موانع حضور قلب در نماز
موانع و مشكلات مختلفى فرا روى نمازگزار است كه باعث حواس پرتى و عدم حضور قلب در نماز مى شود و اين مورد نهى شديد پيشوايان معصوم قرار گرفته است.

فهرست این نوشتار:
موانع و مشکلات مختلفى فرا روى نمازگزار است که باعث حواس پرتى و عدم حضور قلب در نماز مى شود و این مورد نهى شدید پیشوایان معصوم قرار گرفته است.
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) در وصیتى به على (علیه السلام) فرمود: «یا على خداوند از امت من که در حال نماز بازى مى کنند، کراهت دارد».
۱ امام على (علیه السلام) نیز فرمود:
«لا یَقومن اَحَدُکم فِى الصّلاهُ متکاسلاً و لا ناعساً و لا یُفَکِّرنَ فِى نَفْسِه فَاِنَّه بَیْنَ یَدَى رَبِّه و اِنَّما لِلْعَبْدِ مِنْ صَلاتِه ما اَقْبَلَ عَلیه مِنها بِقَلْبِه» ۲
«در حال کسالت و چرت زدن نماز نخوانید و در حال نماز به فکر خودتان نباشید زیرا در محضر خدا ایستاده اید. به درستى که آن مقدار از نماز بنده قبول مى شود که قلباً به خدا توجّه داشته باشید.
نمازگزار نباید با حالت کراهت و ناخوشایندى وارد نماز شده و در تمام کردن آن عجله کند. خداوند جل جلاله درباره برخى از کسانى که آروزهایشان را نومید، و امکان اقبال و توجهشان به خدا را از بین برده مى فرماید: «ذلک بانهم کرهوا ما انزل الله، فاحبط اعمالهم» ۳
«و این به خاطر آن بود که آنان از آنچه خداوند فرو فرستاده بود کراهت داشتند لذا خداوند اعمال آنان را نابود گردانید.»
یاد نماز از مصادیق «ما أنزل الله» مى باشد پس از آن کراهت نداشته باش، تا مبادا به هلاکت و نابودى گرفتار گردى. نماز با عجله نمى تواند با حضور قلب باشد چرا که فکر، خیال و قلب چنین آدمى، دایماً متوجه به اتمام نماز و عمل بعد از نماز مى باشد.انگیزه تند خوانى، حاضر شدن نزد محبوب کذایى است و از اینکه چند لحظه اى در نزد کسى که قلبش متوجه او نیست، ایستاده، رنج مى برد و مى خواهد هر چه سریع تر به طرف کسى یا کارى که دوست دارد، پرواز کند ، اگر کسى قلبش متوجه خدا باشد و از این حضور راضى باشد، لزومى براى تندخوانى و فراز از نماز نمى بیند چون در حضور کسى است که باید باشد لذا تمام حواسش را متمرکز به محبوب واقعى دیگر مى نماید.
شاید این مطالب را هم بپسندید:
موانع مختلف بر حضور قلب
از دیگر عوامل حواس پرتى، انجام دادن مکروهات همانند بازى کردن با سر و ریش و لباس و اعضاى بدن، خاراندن بدن، به اطراف توجّه کردن، پوشیدن لباس و جوراب تنگ به پاک کردن، خمیازه کشیدن اختیارى، نگاه کردن به آسمان، گذاردن دست به کمر، فشار دادن بند انگشت ها، مقابل آتش ایستادن، مقابل در باز ایستادن وأ است.
انجام دادن این امور، اگرچه موجب بطلان نماز نمى شود ولیکن موجب حواس پرتى و عدم حضور قلب در نماز مى شود و در هر صورت باید آنها را ترک کنیم. در اینجا به بعضى از این موانع اشاره مى شود.
۱ پرخورى باعث کسالت و بى توجهى به نماز
پرخوردن مضرات بسیارى در پى دارد که یکى از آنها، زیان به عبادت و نماز است. کسى که با شکم پر قیام به نماز نماید، از نمازش چندان بهره اى نمى برد و نمازش به او سودى نمى بخشد چون بدون نشاط و شادابى بلکه با کسالت و بى حالى به خداوند توجّه کرده است و چنین شخصى از عبادتش چندان طرفى نبند و به عمق و حقیقت عبادت نرسد. به همین خاطر او را در ملکوت آسمان ها راهى نیست چنانکه ابن عباس از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) روایت کرد که فرمودند:
«لایَدخلُ مَلَکوتُ السَماءِ مَن مَلأ بَطنه» ۴
«کسى که شکمش پر باشد، وارد ملکوت آسمان نشود».
به همین جهت امام على (علیه السلام) مى فرماید: «از پرخورى دورى کنید که موجب قساوت قلب و باعث کسالت از اقامه نماز و سبب تباهى بدن است» ۵ .
طبق فرموده قرآن: «نماز با کسالت، نماز مؤمنان و موحّدان نیست.». ۲
۲ خوددارى از بول در حال نماز
از جمله عواملى که موجب عدم کمال نماز است و باعث مى شود که نماز در روح نمازگزار اثر نبخشیده و تأثیر تکاملى نداشته باشد، خوددارى از بول و باد معده است. چنانچه در رساله هاى علمیه مراجع تقلید آن را از مکروهات در نماز دانسته اید یعنى، بهتر است که در این حالت فرد قیام به نماز نکند. در روایتى از امام صادق (علیه السلام) وارد شده است که فرموده اند:
«لا صَلاه لِحاقِن ولا حاقِبٍ» ۷
«کسى که در حال خوددارى از بول یا باد معده نماز بخواند، نمازش کامل نیست.»
البته این شاید بدان جهت باشد که شخص نمازگزار در چنین حالتى، فاقد تمرکز حواس بوده و به فکر نمازش نیست. کسى که در حال عمل عبادى توجّه بدان نداشته باشد و نداند که مشغول چه کارى مى باشد، مسلم است که آثار و نتایج آن را نیز نخواهد دید.
۳ چشم چرانى
یکى از عواملى منجر به حواس پرتى و عدم تمرکز انسان در نماز مى شود و همیشه فکر و چشم او را به این سو و آن سو مى کشاند، چشم چرانى هاى قبل از نماز است. چشم چران، کسى است که کنترل چشم خود را ندارد و به هر طرفى خیره مى شود و چه بسا نگه دارى چشم از اختیار او خارج شده و به صورت عادت در آمده است که ترک آن مشکل به نظر مى آید. چشم چرانى قبل از اینکه براى دیگران مزاحمت و ناراحتى ایجاد کند، براى خود شخص مضرّ است و موجب آشفتگى، اضطراب، عدم اعتماد به نفس، بى حالى و رخوت نسبت به معنویات، مخصوصاً نماز مى گردد که روان کاوان دستور به درمان چنین بیماریى داده اند. خداوند سبحان زن و مرد را از چشم چرانى نهى نموده است.
کسى که معتاد به چشم چرانى شده، فکر، خیال و قلبش مشغول دیده مى شود و روحش آشفته و ذهنش مشوش مى گردد و هنگام عبادت، قوه خیالش با این آشفتگى به پرواز در مى آید و به شاخه هایى پرواز مى کند که با چشم خود مشاهده کرده است.
ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد
امیرالمومنین على (علیه السلام) مى فرماید:
«العَینُ جاسوسُ القلبِ و بَریدُ العَقلِ» ۹
«چشم، جاسوس قلب و فرستاده عقل است».
در هر حال اگر در بیرون از نماز چشم آزاد بود، محال است هنگام نماز متمرکز به خدا شود و اگر در بیرون نماز چشم فرّار بود، در هنگام نماز هم آزاد است یعنى هر چه چشم ضبط کرده و ذخیره کرده، هنگام نماز مزاحم مى شود. پس حفظ و کنترل حواس در نماز منوط به حفظ و کنترل چشم در بیرون از نماز است. چگونه ممکن است کسى که عادت به نگاه پراکنى کرده، بتواند هنگام عبادت به طرف محبوب واقعى پرواز کند؟ قلبى که آشفته محبوب پندارى است، چگونه معشوق واقعى را مى بیند؟
تو درون نماز و دل بیرون
گشت ها مى کنى به جهانى
این چنین حالتى پریشان را
شرم نآید نماز مى خوانى؟
۴ پرخوابى
پرخوابى هم یک نوع مریضى است که مبتلا به آن، نه تنها توفیق تحصیل حضور قلب پیدا نمى کند بلکه تارک نماز هم مى شود. پرخوابى و اعتیاد به آن، جسم را بى حال مى کند و موجب ضعیف شدن اراده مى گردد و اعتماد به نفس از آدمى که سلب مى شود که در نتیجه آدمى در مقابل معنویات عکس العمل منفى نشان مى دهد. چنین شخصى در نماز با حالت خواب آلود رو به رو مى شود و هنگام بیدار شدن از خواب، به سختى بر مى خیزد و به علت اسارت خواب، با بى حالى وضو مى گیرد و طورى صورت را مى شوید که خواب از سرش نپرد و در هنگام نماز در فکر خواب است و با اتمام نماز دست و پا شکسته. به طرف رختخواب پرواز مى کند چرا که محبوبش خواب است و نماز مزاحم بود در این مورد روایتى از حضرت عیسى (علیه السلام) آمده است:
«یا بَنى اِسرائیل لا تَکثُرُوا الأکْلَ فاِنَّه مِنْ اَکْثَرَ الاَکْلَ اکثَرَ النَّومَ و مَنْ اَکثَرَ النومَ اَقلَّ الصّلاهَ و مَن اَقَلَّ الصَّلاه کُتِبَ مِن الغافِلین» ۱۰
«اى بنى اسرائیل در خوردن زیاده روى نکنید که همانا محصول زیاد خوردن بسیار خوابیدن است و هر کس بسیار بخوابد، نماز و عبادتش کم خواهد بود و آن گاه در زمره غافلان به شمار خواهد آمد.»
براى درمان آن در مرحله نخست، باید بدانیم که پرخوابى طبیعت اولیه ما آدمیان نیست بلکه بر اثر تکرار، جزء طبیعت ثانویه (عادت) شده است. پس باید، عزم بر تعظیم اوقات خواب گرفته و زمان مناسب و متعادلى را براى آن تعیین کنیم و دایماً مراقبت بر آن داشته باشیم. هیچ اراده بر انجام کارى نمى کنیم مگر اینکه به اهمیت موضوع پى برده باشیم یعنى وقتى بدانیم که پرخوابى چه بلاى عظیم و بیمارى خطرناکى است و شخص مبتلا به آن هیچ چیز ندارد، در این صورت مصمم مى گردیم تا خود را از این مصیبت بزرگ برهانیم. در مذمّت پرخوابى همین بس که روح عبادت را از آدمى مى گیرد و موجب ضعف اراده بر تحصیل امور معنوى مى شود.. ۵
۵وسواس در قرائت
یکى از این موانع، توجّه زیاد و وسواس داشتن در قرائت است که موجب مى شود نمازگزار از باطن و حقیقت نماز، به ظاهر آن توجّه کند و به جاى توجّه کردن به معانى نماز و کسب حضور قلب به الفاظ و چگونگى تلفّظ آنها مشغول گردد اگرچه رعایت قرائت، از شرایط صحّت نماز است، ولیکن شرط صورى است و باید در حدّ تکلیف آن را انجام داد و نیز از توجّه زیاد به ظاهر، باید پرهیز کرد.
اینکه بعضى مى خواهند به واسطه حفظ قرائت، تمرکز حواس کامل پیدا کنند، اشتباه است چون حواس در قرائت، کافى نیست. ثانیاً هدف نیست بلکه هدف، توجّه کامل قلب به خداست و چنین شخصى، به جاى توجّه به خدا و بریدن از اغیار، گرفتار اداى کلمات از مخرجشان مى شود.
انسان باید بداند که رعایت قرائت و امثال آن، از احکام ظاهرى نماز و عبادت است و باید در حدّ اعتدال و تکلیف به آنها توجّه کرد و حضور قلب و تخلیه قلب از اغیار از شرایط باطى نماز است و حقیقت نماز با وجود آن، محدود به حدّى نیست. باید دانسته شود که فرق نماز امیرالمؤمنین (علیه السلام) با نماز ما در حضور قلب به خدا مى باشد، نه به مدّ «والاالضّالین» و قرائت کامل تر آن حضرت. هنگام شروع نماز یا قرائت قران، افکار و وسوسه هاى شیطانى به سراغم مى آید و مانع حضور قلب مى شود براى رهایى از وسوسه هاس شیطان چه کنم؟
۶. وسوسه شیطان
از مهم ترین عوامل حواس پرتى، وسوسه شیطان در نماز است که نمازگزاران را به دام مى اندازد. شیطان دائماً از مجراى نفس اماره و هواى نفس وارد عمل مى شود و انسان را وسوسه مى نماید و هواهاى نفسانى را تحریک مى کند و اگر از یک راه موفق نشد، از راه دیگر وارد عمل مى شود، تا اینکه نگذارد انسان در محضر خدا قرار گیرد و به همین جهت است که رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) مى فرماید:
«اِنَّ العَبْدَ اِذا اُشْتَغل بِالصّلاه جاءَهُ الشَّیطان و قالَ لَه: اُذکُر کَذا، حتى یَضلّ الرجل اَنْ یَدرى کَم صَلّى» ۱۲
«هنگامى که بنده خدا مشغول نماز مى شود، شیطان مى آید و به انسان مى گوید: این را بگو، این را بگو، تا اینکه نداند، چطور نماز خوانده است.»
از این روایت معلوم مى شود که وسوسه هاى شیطان در عبادت، همیشگى است و از راه هاى مختلف وارد مى شود تا انسان را گمراه کند و چون هواهاى نفسانى، جنود و لشکریان شیطانند و به فرمان او عمل مى کنند، با توجّه به مختلف بودن هواهاى نفسانى، راه هاى نفوذ شیطان هم مختلف خواهد شد. پیامبر خدا مى فرماید:
«لا یَزالُ الشَیطانُ یرغب مِن بَنى آدَم ما حَافَظُ عَلَى الصَلَواتِ الخَمْسِأ»
«تا وقتى که نمازهاى پنجگانه بر پاگردد، پیوسته شیطان از انسان ها مى گریزد اما هنگامى که آن را ضایع نمود، شیطان قدرت مى یابد و او را در گناه مى اندازد.»
این را نیز باید بدانیم که: نماز و گناه رابطه مقابل و متضاد دارند. کسى که اهل فحشا و منکر است، توفیق تحصیل حضور قلب در نماز را ندارد چرا که گناه اثر منفى خود را در نماز مى گزارد و از طرفى نماز به میزان حضور قلب در آن، بازدارنده از معصیت و بزهکارى مى باشد و اینکه خداوند در قرآن کریم فرموده است: «اِنَّ الصَّلوهَ تَنهى عَنِ الفَحْشاءِ و المُنْکَرِ» «نماز انسان را از فحشا و منکر باز مى دارد». مسلماً نماز با حضور قلب را اراده کرده است چرا که حضور قلب یعنى حاضر شدن قلب در محضر خدا که مبدأ پاکى هاست و قلب آدم فاسق، فاجر و گنه کار نزد معاصى است، نه خدا. ممکن نیست دل آدمى هم در معاصى غرق باشد و هم در معنویات.
رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن یا ز جانان یا زجان بایست دل برداشتن
تا دل از معاصى نداریم، معنویات در ما جلوه گر نخواهد شد. روح که آشفته گناه است، چگونه مى تواند آشفته او باشد؟
تو محرم نیستى محروم از آنى ره نامحرمان اندر حرم نیست
گناهان لذّت مناجات را از انسان مى گیرد و با گرفته شدن لذّت و شیرینى عبادت، حضور قلب هم خواهد رفت به همین جهت کمترین برخورد خدا با گناهکار، گرفتن لذّت مناجات است.
امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «خداوند به داوود فرموده است: «قرار نده بین من و خودت عالمى که شیفته دنیا است چون این شخص از راه محبت من جلوگیرى مى کند اینها دزدان راه بندگانى هستند که به سمت من مى آیند، کمترین کارى که من با آنها مى کنم این است که شیرینى مناجاتم را از قلبشان مى گیریم.»
با دقت معلوم مى شود کسى که غرق در شهوات و معاصى است، حق معنویات و نماز را ضایع مى کند.
براى رهایى از القائات شیطانى و افکار بد و وسوسه هاى شیطانى، باید کارى کرد که انسان بر خود مسلط شود. بر فکر و روح خود و بر خیالات خود غالب گردد و براى این کار چند راه وجود دارد:
الف. توجّه به ذات اقدس الهى و تقوا و پرهیز از گناهان قرآن کریم مى فرماید: «شیطان بر کسانى که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل مى کنند، تسلطى ندارد. تسلط او تنها بر کسانى است که او را به سرپرستى خود برگزیده اند و آنها به فرمان شیطان به جاى فرمان خدا گردن مى نهند.»
ب. انجام یک سرى مستحبات مثلاً همیشه با وضو بودن و زبان را به ذکر مخصوصاً «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» عادت دادن و نیز خواندن قرآن در اوقات مختلف که دواى هر دردى است.
ج. خود را از بى کارى تنهایى و عوامل وسوسه انگیز دور نگه داشتن.
د. ذهن را همواره به امور شریفه متوجه ساختن و عادت دادن.
ه. مطالعه پیوسته پیرامون خدا و معاد (مثلا روزى ده صفحه براى مدتى طولانى).
و. به طور منظم مثلا هفتگى به زیارت اهل قبور رفتن و نسبت به عاقبت خود و احوال پس از مرگ اندیشیدن.
ح. شرکت در مراسم دینى و فعالیت جدى در مسائل فرهنگى اجتماعى وأ داشتن.
ط. نماز را با توجّه و حال عاشقانه و با حضور قلب خواندن.
لزوم مبارزه با وسوسه ها و پناه بردن به خدا
وسوسه هاى نفسانى، نداى شیطان است که ما را به گناه و دورى از ساحت قدس الهى فرا مى خواند. خداوند در برابر این وسوسه ها، دعوت هاى متعالى پیامبران و آموزه هاى ارجمند ادیان الهى و دعوت درونى فطرت و عقل انسانى را ارزانى داشته است، تا در این میان با چالشى سازنده، جوهره ناب انسان صیقل خورد و رخ نماید. اساساً با این چالش است که حقیقت انسان و نعمت اختیار، معنا مى یابد. وسوسه هاى شیطانى در نگاهى ژرف خود نعمتى است که در فرایند کمال یابى انسان، نقشى تعیین کننده دارد.
باید توجّه داشت که دورى از وسوسه هاى شیطان به ویژه در وقت نماز کارى مشکل و تدریجى است و نباید انتظار داشت در مدت کوتاهى مشکل حل شود، بلکه باید کار را از نقطه کوچکى آغاز کرد و مدت ها بر روى آن کار نمود، مثلاً تصمیم بگیرد فعلاً تنها ذکر رکوع را با توجّه بگوید و بعداً که با تمرین بر آن مسلط شد، ذکر سجده را نیز با توجّه بگوید و به تدریج این توجّه را به قسمت هاى دیگر نماز نیز توسعه دهد.
در روایات آمده است که پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) قبل از شروع به قرائت نماز «اعوذبالله من الشیطان الرجیم» مى گفت. ۱۵
حنان بن سدیر نیز مى گوید: پشت سر امام صادق (علیه السلام) نماز مغرب مى خواندم، آن حضرت با صداى بلند مى گفت: «اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم».
استعاذه از خدا جهت پناه بردن به او از شر وسوسه هاى شیطان ضرورى است و البته در همین استعاذه هم باید صادق باشیم، نه اینکه زبانمان استغاذه کند و خاطرمان به غیر خدا متعلق باشد و مثل کسى باشیم که در حصار استوارى ایستاده و درنده اى، درصدد است که او را بگیرد و او پى در پى به زبان گوید که پناه مى برم از شرّ این درنده به این قلعه محکم ولیکن همین طور به جاى خود ایستاده و درون قلعه نمى رود در هر حال، باید بدانیم که گناه که ناشى از وسوسه هاى شیطان است از عوامل مهم بر سر راه تمرکز و توجّه در نماز است. کسى که اهل گناه و فحشا و منکر است، چگونه مى تواند در حال نماز غرق یاد محبوب باشد و قلبش در نزد خداوندى حاضر باشد که قدوس و کانون همه پاکى ها و لطافت ها است؟
آیت الله بهجت در جواب این پرسش که چه کنیم که از عبادت و نماز لذّت بریم و اندکى از آنچه را که پیشوایان معصوم (علیهم السلام) در مورد لذّت و شیرینى عبادت و به ویژه نماز فرموده ا ند، بچشیم مى فرماید:
«احساس لذّت در نماز، مقدماتى در خارج از نماز و مقدماتى در خود نماز دارد. آنچه که باید خارج از نماز مورد ملاحظه باشد و به آن عمل شود، این است که انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نسازد چون معصیت و نافرمانى خداوند دل را تیره مى کند و نورانیت دل را از بین مى برد.
باطن و ژرفاى استعاذه
نمازگزار هنگامى که مى گوید: «اَعُوذُ باللِه مِنَ الشَّیطان الرَجیم» بداند که شیطان دشمن اوست و در کمینش نشسته تا قلبش را از سوى خدا به جهات دیگر بگرداند چون خودش به خاطر اینکه یک سجده را ترک کرد، ملعون و مطرود شد و اکنون حسادت مى ورزد که او را در این حالت لذّت بخش مناجات و سجده هاى روح بخش در پیشگاه خداى تعالى مى بیند.
پس اگر واقعاً مى خواهد از دست شیطان به خدا پناه ببرد، راهش این است که هر چه را او دوست مى دارد، ترک کند و آنچه را که خدا دوست مى دارد، انجام دهد وگرنه با گفتن یک کلمه بدون عمل، از کید شیطان مصون نمى ماند.
کسى که از شهواتى که محبوب شیطان و مبغوض رحمان هستند، پیروى مى کند، به مجرد قول «اعوذ بالله» نمى تواند خود را از دست شیطان رها کند بلکه ناگزیر است قولش را با عملش مقرون کند و به قلعه محکم خدا پناه ببرد. قلعه انس خدا کلمه طیبه «لا اله الا الله» است زیرا بنا به روایت نبى اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) خداى تعالى فرموده است: «لا اله الّا الله حصنى» و کسى که خود را به قلعه انس الهى پناهنده مى کند، معبودش جز او نیست. اما کسى که هواى نفسش را معبود قرار داده، در معرض تاخت و تاز شیطان است نه در قلعه خدا.
یکى از دام هاى شیطان این است که حال نماز، او را به فکر آخرت و انجام اعمال خیر وادارد تا از فهم معانى نماز غافل شود. پس توجّه داشته باشید که هر فکرى، او را از درک معانى قرآن غافل کند، وسوسه شیطان است چه اینکه تلفظ این کلمات و تکان دادن زبان مقصود خداى تعالى نیست بلکه مقصود حق تعالى این است که بنده آنچه را در نماز مى گوید، بفهمد.
مردم در چگونگى اداى قرائت بر سه دسته اند:
کسانى که زبانشان در حرکت و مشغول قرائت است و لیکن قلبشان از کارى که مى کنند غافل است.
کسانى که زبانشان در حرکت و مشغول قرائت است و قلبشان پا به پا به دنبال زبان حرکت مى کند و معانى گفتارش را مى فهمد مثل اینکه سخنان را از دیگرى مى شنود، این مرتبه درجه اصحاب یمین است.
کسانى هستند که قبل از آنکه زبانشان کلمات را ادا کند، قبشان معانى را درک کرده سپس زبان را براى ابراز معانى به خدمت مى گیرند.
بسیار فرق است بین اینکه زبان ترجمان قلب باشد تا اینکه معلم او باشد اما مقرّبین زبانشان در خدمت قلب و ترجمان اوست.
۱۸ پى نوشت ها:
۱ جامع الاحادیث الشیعه، ج ۵، ص. ۲
۴۷ بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۳۹ وسائل الشیعه، ج ۴، ص. ۳
۶۸۷ محمد (۴۷) آیه. ۴
۹۷ احیاء العلوم، ج ۳، ص. ۵
۱۷۱ غررالحکم، ص. ۶
۸۰ ر. ک: نساء، آیه. ۷
۱۴۲ المحجه البیضاء، ج ۱، ص. ۸
۲۵۴ برگى از دفتر آفتاب، ص. ۹
۱۳۲ بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص. ۱۰
۴۱ تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، ص. ۱۱
۲۸ ر. ک: حضور قلب و راه هاى علمى آن، ص ۸۱ و. ۱۲
۸۲ بحارالانوار، ج ۸۴، ص. ۱۳
۲۵۹ اصول کافى، ج ۱، ص. ۱۴
۴۶ حضور قلب و راه هاى عملى آن، ص. ۱۵
۶۳ وسائل الشیعه، ج ۶، ص. ۱۶
۱۳۵ التهذیب، ج ۲، ص. ۱۷
۲۸۹ برگى از دفتر آفتاب، ص. ۱۸
۴۵ الاخلاق، ص ۸۶ و. ۷۷
hadana.ir




