احکام دینیدانستنی ها مذهبیمذهبی

اخلاق تکاملی (دارونیسم اخلاقی) چیست?

اخلاق تكاملى مى كوشد شكاف ميان فلسفه و علوم طبيعى را پر كند. مدعاى اصلى اخلاق تكاملى اين است كه انتخاب طبيعى در انسان گونه اى حس اخلاقى تعبيه كرده است.

توجه : برخی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط شماره موجود در بخش تماس با ما به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود.

اخلاق تکاملى یعنى چه؟ و لوازم و پیامدهاى آن چه مى باشد؟

اخلاق تکاملى مى کوشد شکاف میان فلسفه و علوم طبیعى را پر کند. مدعاى اصلى اخلاق تکاملى این است که انتخاب طبیعى در انسان گونه اى حس اخلاقى تعبیه کرده است. یعنى ما بر اثر تکامل آمادگى انجام رفتارهایى را که از نظر اخلاقى خوب محسوب مى شوند داریم. اگر چنین چیزى درست باشد، اخلاقیات را مى توان پدیده اى دانست که در طى تکامل گونه هاى اجتماعى هوشمند ایجاد مى شود، و نه چنان که الاهیون مى گویند، حاصل وحى الاهى یا قواى عقلانى. در رویکرد تکاملى به اخلاقیات، رفتارهاى اخلاقى به عنوان انتخاب هایى طبیعى محسوب مى شوند که با افزودن سازگارى موجود با محیط اش، مزیت او را براى بقا افزایش مى دهند.

مشهورترین مدافع این دیدگاه اداورد ویلسون است که «پدر زیست شناسى اجتماعى» محسوب مى شود. ویلسون معتقد است که هم دانشمندان و هم اومانیست ها باید این احتمال را در نظر بگیرند که زمان آن فرا رسیده که اخلاق تدریجاً از دست فیلسوفان گرفته شود و زیست شناسانه گردد.(۱) چالش پیش روى زیست شناسان تکاملى مانند ویلسون، ارائه ى تعریفى از خیر (خوبى) بر پایه ى نظریه ى تکامل و تبیین این مطلب است که انسان ها چرا باید خوب باشند.

زیست شناختى شدن اخلاق با انتشار کتاب چارلز داروین‏(۲) با عنوان نَسَب انسان به سال ۱۸۷۱ آغاز مى شود که در پى مشهور ترین کتاب او یعنى درباب منشاء انواع منتشر شد. داروین در کتاب نسب انسان ایده هایش درباره ى رشد تکاملى را در مورد انسان مطرح کرد. او احتجاج کرد که انسان ها باید از نسل موجودى با پیچیدگى کمتر در حقیقت گونه اى چارپاى پشمالوى دم دار… ساکن جهان قدیم باشد.(۳) مشکل عمده اى که داروین در این تبیین مى دید این بود که چگونه باید استانداردهاى بالاى کیفیات اخلاقى انسان را توضیح داد. در مواجهه با این معما، داورین فصل بزرگى از کتاب نسب انسان را به تبیین تکاملى حس اخلاقى اختصاص داد، و در آن احتجاج کرد که اخلاق باید در طى دو مرحله ى اصلى تکامل یافته باشد.

به نظر داروین، مرحله ى نخست شکل گیرى اخلاقیات انسانى، تکامل جامعه پذیرى) sociability ( در جانواران بوده است. برپایه ى این نظر داروین، زیست شناسان امروزى این مطلب را چنین شرح مى دهند. جامعه پذیرى ویژگى ایست که رد ریشه هاى نسب شناختى اش را مى توان تا زمانى پى گرفت که پرندگان لانه سازى، تخم گذارى و مراقبت از جوجه هاى سر از تخم درآورده را» ابداع کردند». کسب توانایى انجام وظایف والدین مستلزم ایجاد سازوکارهایى بود که براى مراحل تاریخ تکاملى پیش از آن ضرورت نداشتند.

براى مثال، آمیب ها (که با تقسیم شدن تولید مثل مى کنند) و قورباغه ها (که تخم هایشان را به حال خود رها مى کنند) نیازى به غرایز اجتماعى موجود در پرندگان ندارند. غرایز اجتماعى، همزمان با تسهیل زادآورى و پرورش جوجه ها، رفتار تهاجمى) aggression ( ذاتى را تخفیف دادند. تمایز نهادن میان» آنها» و» ما» امکان پذیر شد و تهاجم معطوف به افرادى شد که به گروه خود جانور تعلق نداشتند. این رفتار آشکارا گزینشى است، به این معنا که بقاى خانواده ى خود فرد را تضمین مى کند.

مرحله ى دوم شکل گیرى اخلاق، طبق نظر داروین، رشد قواى عقلانى بوده است که نوع بشر به کمک آن توانست در مورد کنش هاى گذشته اش و انگیزه هایشان تأمل کند و به این ترتیب اعمال خود و دیگران را تأیید یا رد نماید. این به شکل گیرى وجدان انجامید که به داور و ناظر عالى همه ى کنش ها بدل شد.(۴) داروین، تحت تأثیر فایده انگارى، باور داشت که موجودات اجتماعى که داراى قواى عالى عقلانى و وجدان باشند، به ناگزیر اصل بیشترین شادکامى [براى بیشترین کسان‏] را به عنوان استاندارد تعیین درست و نادرست اختیار مى کنند.

اما برپایه ى این مدعاها، داروین چگونه مى تواند به دو پرسش اساسى اخلاق پاسخ گوید؟ اولاً، چگونه خوب و بد (یا خیر و شر) را از هم تمییز دهیم؟ و ثانیاً، چرا باید خوب باشیم؟ اگر همه ى مدعاهاى داروین درست باشند، باید بتوانند به این پرسش ها پاسخ هایى شایسته دهند. تمایزى که داروین میان خیر و شر مى نهد، همان تمایزى است که فایده انگاران لذت گرا) hedonistic utilitarians ( مطرح مى کنند. داروین مى پذیرد که استاندارد تعیین خیر وشر، اصل بیشترین شادکامى است. به این ترتیب، عملى را مى توان خیر ارزیابى کرد که براى بیشترین کسان بیشترین شادکامى را به همراه آورد، که این شادکامى مى تواند افزایش لذت یا کاهش رنج باشد. و پرسش دوم اینکه چرا باید خوب باشیم؟ دغدغه ى چندانى براى داروین ایجاد نمى کند، آن طور که، گیریم، براى افلاطون مسئله ساز بود (در کتاب جمهور افلاطون، در قطعه اى مشهور تراسیماخوس از سقراط مى پرسد چرا اقویا، که نیازى به کمک ندارند، باید قاعده ى طلایى اخلاق را [که مى گوید هر آنچه براى خود مى پسندى براى دیگران نیز بپسند] راهنماى اعمال خود قرار دهند). داروین مى گوید انسان ها از نظر زیست شناختى متمایل به همدلى، خیرخواهى، و اخلاقیات هستند، چرا که این امور مزیت هایى در تنازع بقا محسوب مى شوند.

جهان بینى اساسى اخلاق تکاملى:

الف: اخلاق تکاملى در اساس اخلاقى ظاهرپرست است یعنى به پیروزى ظاهرى و خارجى، ارزش صددرصد مى‏دهد و آنرا ملاک و معیار خوبى و درستى مى‏شناسد و آنچه را هم که به این پیروزى خارجى منتهى مى‏گردد. مشروع و مباح و صحیح مى‏شمارد. به تعبیر دیگر، اخلاق تکاملى نوعى اخلاق «هر چه پیش آید خوش‏آید» است. اخلاقى است که عقلش در چشم اوست. در نظر او خوبى صفت مستقل از حرکت جهان نیست. جهان هرچه به جلوتر رود، خود به خود، نالایق‏ها را حذف مى‏کند و شایسته‏ترها را برمى‏گزیند. بدین لحاظ پیروزى و شکست ظاهرى درصحنه‏طبیعت‏وتاریخ معیارنیرومندى است‏براى‏تمیزخوب‏وبدوقض میان درست و نادرست. این سخن هگل که «تاریخ محکمه داورى انسان‏هاست.» سرلوحه هرگونه مکتب اخلاق تکاملى است.

ب: اخلاق تکاملى، آینده پرست نیز هست از آنجا که در طول زمان و در مسیر حرکت تکاملى همیشه شایسته‏ترها برجامى‏مانند و ناشایست‏ها زوال مى‏پذیرند، بدین رو همیشه آنکه بعداً مى‏آید، خوب‏تر از آن است که قبلاً بوده است و هم بدین سبب درچشم او آینده جهان خودبه‏خود و صرفاً به مقتضاى حرکت تاریخ، نوید بخش و امید افزاست در حالیکه گذشته جهان در مقایسه با آینده، عصرى تاریک و ظلمانى بوده است.

ج: اخلاق تکامیلى، اخلاق نزاع طلب و رقابت پسند نیز هست. یعنى اخلاق «چنگ و دندان» را توصیه و ترویج مى‏کند و بر هرگونه سبعیت، به نام علم، مهر تصویب مى‏نهد. از آنجا که انتخاب طبیعى و بقاء اصلح، محصول تنازع در بقاء است، بدین لحاظ هرگونه نزاع و کشمکش مطلوب و ممدوح است.

اخلاق تکاملى، مهر فریب دو مغالطه دیگر را نیز بر چهره دارد:

فریب اول: قانون کلى دانستن تکامل (تحول ج رشد) است. قانون انگاشتن اندیشه تکامل است.

فریب دوم: به غلط معنا کردن «انتخاب اصلح» است.

خطاى اول: باعث شده است تا اخلاق تکاملى، پیش‏بینى کند و از روى قانونى به نام تکامل، حوادث آینده را نیز گمان بزند و هم از این رو آینده پرست شود.

خطاى دوم: او را فریفته است تا آینده را در واقع بهتر و برتر از گذشته بداند و به ظاهر پرستى و پیروزى پرستى رو آورد. به قول توماس هاکسلى معاصر و دوست نزدیک داروین و مدافع پر خروش نظرات او، و نیاى جولیان هاکسلى زیست شناس معاصر، «همه خطاها و آشفتگى‏ها از اینجا برخاسته‏اند که «اصلح» را به معناى «بهترین» گرفته‏اند.»

جایگاه اخلاق تکاملى در نظریه ى اخلاقى معاصر

معمولاً اخلاق براى دانشجوى فلسفه به سه حیطه تقسیم بندى مى شود: فرااخلاق‏[ metaethics ] ، نظریه اخلاق هنجارى، و اخلاق کاربردى. فرااخلاق در پى یافتن کارکردهاى ممکن براى اخلاق است. آیا اصلاً در جهان واقعیاتى اخلاقى هستند که بتوانیم نظریه هاى اخلاقى مان را از آنها استخراج کنیم؟ نظریه هاى اخلاق هنجارى اصولى را پیش مى نهند که برپایه شان بتوان میان امور خلاقاً خوب و امور اخلاقاً بد تمایز نهاد. و اخلاق کاربردى به مسائل اخلاقى خاص، مانند بهمرگى‏[ euthanasia ] یا ارتشاء، مى پردازد.

اما کلیت اخلاق تکاملى در این طبقه بندى نمى گنجد. بلکه براى منظور کردن آن در اخلاق یک طبقه بندى سه گانه ى اخلاق مناسب تر مى نماید: اخلاق توصیفى‏[ descriptive ethics ] اخلاق هنجارى، و فرااخلاق. اخلاق توصیفى باورهاى اخلاقى مردمان گوناگون را تشریح مى کند و مى کوشد تبیین کند که چرا آن مردم چنان باورهایى دارند. براى نمونه، این باور اخلاقى که زناى با محارم ناپسند است تقریباً در تمامى فرهنگ هاى انسانى یافت مى شود. مى توان احتجاج کرد که این باور بدان خاطر شکل گرفته که یک مزیت تکاملى به گروه معتقد بدان مى بخشد. نظریه هاى اخلاق هنجارى، ملاک هاى داورى در مورد اینکه کدام کنش ها خوب اند و کدام بد را تدوین مى کنند. از دیدگاه اخلاق تکاملى ملاک داورى این است که کنش هایى که قابلیت درازمدت بقاى تکاملى گونه را افزایش دهند و خوب و کنش هایى که این قابلیت را کاهش دهند بد هستند. با این حال، هنوز اخلاق تکاملى به عنوان رویکردى معتبر در اخلاق هنجارى جاگیر نشده است. هنوز رویکردهاى پیامدگرایى، وظیفه گرایى، اخلاق فضایل یا قراردادگرایى اجتماعى بر بحث اخلاق هنجارى تفوق دارند. کم اقبالى اخلاق تکاملى تا حدى به خاطر افراط هاى داروینیسم اجتماعى بوده است، اما همچنین به خاطر سرشت غیرشهودى استاندارد فوق یا معیارهاى مشابه آن هم هست. براى مثال، مایکل روس (۱۹۹۵: ۲۵۰) احتجاج مى کند که اخلاقیات یک توهم جمعى ژن هاست، که همگى ما دخیل در آنیم… همه ما نیازمند باور به اخلاقیات هستیم، و لذا، به لطف زیست شناسى، به اخلاقیات باور داریم. اخلاق هیچ مبنایى فراسوى سرشت بشر ندارد.

چنین مى نماید که تا به امروز گیراترین حیطه براى اعمال اخلاق تکاملى، اخلاق توصیفى بوده است، زیرا این موضوع به ویژه مناسب پژوهش هاى انسان شناختى و جامعه شناختى است. باورهاى اخلاقى مردم چیست و چرا چنان است؟ اما اخلاق تکاملى در هر سه حیطه ى اخلاق با چالش هایى روبرو مى شود.

چالش هاى پیش روى اخلاق تکاملى‏

۱- چگونه مى توان با اتکا به اینکه یک ویژگى رفتارى تحت فشار انتخاب طبیعى ایجاد شده، آن کنش هاى اخلاقى را توجیه کرد که بسیار فراسوى هرگونه خیرخواهى متقابل یا منفعت شخصى عقلانى مى روند؟ براى مثال، چگونه مى توان عمل ماکسیمیلیان کولب را از نقطه نظر زیست شناختى توضیح داد (کولب کشیشى آلمانى بود که در یک اردوگاه اسرا براى نجات جان یک زندانى دیگر آنقدر گرسنگى کشید تا مرد.)

۲- آیا انسان ها نمى توانند از سرشت زیست شناختى شان فراتر روند، و کنش هایشان را از منشاءهاى زیست شناختى تعالى بخشند، چنان که بتوانند اهدافى مانند نیل به خیر، زیبایى و حقیقت را سرلوحه ى کنش هاى خود قرار دهند که هیچ ربط مستقیمى به بقا ندارند، و گاهى هم درست در تقابل با بقاى شخص قرار مى گیرند؟

۳- اخلاقیات جهان شمول است، درحالى که خیرخواهى معطوف به نیازهاى زیستى، خانواده و گروه شخص را مقدم بر دیگران مى شمارد. فرمان» قتل نکن» نه تنها در مورد پسر خود شخص است، بلکه معطوف به پسران غریبه ها هم هست. اخلاق تکاملى چگونه مى تواند از پس توضیح جهانشمولى اخلاق برآید؟

۴- مقصود از اخلاق هنجارى ارائه ى راهنمایى براى کنشگرى است. انسان ها چگونه مى توانند در مورد اینکه عملى در درازمدت ضامن بقاست داورى کنند؟ (این مسئله اى عملى براى ملاک هنجارى اخلاق تکاملى است و نه مسئله اى مفهومى.)

۵- مسئله «است- باید» هیوم همچنان چالشى پیش روى اخلاق تکاملى است. چگونه مى توان از «است» (یافته هاى علوم طبیعى، از جمله زیست شناسى و زیست شناسى اجتماعى) به «باید» رسید؟

(۱) (ویلسون، ۱۹۷۵)
۰۰۰ (۲) (۱۸۰۹- ۱۸۸۲)
۰۰۰ (۳) (داورین ۱۹۳۰: ۲۳۱)
۰۰۰ (۴) (همان، ۲۳۵)

علی اکبر

مجله سیراف از سال 96 فعالیت خود را آغاز کرده است،تمام تلاشم انتشار محتوای سالم و منحصر بفرد مورد نیاز کاربران با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. 09900995320

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا