهید، احتمالا به سمت موفقیت پیش خواهید رفت.

نمی‌خواهم بگویم در طول این مسیر مرتکب هیچ اشتباهی نشدم، زیرا واقعا دچار برخی اشتباهات شدم. ولی از این اشتباهات درس‌های درستی آموختم، و به طرز عاقلانه‌ای آن‌ها را تاکنون در کارهای‌ام اعمال کردم.

مطلب مرتبط: ۴ نکته درباره مسیر رسیدن به موفقیت از زبان یک کارآفرین موفق

برداشت دیگران از موفقیت شما چگونه است

من قویا معتقدم همه‌ی آدم‌ها می‌توانند موفق شوند. برای آن‌که از جای خود برخیزم، لازم نیست فرد دیگری شکست بخورد، و هیچ‌کس دیگری نباید فکر کند که تا من را به زیر نکشد، نمی‌تواند به موفقیت برسد.

با وجود این، با تمام تاسف و تعجب، همه‌ی آدم‌های دنیا با چنین نظری موافق نیستند. بسیاری از آدم‌ها ذاتا در ذهن‌شان به یک سلسله مراتب فکر می‌کنند. آن‌ها نمی‌توانند درک کنند چرا باید از این‌که (مثلا) شرکتی که با کمک من به رشد سریع رسیده است، اکنون از تمام شرکت‌های من موفق‌تر است، خوشحال باشم.

دلیل آن ساده است: شرکت‌هایی که ما به آن‌ها کمک می‌کنیم، به سایر شرکت‌ها کمک می‌کنند. این کار باعث می‌شود دنیا به جای بسیار بهتری برای زندگی همه‌ی ما تبدیل شود.

شاید پیش خودتان بگویید با این کار به جای آن‌که درصد درآمد و حقوق خود را بالا ببرم، مجبور هستم هزینه‌های زندگی خود را تا حد ممکن پایین بیاورم؛ ولی باید به این نکته توجه کنید که این کار باعث می‌شود سطح زندگی آدم‌های اطراف‌تان در مقایسه با شما با یک نسبت بالا و پایین شود.

انگیزه اصلی رسیدن به موفقیت

انگیزه‌ی اصلی من برای رسیدن به موفقیت نیست. انگیزه‌ی اصلی من این است که دنیا را به جای بهتری برای همه‌ی آدم‌ها تبدیل کنم؛ و این رویا فقط به گونه‌ای به تحقق خواهد رسید که من بتوانم به شکلی آن را به انجام برسانم که به موفقیت من و دیگران بیانجامد. و البته باید این تلاش‌ها ادامه یابد!

من همیشه می‌خواستم با ذهن‌ام کاری انجام بدهم تا مشکلات واقعی را حل کنم و کمک‌های ارزشمندی به جامعه ارائه دهم. پیش‌تر فکر می‌کردم می‌توانم با عضویت در انجمن‌های تیزهوشان نظیر منسا، انجمن پرومته، یا انجمن المپیک (که در دوره‌های زمانی مختلف عضو هر کدام از آن‌ها بوده‌ام) به این هدف برسم. با وجود این، به نظر نمی‌رسید این سازمان‌ها بتوانند چنین انگیزه‌ و نیروی حرکتی را در آدم به وجود بیاورند. بنابراین، آن‌چه را دنبال‌اش می‌گشتم، خودم ساختم.

در ۱۲ ماه گذشته، شرکت‌های من به پژوهش‌ها سرطانی، مبارزه علیه قاچاق انسان، امنیت سایبری، و بسیاری چیزهای دیگر کمک کرده‌اند. من عاشق تنوع و استفاده از ذهن‌ام برای انجام کارهای خوب هستم. این کارها باعث می‌شوند احساس کنم زندگی‌ام ارزشمند شود.

سخن آخر

هیچ تعریف واحدی از موفقیت وجود ندارد. اگر می‌خواهید به یک فرد موفق تبدیل شوید، ببینید چه چیزهایی به شما انگیزه و به زندگی‌تان معنی می‌دهند.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده – امیر رضا مصطفایی

منبع: lifehack

۵ تعریف موفقیت واقعی از آدم های فوق‌‌العاده موفق


bazdeh.org

 

0/5 (0 نظر)
همچنین بخوانید:  طرحواره درمانی چیست و چه کاربردهایی دارد؟
برروی تصویر کلیک کنید تا اپلیکیشن برای شما دانلود شود

علی اکبر

سیراف بعنوان مجله خبری و تفریحی فارسی زبانان از سال 96 فعالیت خود را آغاز کرده است، تمام تلاشم انتشار محتوای سالم و منحصر بفرد مورد نیاز کاربران ایرانی با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن