توجه : برخی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط شماره موجود در بخش تماس با ما به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود.
دانستنی ها مذهبیمذهبی

درباره فضائل و مناقب و معجزات حضرت زهرا سلام الله علیها

[الأمالی للصّدوق ] الطَّالَقَانِیُّ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ الْمَادَرَائِیِّ، عَنْ أَبِی قِلابَةَ، عَنْ غَانِمِ بْنِ الْحَسَنِ السَّعْدِیِّ، عَنْ مُسْلِمِ بْنِ خَالِدٍ الْمَکِّیِّ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام، عَنْ أَبِیهِ علیه السلام ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِب علیه السلام قَالَ:

 

[روایت شماره] (11)

[الأمالی للصّدوق ] الطَّالَقَانِیُّ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ الْمَادَرَائِیِّ، عَنْ أَبِی قِلابَةَ، عَنْ غَانِمِ بْنِ الْحَسَنِ السَّعْدِیِّ، عَنْ مُسْلِمِ بْنِ خَالِدٍ الْمَکِّیِّ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام، عَنْ أَبِیهِ علیه السلام ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِب علیه السلام قَالَ:

قَالَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها لِرَسُولِ الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم:

یَا أَبَتَاهْ أَیْنَ أَلْقَاکَ یَوْمَ الْمَوْقِفِ الْأَعْظَمِ وَ یَوْمَ الْأَهْوَالِ وَ یَوْمَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ؟

قَالَ:

یَا فَاطِمَةُ عِنْدَ بَابِ الْجَنَّةِ وَ مَعِی لِوَاءُ «الْحَمْدُ لِله» وَ أَنَا الشَّفِیعُ لِأُمَّتِی إِلَی رَبِّی قَالَتْ:

یَا أَبَتَاهْ فَإِنْ لَمْ أَلْقَکَ هُنَاکَ،

قَالَ:

الْقَیْنِی عَلَی الْحَوْضِ وَ أَنَا أَسْقِی أُمَّتِی قَالَتْ:

یَا أَبَتَاهْ فَإِنْ لَمْ أَلْقَکَ هُنَاکَ قَالَ:

الْقَیْنِی عَلَی الصِّرَاطِ وَ أَنَا قَائِمٌ أَقُولُ: رَبِّ سَلِّمْ أُمَّتِی قَالَتْ:

فَإِنْ لَمْ أَلْقَکَ هُنَاکَ،

قَالَ:

الْقَیْنِی وَ أَنَا عِنْدَ الْمِیزَانِ أَقُولُ: رَبِّ سَلِّمْ أُمَّتِی قَالَتْ:

فَإِنْ لَمْ أَلْقَکَ هُنَاکَ،

قَالَ:

الْقَیْنِی عَلَی شَفِیرِ جَهَنَّمَ أَمْنَعُ شَرَرَهَا وَ لَهَبَهَا عَنْ أُمَّتِی فَاسْتَبْشَرَتْ فَاطِمَةُ بِذَلِکَ صَلَّی الله عَلَیْهَا وَ عَلَی أَبِیهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِیهَا.

نیز در کتاب امالی (1) از حضرت علی بن ابیطالب علیهما السلام روایت می‌کند که فاطمه‌ی اطهر سلام الله علیها به پیغمبر اکرم صَلَّی الله عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم گفت:

ای پدر! من تو را در روز قیامت کجا ملاقات نمایم؟ همان روزی که روز هول و جزع و فزع بزرگی خواهد بود؟

فرمود:

ای فاطمه! آن روز مرا نزد خود در بهشت در حالی ملاقات خواهی نمود که پرچم الحمدلله با من خواهد بود، من آن روز نزد خدا برای امّت خود شفاعت خواهم کرد.

فاطمه عرض کرد:

ای پدر! اگر آنجا تو را ملاقات نکنم چه باید کرد؟

فرمود:

نزد حوض کوثر که امّت خود را آب می‌دهم.

عرض کرد:

ای پدر! اگر آنجا هم ملاقات ننمایم؟

فرمود:

نزد صراط که من ایستاده‌ام و می‌گویم:

پروردگارا! امّت مرا سلامت بدار، عرض کرد:

اگر در آنجا نیز تو را نبینم؟

فرمود مرا نزد میزان [عدل الهی ] خواهی دید که می‌گویم خداوندا امّت مرا سلامت بدار. پس حضرت فاطمه سلام الله علیها عرض کرد:

اگر در آنجا نیز تو را نبینم؟

فرمود:

مرا لب جهنّم خواهی دید که شعله و زبانه‌های آن را از امّتم دور می‌نمایم.

فاطمه از این بشارت مسرور گردید، درود خدا بر او و پدرش و شوهرش و فرزندانش باد.

[روایت شماره] (12)

[الأمالی للصّدوق ] یَحْیَی بْنُ زَیْدِ بْنِ الْعَبَّاسِ، عَنْ عَمِّهِ عَلِیِّ بْنِ الْعَبَّاسِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْمُنْذِرِ، عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سَالِمٍ، عَنْ حُسَیْنِ بْنِ زَیْدٍ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَلِیٍّ، عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام، عَنْ أَبِیهِ علیه السلام ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام، عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام، عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم أَنَّهُ قَالَ:

یَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَیَغْضَبُ لِغَضَبِکِ وَ یَرْضَی لِرِضَاکِ قَالَ:

فَجَاءَ صَنْدَلٌ فَقَالَ لِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ إِنَّ هَؤُلاءِ الشَّبَابَ یَجِیئُونَا عَنْکَ بِأَحَادِیثَ مُنْکَرَةٍ فَقَالَ لَهُ جَعْفَرٌ علیه السلام :

وَ مَا ذَاکَ یَا صَنْدَلُ،

قَالَ:

جَاءُوونَا عَنْکَ أَنَّکَ حَدَّثْتَهُمْ إِنَّ الله لَیَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ یَرْضَی لِرِضَاهَا؟

قَالَ:

فَقَالَ جَعْفَرٌ علیه السلام :

یَا صَنْدَلُ أَلَسْتُمْ رَوَیْتُمْ فِیمَا تَرْوُونَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَیَغْضَبُ لِغَضَبِ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ وَ یَرْضَی لِرِضَاهُ؟

قَالَ:

بَلَی قَالَ:

فَمَا تُنْکِرُونَ أَنْ تَکُونَ فَاطِمَةُ سلام الله علیها مُؤْمِنَةً یَغْضَبُ اللَّهُ لِغَضَبِهَا وَ یَرْضَی لِرِضَاهَا،

قَالَ:

فَقَالَ لَهُ: اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ

[الأمالی للشّیخ الطوسی ] الغضائریُّ، عن الصّدوق، عن یحیی مثله.

نیز شیخ صدوق در همان کتاب (2) با چند واسطه از حضرت صادق علیه السلام از علیّ بن ابیطالب علیه السلام نقل می‌کند که پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم به حضرت فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها فرمود:

ای فاطمه! خدا برای غضب تو غضب می‌نماید و برای خشنودی تو خشنود می‌شود.

راوی می‌گوید:

صندل به حضور امام جعفر صادق علیه السلام آمد و گفت:

این جوانان، از شما احادیث عجیب و غریبی برای ما نقل می‌کنند!

فرمود:

چه حدیثی؟

گفت:

برای ما می‌گویند:

شما گفته‌اید:

خدا برای غضب فاطمه غضب می‌کند و برای خشنودی وی خشنود می‌شود.

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

آیا این چنین نیست که شما روایت کرده اید خدای حکیم برای غضب بنده‌ی مؤمن غضب می‌کند و برای رضایت وی راضی و خوشحال می‌شود؟

گفت:

چرا؟

فرمود:

پس چرا منکر می‌شوید که خدا برای غضب فاطمه غضب می‌کند و برای خشنودی او خشنود می‌شود؟ صندل گفت:

خدا بهتر می‌داند که مقام پیامبری را در چه خاندانی قرار دهد! !

در امالی شیخ طوسی (3) مانند این حدیث از طریق شیخ صدوق نقل شده‌ست.

[روایت شماره] (13)

[الأمالی للصّدوق ] ابْنُ مُوسَی، عَنِ الْأَسَدِیِّ، عَنِ الْبَرْمَکِیِّ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ أَحْمَدَ التَّمِیمِیِّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَبْدِالْمَلِکِ بْنِ عُمَیْرٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم قَالَ:

ابْنَتِی فَاطِمَةُ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ الْخَبَرَ.

نیز در همان کتاب (4) با چند واسطه از ابن عبّاس نقل می‌کند که پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود:

دختر من فاطمه سلام الله علیها بزرگ زنان عالم است.

[روایت شماره] (14)

[الأمالی للصّدوق ] الطَّالَقَانِیُّ، عَنِ الْجَلُودِیِّ، عَنْ هِشَامِ بْنِ جَعْفَرٍ، عَنْ حَمَّادٍ، عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ قَالَ:

قَرَأْتُ فِی الْإِنْجِیلِ فِی وَصْفِ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم نَکَّاحُ النِّسَاءِ ذُوالنَّسْلِ الْقَلِیلِ، إِنَّمَا نَسْلُهُ مِنْ مُبَارَکَةٍ لَهَا بَیْتٌ فِی الْجَنَّةِ، لا صَخَبَ فِیهِ وَ لا نَصَبَ یَکَفَّلُهَا فِی آخِرِالزَّمَانِ کَمَا کَفَّلَ زَکَرِیَّا أُمَّکَ، لَهَا فَرْخَانِ مُسْتَشْهَدَانِ وَ قَدْ مَرَّ الْخَبَرُ بِتَمَامِهِ فِی کِتَابِ أَحْوَالِ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم.

نیز شیخ صدوق در کتاب امالی (5) با چند واسطه از عبدالله بن سلیمان نقل می‌کند که گفت:

در کتاب انجیل در وصف پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم خواندم که وی زیاد ازدواج می‌کند، ولی نسل او قلیل خواهد بود، نسل او فقط دختری با برکت خواهد بود که خانه‌ای در بهشت دارد، در آنجا هیاهو و رنج و آزاری نخواهد بود.

پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم در آخرالزّمان کفیل آن دختر می‌شود آن طور که حضرت زکریا علیه السلام ، کفیل مادر حضرت عیسی علیه السلام شد. برای آن دختر دو فرزند عزیز است که هر دو شهید می‌شوند. همه‌ی این حدیث در شرح حال پیامبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم نوشته شد.

[روایت شماره] (15)

[الأمالی للصّدوق ] ابْنُ إِدْرِیسَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنِ ابْنِ عِیسَی، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی الْخَزَّازِ، عَنْ مُوسَی بْنِ إِسْمَاعِیلَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ علیهما السلام، عَنْ آبَائِهِ: قَالَ:

قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام :

إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم دَخَلَ عَلَی ابْنَتِهِ فَاطِمَةَ سلام الله علیها وَ إذَا فِی عُنُقِهَا قِلادَةٌ فَأَعْرَضَ عَنْهَا فَقَطَعَتْهَا وَ رَمَتْ بِهَا، فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم:

أَنْتِ مِنِّی یَا فَاطِمَةُ ثُمَّ جَاءَ سَائِلٌ فَنَاوَلَتْهُ الْقِلادَةَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم:

اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ وَ غَضَبِی عَلَی مَنْ أَهْرَقَ دَمِی وَ آذَانِی فِی عِتْرَتِی.

[کشف الغمة ] عن موسی بن جعفر علیهما السلام مثله.

نیز در همان کتاب (6) با چند واسطه از حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام روایت می‌کند که فرمود:

یک روز رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم نزد فاطمه‌ی اطهر سلام الله علیها رفت و دید که گردنبند در گردن آن بانوی بزرگوار است، پیامبر خدا به علّت آن گردنبند از فاطمه‌ی زهرا اعراض نمود، فاطمه آن گردنبند را باز نموده و کنار نهاد، رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم به وی فرمود:

تو از من هستی. پس از این جریان شخص سائلی آمد و حضرت زهراء آن گردنبند را به وی عطا کرد.

آنگاه پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود:

غضب شدید خدا و غضب من بر کسی باد که خون مرا بریزد و مرا به جهت عترتم اذیّت و آزار نماید.

در کتاب کشف الغمه جلد 1، صفحه‌ی 471 مثل این حدیث، از حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام نقل شده‌ست.

[روایت شماره] (16)

[تفسیر القمی ] الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنِ الْمُعَلَّی، عَنِ الْوَشَّاءِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ، عَنْ أَبِی حَمْزَةَ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فِی قَوْلِهِ «إِنَّها لاحْدَی الْکُبَرِ* نَذِیراً لِلْبَشَرِ» (7) قَالَ:

یَعْنِی فَاطِمَةَ سلام الله علیها.

در تفسیر علی بن ابراهیم (8) با چند واسطه از حضرت امام محمّد باقر علیه السلام روایت می‌کند که درباره‌ی تفسیر آیه‌های (35 و 36) سوره‌ی مُدّثر که می‌فرماید:

«وی یکی از بزرگان است و برای بیم دادن بشر آمده».

فرمود:

منظور خدا در این آیه، فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها است.

[روایت شماره] (17)

[المجالس للمفید ] [الأمالی للشّیخ الطوسی ] الْمُفِیدُ، عَنِ الْمَرَاغِیِّ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْکُوفِیِّ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ الْأَحْمَسِیِّ، عَنْ خَالِدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ، ، عَنْ یَزِیدَ بْنِ أَبِی زِیَادٍ، عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْحَارِثِ، عَنْ سَعْدِ بْنِ مَالِکٍ یَعْنِی ابْنَ أَبِی وَقَّاصٍ قَالَ:

سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم یَقُولُ: فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی مَنْ سَرَّهَا فَقَدْ سَرَّنِی وَ مَنْ سَاءَهَا فَقَدْ سَاءَنِی فَاطِمَةُ أَعَزُّ النَّاسِ عَلَیَّ.

شیخ مفید در کتاب مجالس (9) و شیخ طوسی در کتاب امالی (10) با چند واسطه از سعد بن مالک (پسر ابی وقّاص) روایت می‌کند که گفت:

از پیامبر خدا شنیدم می‌فرمود:

فاطمه پاره‌ی تن من است، کسی که فاطمه را مسرور نماید مرا مسرور نموده و کسی که وی را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است، فاطمه عزیزترینِ مردم نزد من است.

[روایت شماره] (18)

[الأمالی للشّیخ الطوسی ] ابْنُ الصَّلْتِ، عَنِ ابْنِ عُقْدَةَ، عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یُوسُفَ الضَّبِّیِّ، عَنْ عُبَیْدِاللَّهِ بْنِ مُوسَی عَنْ جَعْفَرٍ الْأَحْمَرِیِّ، عَنِ الشَّیْبَانِیِّ، عَنْ جُمَیْعِ بْنِ عُمَیْرٍ قَالَ:

قَالَتْ عَمَّتِی لِعَائِشَةَ وَ أَنَا أَسْمَعُ: لِلَّهِ أَنْتِ (11) مَسِیرُکِ إِلَی عَلِیٍّ علیه السلام مَا کَانَ؟

قَالَتْ:

دَعِینَا مِنْکِ إنَّهُ مَا کَانَ مِنَ الرِّجَالِ أَحَبُّ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم مِنْ عَلِیٍّ علیه السلام وَ لا مِنَ النِّسَاءِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنْ فَاطِمَةَ سلام الله علیها.

در کتاب امالی شیخ طوسی (12) با چند واسطه از جمیع بن عمیر نقل می‌کند که گفت:

شنیدم که عمّه‌ام به عایشه می‌گفت:

منظور تو از اینکه به سوی علی علیه السلام می‌روی چیست؟

گفت:

ما را واگذار و در این باره چیزی مپرس که از میان مردان و زنان، در نزد پیامبر صَلَّی الله عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم، محبوب‌تر از علی و فاطمه علیهما السلام نبود.

[روایت شماره] (19)

[الأمالی للشّیخ الطوسی ] بِالْإِسْنَادِ إِلَی عُبَیْدِاللَّهِ بْنِ مُوسَی، عَنْ زَکَرِیَّا، عَنْ فِرَاَّسٍ، عَنْ مَسْرُوقٍ، عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ:

أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها تَمْشِی لا وَاللَّهِ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا هُوَ مَا مَشْیُهَا یَخْرِمُ مِنْ مِشْیَةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فَلَمَّا رَآهَا قَالَ:

مَرْحَباً بِابْنَتِی مَرَّتَیْنِ قَالَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها فَقَالَ لِی: أَمَا تَرْضَیْنَ أَنْ تَأْتِیَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ أَوْ سَیِّدَةَ نِسَاءِ هَذِهِ الْأُمَّةِ.

توضیح قال الجوهریُّ: ما خَرَمْتُ منه شیئا أی ما نَقَصْتُ و ما قَطَعْتُ و قال الجزریُّ: فی حدیث سعد ما خرمت من صلاة رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم شیئاً أی ما تَرَکْت.

نیز در همان کتاب (13) با چند واسطه از عایشه روایت می‌کند که گفت:

هر گاه فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها راه می‌رفت به حق آن خدایی که شریک ندارد راه رفتن وی با راه رفتن پیغمبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم تفاوتی نداشت، وقتی پیامبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم، فاطمه سلام الله علیها را می‌دید دو مرتبه به او می‌فرمود:

مرحبا به دختر من! فاطمه‌ی اطهر سلام الله علیها می‌گوید:

پدرم به من فرمود:

آیا راضی نیستی که فردای قیامت بزرگ زنان مؤمنین یا زنان این امّت باشی؟

جوهری گوید:

«ما خَرَمْتُ مِنْهُ شَیْئاً» یعنی از آن کم و کاست نکردم و یا به این معنی‌ست که هرگز آن را ترک نکردم و جزری گوید:

در حدیث سعد که گفته «ما خرمت من صلاة رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم شیئاً» منظورش این است که من هرگز نماز رسول الله صَلَّی الله عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم را ترک نکردم.

[روایت شماره] (20)

[الأمالی للصّدوق ] الْهَمَدَانِیُّ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَلَمَةَ الْأَهْوَازِیِّ، عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِیِّ، عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُوسَی، عَنْ أَبِی قَتَادَةَ، عَنْ عَبْدِالرَّحْمَنِ بْنِ عَلاءٍ الْحَضْرَمِیِّ، عَنْ سَعِیدِ بْنِ الْمُسَیَّبِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ:

إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم کَانَ جَالِساً ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیه السلام فَقَالَ:

اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ اَنَّ هَؤُلاءِ أَهْلُ بَیْتِی وَ أَکْرَمُ النَّاسِ عَلَیَّ فَأَحْبِبْ مَنْ أَحَبَّهُمْ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُمْ وَ وَالِ مَنْ وَالاهُمْ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُمْ وَ أَعِنْ مَنْ أَعَانَهُمْ وَ اجْعَلْهُمْ مُطَهَّرِینَ مِنْ کُلِّ رِجْسٍ، مَعْصُومِینَ مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ أَیِّدْهُمْ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْکَ.

ثُمَّ قَالَ علیه السلام :

یَا عَلِیُّ أَنْتَ إِمَامُ أُمَّتِی وَ خَلِیفَتِی عَلَیْهَا بَعْدِی وَ أَنْتَ قَائِدُ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی الْجَنَّةِ وَ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی ابْنَتِی فَاطِمَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَی نَجِیبٍ مِنْ نُورٍ عَنْ یَمِینِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ عَنْ یَسَارِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ بَیْنَ یَدَیْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ خَلْفَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ، تَقُودُ مُؤْمِنَاتِ أُمَّتِی إِلَی الْجَنَّةِ.

فَأَیُّمَا امْرَأَةٍ صَلَّتْ فِی الْیَوْمِ وَ اللَّیْلَةِ خَمْسَ صَلَوَاتٍ وَ صَامَتْ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ حَجَّتْ بَیْتَ اللَّهِ الْحَرَامَ وَ زَکَّتْ مَالَهَا وَ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا وَ وَالَتْ عَلِیّاً بَعْدِی دَخَلَتِ الْجَنَّةَ بِشَفَاعَةِ ابْنَتِی فَاطِمَةَ وَ إِنَّهَا لَسَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ.

فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أهِیَ سَیِّدَةُ نِسَاءِ عَالَمِهَا؟

فَقَالَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم:

ذَاکَ لِمَرْیَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ، فَأَمَّا ابْنَتِی فَاطِمَةُ فَهِیَ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ إِنَّهَا لَتَقُومُ فِی مِحْرَابِهَا فَیُسَلِّمُ عَلَیْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبِینَ وَ یُنَادُونَهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ الْمَلائِکَةُ مَرْیَمَ فَیَقُولُونَ: یَا فَاطِمَةُ «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلی نِساءِ الْعالَمِینَ» (14).

ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَی عَلِیٍّ علیه السلام فَقَالَ:

یَا عَلِیُّ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی وَ هِیَ نُورُ عَیْنِی وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِی یَسُوؤُنِی مَا سَاءَهَا وَ یَسُرُّنِی مَا سَرَّهَا وَ إِنَّهَا أَوَّلُ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْل بَیْتِی فَأَحْسِنْ إِلَیْهَا بَعْدِی وَ أَمَّا الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ علیهما السلام فَهُمَا ابْنَایَ وَ رَیْحَانَتَایَ وَ هُمَا سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْیُکْرَمَا عَلَیْکَ کَسَمْعِکَ وَ بَصَرِکَ.

ثُمَّ رَفَعَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم یَدَهُ إِلَی السَّمَاءِ فَقَالَ:

اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی مُحِبٌّ لِمَنْ أَحَبَّهُمْ وَ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضَهُمْ وَ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُمْ وَ وَلِیٌّ لِمَنْ وَالاهُمْ.

شیخ صدوق در کتاب امالی (15) با چند واسطه از ابن عبّاس نقل می‌کند که گفت:

یک روز پیامبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم نشسته بودند، علی و زهراء و حسن و حسین: در حضور آن بزرگوار مشرّف بودند، پیغمبر خدا فرمود:

پروردگارا! تو می‌دانی که ایشان اهل بیت من و از عموم مردم نزد من گرامی ترند، بار خدایا! محبوب بدار آن کسی را که ایشان را محبوب دارد، دوست بدار آن شخصی را که ایشان را دوست داشته باشد، دشمن بدار کسی را که دشمن ایشان باشد، معین آن کسی باش که معین ایشان باشد، پروردگارا! ایشان را از هر گونه پلیدی پاک و پاکیزه بدار و از هر گناهی نگهداری فرما! ایشان را به وسیله‌ی روح القدس تأیید بفرما.

سپس متوجّه حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام شده و فرمود:

یا علی! تو امام امّت من و خلیفه‌ی من خواهی بود، تو مؤمنین را به سوی بهشت رهبری خواهی کرد. گویا: من دخترم فاطمه را می‌بینم که فردای قیامت بر شتری که از نور باشد سوار است از طرف راست وی هفتاد هزار ملک و از سمت چپ او هفتاد هزار ملک و در مقابل ایشان هفتاد هزار ملک و در پشت سر ایشان هفتاد هزار ملک خواهد بود. دختر من زنان مؤمنه‌ی امّتم را به جانب بهشت رهبری خواهد کرد. هر زنی که پنج نماز شبانه روز را بخواند و ماه رمضان را روزه بگیرد، اعمال حج را به جای آورد، زکات مال خود را بدهد، از شوهر خود اطاعت نماید و علی را بعد از من دوست داشته باشد به شفاعت دخترم فاطمه‌ی زهراء سلام الله علیها داخل بهشت خواهد شد دخترم فاطمه بزرگ زنان بهشت است.

گفته شد:

یا رسول الله! آیا فاطمه فقط بزرگ زنان زمانه‌ی خود می‌باشد؟

فرمود:

این مقام از حضرت مریم دختر عمران است، ولی دختر من فاطمه‌ی زهراء بزرگ زنان اوّلین و آخرین جهان است، هنگامی که فاطمه در محراب عبادت قیام می‌نماید تعداد هفتاد هزار ملک از ملائکه‌ی مقرّبین به وی سلام می‌کنند و فاطمه را به نحوی ندا می‌کنند که حضرت مریم را ندا می‌کردند. آنان به فاطمه می‌گویند:

خدا تو را برگزید و پاک و پاکیزه نمود، خدا تو را از میان تمام زنان جهان برگزید.

پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم پس از این گفتگوها متوجّه حضرت علی علیه السلام شده و فرمود:

یا علی! فاطمه پاره‌ی تن من و نور چشم و میوه‌ی دل من است، آنچه که باعث ناراحتی زهرا باشد باعث ناراحتی من و آنچه که موجب خشنودی وی شود، موجب خشنودی من خواهد شد. زهرا اوّلین کسیست از اهل بیت من، که به من ملحق می‌شود. بعد از من با دخترم فاطمه نیک رفتار باش! حسن و حسین علیهما السلام پسران و گُل‌های من هستند، ایشان بزرگ جوانان بهشت می‌باشند، پس باید نظیر چشم و گوش در نزد تو گرامی باشند.

سپس حضرت محمّد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم دست خود را به جانب آسمان بلند کرده و فرمود:

بار خدایا! من تو را شاهد می‌گیرم که من دوستِ دوستِ ایشان هستم، بغض کسی را دارم که بغض ایشان را داشته باشد، بجنگم با کسی که با آنان بجنگد، تسلیم کسی هستم که تسلیم ایشان باشد، دشمن شخصی می‌باشم که دشمن ایشان باشد، دوستدار کسی هستم که دوستدار آنان باشد.

پی نوشت: 

(1) – بحارالأنوار 8 / 35 ح 6 – امالی صدوق ص 275 ح 12.

(2) – امالی صدوق ص 383 ح 1.

(3) – امالی شیخ طوسی ص 427 مجلس پانزدهم.

(4) – امالی صدوق ص 26 ح 3 با کمی تلخیص.

(5) – در امالی صدوق ص 271 ح 8 به طور مفصّل این حدیث نقل شده‌ست.

(6) – امالی صدوق ص 466 ح 7.

(7) – مدّثّر / 35 و 36.

(8) – تفسیر علی بن ابراهیم القمی 2 / 396 – بحارالأنوار 24 / 331 ح 55.

(9) – در امالی شیخ مفید ص 259 به جای کلمه‌ی «النّاس» کلمه‌ی «البریّة» آمده است – مناقب ابن شهرآشوب 3 / 332 با همین اختلاف در لفظِ مذکور آمده‌ست.

(10) – امالی شیخ طوسی ص 24 ح 30 مجلس اوّل.

(11) – کلمة یقال عند الاشفاق و قد قال علی علیه السلام «لله ابوهم وهل احد اشد لها مراساً» و أما فی النسخ المطبوعة و هکذا فی المصدر ص 211 «و أنا أسمع له أنت مسیرک» و هو تصحیف و لو کان أراد ارجاع الضمیر لقال: «و أنا أستمع لها» فانه کان یستمع لکلام عمته مع عایشه. علی أنه لا معنی لقوله: «أنت مسیرک الی علی».

(12) – بحارالأنوار 32 / 268 ح 208 و 40 / 120 ح 7 – امالی شیخ طوسی ص 331 ح 663 – 3 – بشارة المصطفی ص 240 با کمی اختلاف در لفظ.

(13) – امالی شیخ طوسی ص 334 ح 669 – 9.

(14) – آل عمران / 42.

(15) – بحارالأنوار 37 / 84 ح 52 به نقل از بشارة المصطفی – امالی شیخ صدوق ص 486 ح 18.

 

همچنین بخوانید:  كريمي غير تو يا رب نباشد...

علی اکبر

مجله سیراف از سال 96 فعالیت خود را آغاز کرده است،تمام تلاشم انتشار محتوای سالم و منحصر بفرد مورد نیاز کاربران با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. 09900995320

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا