شعر و ادب

مجموعه زیبا از گلچین اشعار عاشقانه بسیار ناب و کوتاه رودکی

در این مطلب گزیده ای از اشعار عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای رودکی را آماده کرده ایم. رودکی هم مانند دیگر شعرهای تاریخی ایران نامی طولانی دارد ( ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم ) و اشعار او بیشتر در مورد بی وفایی و ناپایداری دنیای مادی است.

مجموعه زیبا از گلچین اشعار عاشقانه بسیار ناب و کوتاه رودکی

در این مطلب گزیده ای از اشعار عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای رودکی را آماده کرده ایم. رودکی هم مانند دیگر شعرهای تاریخی ایران نامی طولانی دارد ( ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم ) و اشعار او بیشتر در مورد بی وفایی و ناپایداری دنیای مادی است. این شاعر بزرگ ایرانی به دلیل اینکه بزرگترین شاعر در دوره خود یعنی سده چهارم هجری قمری بوده است با نام استاد شاعران هم شناخته می شود، برای مطالعه این متن های زیبا در ادامه با سایت چی شی همراه باشید.

شعرهای رودکی

با آن که دلم از غم هجرت خونست

شادی به غم توام ز غم افزونست

اندیشه کنم هر شب و گویم یا رب

هجرانش چنینست، وصالش چونست؟

اشعار زیبای رودکی

در عشق، چو رودکی، شدم سیر از جان

از گریهٔ خونین مژه‌ام شد مرجان

القصه که از بیم عذاب هجران

در آتش رشکم دگر از دوزخیان

دوبیتی های رودکی

دل سیر نگرددت ز بیدادگری

چشم آب نگرددت، چو در من نگری

این طرفه که دوست تر ز جانت دارم

با آن که ز صد هزار دشمن بتری

دیدار به دل فروخت، نفروخت گران

بوسه به روان فروشد و هست ارزان

آری، که چو آن ماه بود بازرگان

دیدار به دل فروشد و بوسه به جان

شعر زیبای رودکی

گر بر سر نفس خود امیری، مردی

بر کور و کر ار نکته نگیری، مردی

مردی نبود فتاده را پای زدن

گر دست فتاده‌ای بگیری، مردی

اشعار خاص رودکی

در منزل غم فگنده مفرش ماییم

وز آب دو چشم دل پر آتش ماییم

عالم چو ستم کند ستمکش ماییم

دست خوش روزگار ناخوش ماییم

ای نالهٔ پیر خانقاه از غم تو

وی گریهٔ طفل بی گناه از غم تو

افغان خروس صبح گاه از غم تو

آه از غم تو! هزار آه ازغم تو!

اشعار بلند رودکی

اگرچه عذر بسی بود روزگار نبود

چنان که بود به ناچار خویشتن بخشود

خدای را بستودم، که کردگار من است

زبانم از غزل و مدح بندگانش نسود

همه به تنبل و بند است بازگشتن او

شرنگ نوش آمیغ است و روی زراندود

بنفشه‌ های طری خیل خیل بر سر کرد

چو آتشی که به گوگرد بردوید کبود

بیار و هان بده آن آفتاب کش بخوری

ز لب فرو شود و از رخان برآید زود

اشعار عاشقانه رودکی

بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل

بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل

این غم، که مراست کوه قافست، نه غم

این دل، که تراست، سنگ خاراست، نه دل

بهترین اشعار رودکی

در رهگذر باد چراغی که تراست

ترسم که بمیرد از فراغی که تراست

بوی جگر سوخته عالم بگرفت

گر نشنیدی، زهی دماغی که تراست!

ناب ترین اشعار رودکی

زلفت دیدم، سر از چمان پیچیده

وندر گل سرخ ارغوان پیچیده

در هر بندی هزار دل در بندش

در هر پیچی هزار جان پیچیده

رباعی از رودکی

نارفته به شاهراه وصلت گامی

نایافته از حسن جمالت کامی

ناگاه شنیدم ز فلک پیغامی:

کز خم فراق نوش بادت جامی!

شعر رودکی درباره یار

چون کار دلم ز زلف او ماند گره

بر هر رگ جان صد آرزو ماند گره

امید ز گریه بود، افسوس! افسوس!

کان هم شب وصل در گلو ماند گره

chishi.ir

 

همچنین بخوانید:  دبیره پارسی لاتین

علی اکبر

مجله سیراف از سال 96 فعالیت خود را آغاز کرده است،تمام تلاشم انتشار محتوای سالم و منحصر بفرد مورد نیاز کاربران با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا