انشاء

موضوع انشا در مورد شب یلدا

یلدا می آید شبى که در آن انار محبت دانه مى شود و سرخى عشق و عاطفه، نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما؛ شبى که طراوت هندوانه هاى تازه تابستان به سرماى دستان زمستان هدیه مى شود و داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود.

موضوع انشا در مورد شب یلدا

متن انشا درمورد شب یلدا

یلدا می آید شبى که در آن انار محبت دانه مى شود و سرخى عشق و عاطفه، نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما؛ شبى که طراوت هندوانه هاى تازه تابستان به سرماى دستان زمستان هدیه مى شود و داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود.

در ازدحام بشقاب هاى کوچک بلور، شیرینى صمیمیت ها و یکدلى ها، تقسیم مى شود و کام هاى همه را شیرین مى کند.

یلداى طولانى سال، بهترین مجال براى نیم نگاهى کوتاه به لحظه هاست؛ لحظه هایى که در سرعت عبور، خلاصه مى شوند و مى گذرند و این گذشتن، بهترین پیام براى زیبا زیستن ماست؛ زیرا شیرینى در کنار هم بودن لبخندهاى امروز، هزار بار بهتر از اشک حسرت ریختن بر مزار جدایى هاى فرداست.

شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است.

این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند.

واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است.

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی ( دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.

یلدا جان تو می آیی… تا باری دیگر به یادمان بیاوری که زندگی آنقدرکوتاه است که حتی چند لحظه بیشتر باهم بودن را جشن می گیریم. و اینک کنار تابوت پاییز نشسته ایم وخاطرات رنگارنگش را مرور میکنم و به این می اندیشیم که لحظه ها آنقدر زودمی گذرند که حتی نفهمیدیم پاییز چگونه کوله بارش را جمع کرد.

قطره ای اشک به یادخاطرات پاییز برگونه هایم چکید اما ناگهان بادی موذی صورتم را نوازش کرد و قطره ی اشک رابا خودبرد، صدایی از دوردست ها به گوش میرسد.آری،این صدای قدم های آرام زمستان بود که با کوله باری از الماس و بلور وسرما می آمد.

موضوع انشا در مورد شب یلدا


انشاء دوم درباره طولانی ترین شب سال

شب یلدا آخرین شب پاییز است. یلدا می آید و ثانیه ای دیرتر از شب های گذشته به پایان می رسد تا لحظه ای را مشغول خداحافظی با پاییزش شود.

شب یلدا که در اصطلاح به آن شب چله هم می گویند، یکی از کهن ترین جشن های ایرانیان است. این شب آداب و رسومی دارد که قرن هاست که در بین ایرانیان رواج داشته است، مردم ایران در شهرها و روستاهای مختلف با توجه به فرهنگ، آداب و رسوم ویژه‌ی خود شب چله را جشن می‌گیرند. در این شب طولانی همه ی اقوام نزد بزرگ طایفه ی خود می روند و پس صرف شام، تنقلاتی مثل میوه های زمستانی، آجیل میخورند و فال حافظ می گیرند.

شب یلدا فرصتی است برای دیدارهاست. یلدا، بهانه اى است تا پندها و تجربه هاى ارزشمند بزرگان خاندان را که در پس وقت نداشتن ها و بى حوصلگى هاى کوچک ترها مدفون مانده اند، زنده کنیم.

یلدا، زمانی براى تکرار هر آنچه روزگارى، سرمشق خوبى هایمان بوده اند و امروز بر روى طاقچه عادت هایمان غبار مى گیرند و فراموش مى شوند.

مجالى است براى دیدن عزیزانى که تصویر و صدایشان در پس مشغله هاى زندگى رنگ باخته اند.

زمانیست براى نشستن لبخند بر لبان کودکان، در آغوش پر مهر بزرگ ترها.
یلدا یک روز از سال است که مجالى می دهد براى من و تو، تا همگى، لحظه هاى شیرین با هم بودن را تجربه کنیم.

امروز هم ایرانیان در سراسر جهان این جشن زیبا را در کنار یکدیگر برگزار می کنند

و به خواندن شاهنامه و گرفتن فال حافظ می پردازند.



rozanehonline.com

 

همچنین بخوانید:  موضوع انشا در مورد درخت

علی اکبر

مجله سیراف از سال 96 فعالیت خود را آغاز کرده است،تمام تلاشم انتشار محتوای سالم و منحصر بفرد مورد نیاز کاربران با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا