تعلیم و تربیتسلامتمادر و کودک

پنج راهکار برای حرف شنوی کودکان

امروزه تربیت کودکان امری خطیر است. استفاده ار روش‌های اصولی جهت افزایش حرف شنوی درکودکان اهمیت زیادی دارد.

امروزه تربیت کودکان امری خطیر است. استفاده ار روش‌های اصولی جهت افزایش حرف شنوی درکودکان اهمیت زیادی دارد. آیا متقاعد کردن فرزندتان کاری دشوار است؟ به همین منظور من و دوستانم یک گروه خود درمانی تشکیل دادیم. این کار اصلاً خنده‌دار نیست. گوش دادن کودکان به حرف والدین یکی از بنیادی‌ترین اصول تربیتی است. اگر شما هم با فرزندان خود در مقوله حرف شنوی با چالش روبه‌رو هستید. مطالب گلبوکی را دنبال کنید.

کلیات در مورد حرف شنوی کودکان

در چند ماه گذشته من لحظات بسیار سختی را تجربه کردم. در مقام یک مادر دلمشغولی‌های زیاد داشتم. اوضاع اصلا خوب نبود. دخترانم من را نادیده می‌گرفتند. به‌بیان‌دیگر از من حرف شنوی نداشتند. حداقل چنج بار در روز باید وظایفشان نظیر پوشیدن لباس، خاموش کردن تلویزیون، مسواک زدن دندان‌ها را یادآوری می‌کردم. بعد از این همه تاکید باز هم از من حرف شنوی نداشتند.؛ بنابراین من چند بار دیگر و هر دفعه با صدایی بلندتر از دفعه قبل درخواست‌های خود را بیان می کردم.

به نظر می‌رسید این تنها راه متقاعد کردن بلر ۶ ساله و درو ۴ ساله است. این موضوع من را وادار به انجام اعمالی مانند اهالی نیوجرسی می‌کند. آن‌ها معمولاً فریاد می‌زنند و کودکان خود را تهدید می‌کنند که اگر از تخت خواب بیرون نیایند پتوهایشان از روی سرشان کشیده می‌شود.

من اصلاً دلم نمی‌خواست جزو این دسته از والدین باشم. عدم حرف‌شنوی آن‌ها از دستورات ما باعث شد تا احساس عجز کنیم. در برنامه هدف که یکشنبه‌شب پخش می‌شود، شنیدم که کمتر از یک‌پنجم والدین به فرزندانشان می‌گویند «اگر از ما حرف‌شنوی نداشته باشید ما همین الان اینجا را ترک می‌کنیم.» من در آن لحظه متوجه شدم که تعداد زیادی از والدین مشکلاتی شبیه مسائل من را تجربه می‌کنند.. من به خاطر ضعف خود در والدگری بسیار تاسف خوردم. شانسی که آوردم این بود که یکی از دوستان کتابی با عنوان «چگونه با کودکان صحبت کنیم تا گوش دهند و چگونه گوش دهیم تا کودکان صحبت کنند» نوشته آدل فابر و الین مازلیش را به من معرفی کرد.

این کتاب را در امر تربیت بسیار مقدس می‌دانند وقتی کتاب مذکور را جستجو می‌کردم چیز جالبی دیدم. نویسندگان کتاب رونشناس نیستند و آن‌ها هم مثل من مادر بودند. این کتاب پرفروش‌ترین محصول در سطح ملی شد. والدین هنوز هم از ایده‌های نویسندگان آن‌که کارگاه آموزشی هم در همین راستا برگزار می‌کردند، بهره زیادی ببرند.

ما می‌خواستیم بدانیم هنوز هم توصیه‌های آنان کاربرد دارد یا نه؟ به همین خاطر با دوستان مادرم یک گروه چهارنفره تشکیل دادیم. من یک سی دی و راهنما از کتاب مذکور را برای اعضای گروه خریداری کردم. ما به مدت هفت هفته هر سه‌شنبه‌ شب در اتاق نشیمن منزل من دورهم جمع می‌شدیم. جلسات ما ۹۰ دقیقه بود. محور صحبت‌های ما در این ملاقات راهکارها و مبارزات ما برای افزایش حرف‌شنوی کودکان بود. این جلسات بر اساس یک برنامه ۱۲ گامی بود.

ما دقیقاً به هر آنچه بازیگران در ویدئو انجام می‌دادند، عمل می‌کردیم. همچنین تکالیف ارائه‌شده توسط نویسندگان را هم انجام می‌دادیم.

به‌عنوان‌مثال تکنیک‌ها چطور صحبت کنیم و والدین آزاد، فرزندان آزاد را انجام می‌دادیم. پس از مدتی دریافتیم که مهارت‌های ارتباطی جدیدی را به لطف توصیه‌های فابر و مازلیش آموخته‌ایم، برایمان کاربردی ندارد. به‌عنوان‌مثال قرار دادن لیست کارهای روزانه بر روی یخچال و فریز کاربردی نبود چون مجبور بودم دائماً به دخترانم یادآوری کنم تا به یخچال نگاه اندازند. غیرازآن باید برای انجام مسئولیت‌هایشان چندین بار تذکر می‌دادم؛ اما سایر توصیه‌ها بچه‌ها را وادار به حرف‌شنوی از ما می‌کرد. در این شرایط ما دیگر سرشان داد نمی‌زدیم. یکی از هم‌گروهی‌های ما به نام کری که مادر یک کودک شش‌ساله بود در پایان جلسات گفت که این نکات کارایی زیادی داشت.

۱- راهکار اول حرف شنوی کودکان ،منظورتان را یک کلمه بگویید

در ابتدای هر قسمت یک موقعیت و نوع برخورد قدیمی و مدرن را به شما توضیح می‌دهیم تا درک بهتری نسبت به این اصول پیدا کنید.

مثال: دختران من تنها وظیفه بردن ظرف‌های غذایشان را در سینک ظرف‌شویی داشتند. هنوز هم شبی نیست که من به آن‌ها این موضوع را یادآوری نکنم. درگذشته با به‌کارگیری روش قدیمی بعدازاینکه آن‌ها دستورات من را نادیده می‌گرفتند، من فرزندان خود بلر و درو را می‌نشاندم و ده دقیقه راجع به اینکه من مستخدم آن‌ها نیستم و اینکه اینجا رستوران نیست سخنرانی می‌کردم.

روش بهتر: کودکان معمولاً در مورد مسئولیت‌های خودآگاهی دارند. آن‌ها فقط به یادآوری ساده نیاز دارند. فابر می‌گوید (وقتی شما دستورات خود را مدام تکرار می‌کنید، در حقیقت این کودکان هستند که شما را کنترل می‌کنند) در عوض این کار در یک کلمه دستور خود را بگویید و اجازه بدهید آن‌ها از حافظه خود استفاده کنند. درنتیجه یک‌شب بعد از شام تمام آن چیزی که به بچه‌ها گفتم تنها کلمه (بشقاب) بود. من منظور خود را در یک کلمه خلاصه کردم. اول دخترها طوری به من نگاه کردند که انگار به زبان دیگری صحبت می‌کنم، اما یک ثانیه بعد بشقاب‌های را برداشتند و به آشپزخانه رفتند. پس از یک ماه تکرار دیگر نیازی به گفتن نداشتم آن‌ها این کار را به‌صورت خودکار انجام می‌دهند.

شاید جالب باشد که بدانید کلمه (دندان) هم کارآمد است. گفتن این کلمه به‌اندازه‌ای خوب بود که باعث شد، آن‌ها مسواک بزنند. من کلمه (کفش) را هم جایگزین جملات تکراری هر روزه خود کردم. دیگر جمله (کفش‌های خود را پیدا کنید و بپوشید) را استفاده نمی‌کنم. وقتی بلر فریاد می‌زند و می‌گوید آن را به من بده، من تنها به می‌گویم (کلمه خوب) و آن بلافاصله جمله (درو، خواهش می‌کنم آن را به من بده) را بیان می‌کند.

۲- کودکان خود را توانمند کنید

یک روز فرزند من برگشت، چرخید و بعد از کلی فعالیت روی صندلی نشست. در روش قدیمی وقتی اورلی آرام و قرار نداشت، مادرش میشل به او می‌گفت که (باید بنشینی) بعد از مدتی هم با ناراحتی جمله‌ای شبیه (باید بنشینی درک این موضوع انقدر برات سخته؟). درنتیجه اورلی نه‌تنها حرف‌شنوی نداشت، بلکه بدون اینکه بنشیند شروع به گریه می‌کرد. علی‌رغم زمان دادن میشل به او بازهم او حرف‌شنوی نداشت و رفتارش را هم‌تغییر نمی‌کرد.

روش بهتر اما بیان واقعیت موجود به‌جای دستور صادر کردن متداول است. فابر می‌پرسد (آیا کسی است که با دستورات ثابت مخالفت نکند؟). کودکان ربات نیستند که برای اجرای دستورات ما برنامه‌ریزی‌شده باشند. آن‌ها باید قدرت انتخاب داشته باشند. برای همین است که اکثر اوقات کودکان برعکس درخواست ما عمل می‌کنند. ترفند تربیت این است که بخشنامه خود را به یک‌لحظه تدریس تغییر دهید.

بنابراین به‌جای اینکه بگوییم (شیر را کنار بگذار) به‌سادگی جمله (شیر وقتی بیرون بماند، خراب می‌شود) به کار ببریم. فابر توضیح می‌دهد پیام این رویکرد به کودک (من می‌دانم وقتی‌که همه اطلاعات را در دست دارید کارهای صحیح را انجام خواهید داد) درنتیجه دفعه بعد که اورلی در هنگام صرف غذا، جنگل بازی می‌کرد. میشل نفس آرامی کشید. بعد گفت (این قبلاً هرگز اتفاق نیفتاده است) او هنوز هم گاهی مجبور است بارها به دخترش تذکر بدهد؛ اما سرانجام اورلی حرف او را گوش کرد. این تکنیک در مورد سایر موقعیت‌ها هم کاربرد دارد.

میشل به‌جای اینکه بگوید (به اونا دست نزن) حالا می‌گوید (این چیزهای ظریف می‌توانند به‌راحتی بشکنند) کلمه اختصاری دیگر (سطح سبز لوگو) است. دفعه بعد که خواستیم با آن‌ها بازی کنید، می‌توانید به‌راحتی لوگوها را پیدا نمایید عبارت (توالی‌های نامنظم، زشت هستند) هم برای مرتب کردن وسایل مناسب است.

۳- سومین راهکار حرف شنوی کودکان ،به فرزند خود حق انتخاب دهید

برای تشریح راهکار سوم حرف شنوی کودکان می‌خواهیم موقعیتی را برای شما شرح دهیم. سه پس از آخرین جلسه ما، جوآن کودکان خود را به پارک مجیک کینگ برد. در آنجا وی برای محافظت از پوست بچه‌ها در برابر آفتاب به کودکان کلاه داد. دختر شش‌ساله جوآن کلاه با رضایت کامل سر کرد. برعکس سام ۵ ساله از انجام این کار امتناع کرد. در روش قدیمی جوآن می‌گوید (من سعی کردم او را برای همکاری ترغیب کنم) اما درنهایت به‌ناچار فریاد می‌زند (اگر این کار نکنی، دیگه حق نداری از وسایل بازی استفاده کنی) سام هم با گریه‌ی بلند واکنش نشان می‌دهد و طبیعتاً در این حالت هیچ‌کس نمی‌تواند از تفریح لذت ببرد.

در روش بهتر چند انتخاب به کودکان بدهید. فابر در این مورد دریکی از سی‌دی‌های کارگاه توضیح می‌دهد (تهدید و مجازات مؤثر نیستند) در این حالت کودکان به‌جای اینکه احساس پشیمانی از عدم همکاری و حرف شنوی کنند، لجبازتر می‌شوند. وقتی او را در تصمیم خود مشارکت می‌دهید او به‌مراتب بیشتر ازآنچه موردنظر شما است کار انجام می‌دهد و حرف شما را گوش می‌دهد. درنتیجه جوآن تصمیم نهایی را به پسرش واگذار کرد (سام می‌توانی الان کلاه را بر سر بگذاری یا در آخر بازی) سام هنوز هم گوش نمی‌کرد. جوآن می‌گوید (بعدازاینکه با پرواز پیترین را از دست داد. گفتم (سام این کلاهت است) و او هم آن را بر روی سرش قرارداد.

۴- انتظارات خود را واضح بیان کنید

امی به بچه‌هایش اجازه می‌دهد قبل از رفتن به مدرسه تلویزیون را روشن کنند و بعد از پایان برنامه، لباس ادرین ۴ ساله را تنش می‌کند. درحالی‌که آنجلا ۷ ساله هنوز در حال تماشای تلویزیون است. وقتی نوبت آنجلا رسید که آماده شود او ناله می‌کرد و می‌گفت (لطفاً فقط ده دقیقه دیگر خواهش می‌کنم) در طرز برخورد قدیمی‌ امی فریاد می‌زند (نه شما به‌اندازه کافی تلویزیون تماشا کردید، بس است.) و آنجلا بیشتر التماس می‌کند امی هم فریاد می‌زند (گفتم نه) سپس پس از التماس‌های بیشتر فرزندش امی اضافه می‌کند (تو بیش از آدرین زمان برای تماشای تلویزیون داشتی، تو ناسپاس هستید)

در روش بهتر به فرزندانتان اجازه دهید قبل از موعد برنامه خود را بدانند، او باید به آنجلا چنین چیزی را بگوید (بعدازاینکه دندان‌های خود را مسواک زدی و لباس پوشیدی و کاملاً آماده رفتن به مدرسه شدی، درزمانی که من لباس‌های برادرت را می‌پوشانم می‌توانی کمی بیشتر تلویزیون تماشا کنی به‌این‌ترتیب به‌موقع به مدرسه خواهی رسید) نتیجه اینکه بعد از به‌کارگیری این تکنیک توسط امی، آنجلا بدون گفتن یک کلمه تلویزیون را خاموش کرد، اما صبح روز دوم او امتناع کرد و دوباره شروع به نق‌نق کرد.

امی به‌سرعت فهمید که این بار قبل از طرح درخواست این نکته را به آنجلا یادآوری نکرده است. بنابراین صبح روز بعد دوباره انتظار خود را به‌روشنی بیان کرد (وقتی من با آدرین می‌روم، انتظار دارم تلویزیون را خاموش‌کنی). امی به موفقیت دست پیدا کرد. او دریافت که این استراتژی در سایر موقعیت‌ها هم به همان اندازه مؤثر واقع می‌شود به‌عنوان‌مثال، تا زمانی که بازی را که شروع کردی تمام نکنی بازی جدیدی نباید انتخاب کنید.

۵- برای احساسات آن‌ها نام بگذارید

تاتوم دختر شش‌ساله کری به خوشحالی به‌نوبت به دوستش حباب درست می‌کردند. ناگهان تاتوم به درون اتاق دوید و با صدای بغض‌آلود گفت (مینا به من نوبت نمی‌دهد)، در روش قدیمی کری می‌گوید (دلیلی برای گریه کردن وجود ندارد) تاتوم در این شرایط چه می‌کند؟ روش بهتر والدین هم باید به فرزندان خود گوش بدهند. فابر استدلال می‌کند (همه می‌خواهند بدانند که شنیده و درک می‌شوند) گفتن این جمله به کودکان برای متوقف کردن گریه این پیام را ارسال می‌کند که احساسات تو اهمیتی ندارند.

کودکان غالباً گریه می‌کنند یا غر می‌زنند، ،فریاد می‌زنند و یا پا می‌کوبند. چون نمی‌توانند درست دلیل ناراحتی خود را بیان کنند. شاید هم نمی‌دانند چگونه با احساسشان کنار بیایند. فابر می‌گوید (شما باید کلمات مناسب را برای بیان احساساتشان به آن‌ها یاد دهید) درنتیجه دفعه بعد کری به چشمان متورم تاتوم نگاه کرد و آنچه را که دخترش احساس می‌کرد را توصیف کرد (به نظر می‌رسد تو واقعاً ناامید هستی) تاتوم با تعجب به او خیره می‌شود و سپس بیان می‌کند (بله من ناامید هستم).

روش حرف زدن با کودک

کری جلو خود را گرفت تا نصیحت نکند یعنی جملاتی نظیر (تو احتیاج داری تا …) یا (مینا هم نوبت دارد؟) یا (این زندگی است) را به کار نبرد. در عوض تاتوم گفت (کاش دو تا بطری حباب‌ساز داشتیم) کری پرسید (چطور می‌توانیم این کار را انجام دهیم تا بین تو و مینا عدالت برقرار شود؟) و تاتوم جواب داد (با رعایت زمان در نوبت) کری پیشنهاد داد که آن‌ها از تایمر آشپزخانه استفاده کنند و تاتوم این موضوع را به مینا توضیح داد و همه خوشحال شدند.

کری می‌گوید (خیلی سخت است که از توضیح دادن اجتناب کنی) حق با آن است. عباراتی مانند (شما هیچ‌وقت از من حرف‌شنوی ندارید)، (چند بار به شما بگویم) باعث آزار و مشغولی ذهن وی می‌شود. در طول کارگاه آموزشی من و دوستانم متوجه شده‌ایم که برای متوقف کردن این عبارات کمی تمرین نیاز داریم. تمام نکته این است که نحوه گفتگو با فرزندان خود را تغییر دهیم. بعدازاین تحول نه‌تنها آن‌ها از ما حرف‌شنوی خواهند داشت بلکه ما را به‌طور کامل درک می‌کنند.

درنتیجه می‌توان گفت که بهبود حرف‌شنوی در کودکان تنها نیازمند ارتقای مهارت والدگری والدین است. به‌کارگیری نکاتی مانند دادن حق انتخاب، مشارکت و نظرخواهی از کودکان و نوجوانان، توجه به علایق آن‌ها موجب تحکیم روابط صمیمانه بین اعضای خانواده می‌شود. با درک متقابل و عدم فشار حرف‌شنوی در کودکان و نوجوانان رخ خواهد داد و متقاعد کردن آنها زمان کمتری می‌برد و والدین با چالش‌های کمتری روبه‌رو هستند.

 

همچنین بخوانید:  ۱۴ ماسک برای پوست خشک + نحوه استفاده
0/5 (0 نظر)
برروی تصویر کلیک کنید تا اپلیکیشن برای شما دانلود شود

علی اکبر

سیراف بعنوان مجله خبری و تفریحی فارسی زبانان از سال 96 فعالیت خود را آغاز کرده است، تمام تلاشم انتشار محتوای سالم و منحصر بفرد مورد نیاز کاربران ایرانی با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن