دانلود رمان شوفر جذاب من از الهه_ا
دانلود رمان شوفر جذاب من از الهه_ا
دانلود رمان شوفر جذاب من از الهه_ا دایان… دایان نقوی…پسری زخم خورده و پر از کینه… برای خالی کردن خشمش، بادیگارد برکه معتمد میشه. دختری که نامزد داره و از هیچ کدوم از اتفاقاتی که افتاده، باخبر نیست. دایان برای گرفتن انتقام از شاهین، دست رو زنش میذاره و به برکه دست درازی میکنه و حاملهش میکنه…
- عنــوان : رمان شوفر جذاب من
- نویسنده : الهه_ا
- زبان : فارسی
- شاخه : رمان
- فرمت کتاب : pdf
- کیفیت کتاب : ۸۰ درصد
- تعداد جلد : ۱ جلد
- حجم فایل : MB
- ارسال به تلگرام هم داریم

خلاصه رمان شوفر جذاب من
من میدونم ولی خانواده هامون نمیدونن ما دو تا چمونه… من تا جایی که بتونم جلوشون رو میگیرم ولی برکه لطفا توام زودتر خودت رو جمع و جور کن تا سر و سامون بگیریم. باشه فقط تو به عمو و زنعمو بگو که من فعلا درگیر دانشگاه و پروژه امم یکم که سبک تر بشه همه چی رو جدی تر میکنیم باشه شاهین؟ از اشتها افتاده بودم و با غذام بازی میکردم می دونستم شاهین از قصد و منظور این حرف رو زده بود وگرنه آدمی نبود که بخواد حرف بقیه واسش مهم باشه….
بریم تو حیاط شاهین؟ آره بریم… با بالا زدن پاچه شلوارم کنار استخر نشستم و پاهامو داخل آب کردم. دستاشو تو جیب شلوارش کرده بود و هنوز ایستاده بود سرمو بالا گرفتم و بهش نگاه کردم و گفتم: نمیشینی؟ اینجوری حال نمیده. آروم پاهامو تو آب تکون دادم و باشه ی آرومی گفتم. چشمام رو بسته بودم و تو حال و هوای خودم بودم که صداش باعث شد تو جام بپرم. بهت خوش میگذره؟
با وحشت چشمام رو باز کردم و بهش نگاه کردم. چرا اینجا اومده بود وقتی میدونست شاهین هر لحظه ممکن سر برسه؟
اینجا چیکار میکنی دایان؟ زودتر برو تا شاهین نیومده نفسش رو کلافه بیرون فرستاد و گفت کجا رفتش؟ رفت تو انباری. اگه تو رو اینجا ببینه شک میکنه ها بهتره بری تا شر نشده. دستاشو تو جیب شلوارش کرد و گفت: نگرانت بودم
خندیدم و با دست به گوشه گوشه حیاط اشاره کردم و گفتم
تو خونه ای که پر از دوربین چرا باید نگران بشی دایان؟