بطلان ادعای احمد بصری در لسان مبارک امام کاظم علیه السلام و اهانت های احمد بصری به ایشان
در برخی روایات، نشانه هایی برای امام ذکر شده است. يکي از دلائل بيان اين روايات و صفات براي مردم توسط ائمه اين است که مردم بتوانند به راحتي مدعيان دروغين را از حجت خدا تشخيص دهند و همين روايات يکي از ادله ما در اثبات باطل بودن ادعاي مدعي دروغيني مثل احمد بصري مي باشد.

در برخی روایات، نشانه هایی برای امام ذکر شده است. یکی از دلائل بیان این روایات و صفات برای مردم توسط ائمه این است که مردم بتوانند به راحتی مدعیان دروغین را از حجت خدا تشخیص دهند و همین روایات یکی از ادله ما در اثبات باطل بودن ادعای مدعی دروغینی مثل احمد بصری می باشد.
یکی از صفات امام علم ایشان است که اعلم بر همه مردم و بی نیاز از علم آنان و یکی از این علوم تسلط به همه زبان ها و لهجه ها می باشد که در این مورد بیش از دویست روایت جمع آوری نموده ایم.
ما در این قسمت به چند روایت از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در این موضوع اشاره می کنیم.
علم به زبان ها راه شناخت امام از غیر امام
باب الأمور التی توجب حجه الإمام علیه السلام
۷ – أحمد بن مهران ، عن محمد بن علی ، عن أبی بصیر قال : قلت لأبی الحسن علیه السلام : جعلت فداک بم یعرف الامام ؟ قال : فقال : بخصال : أما أولها فإنه بشئ قد تقدم من أبیه فیه بإشاره إلیه ( ۳ ) لتکون علیهم حجه ویسأل فیجیب وإن سکت عنه ابتدأ ویخبر بما فی غد ویکلم الناس بکل لسان ، ثم قال لی : یا أبا محمد أعطیک علامه قبل أن تقوم فلم ألبث أن دخل علینا رجل من أهل خراسان ، فکلمه الخراسانی بالعربیه فأجابه أبو الحسن علیه السلام بالفارسیه فقال له الخراسانی : والله جعلت فداک ما منعنی أن أکلمک بالخراسانیه غیر أنی ظننت أنک لا تحسنها ، فقال : سبحان الله إذا کنت لا أحسن أجیبک فما فضلی علیک ثم قال لی : یا أبا محمد إن الامام لا یخفی علیه کلام أحد من الناس ولا طیر ولا بهیمه ولا شئ فیه الروح ، فمن لم یکن هذه الخصال فیه فلیس هو بإمام .
الکافی – الشیخ الکلینی – ج ۱ ص ۲۸۴
کافی با ترجمه فارسی ج۲ ص۳۸۵
اموری که امامت امام علیه السلام را ثابت میکند
۷- – ابو بصیر گوید : بحضرت ابو الحسن علیه السلام عرضکردم : قربانت گردم ، امام بچه دلیل شناخته شود ؟ فرمود : بچند خصلت : اولش اینکه : چیزی از پدرش که باو اشاره داشته باشد در باره أش پیشی گرفته باشد ( مانند تصریح بر امامت و وصیت در باره او و سپردن علم و سلاح و سایر نشانه های امامت باو ) تا برای مردم حجت باشد و از هر چه بپرسند فورا جوابگوید و اگر در محضرش سکوت کنند . او شروع کند و از فردا خبر دهد و بهر لغتی با مردم سخن گوید ، سپس بمن فرمود : ای ابا محمد ! پیش از آنکه از این مجلس برخیزی نشانه دیگری بتو مینمایانم . طولی نکشید که مردی از اهل خراسان وارد شد و بلغت عربی با حضرت سخن گفت و امام علیه السلام بفارسی جوابش داد ، مرد خراسانی گفت . قربانت گردم ، بخدا من از سخن گفتن بلغت خراسانی با شما مانعی نداشتم جز اینکه گمان میکردم شما آن لغت را خوب نمیدانید ، فرمود : سبحان الله ! اگر من نتوانم خوب جوابت گویم چه فضیلتی بر تو دارم ؟ ! ! سپس بمن فرمود : ای ابا محمد : همانا سخن هیچ یک از مردم بر امام پوشیده نیست و نه سخن پرندگان و نه سخن چار پایان و نه سخن هیچ جانداری ، پس هر که این صفاترا نداشته باشد ، امام نیست .
طبق این روایت حضرت بیان می فرمایند، یکی از صفات دائمی که راه شناخت حجت خدا از مدعیان کذاب می باشد علم به زبان همه موجودات اعم از انسان ها و حیوانات و پرندگان می باشد و اگر کسی چنین صفتی را نداشت وی امام و حجت خدا نیست بلکه کذاب است.
سخن گفتن امام کاظم به زبان حبشی
۹۳ – الخرائج : روی عن ابن أبی حمزه قال : کنت عند أبی الحسن موسی علیه السلام إذ دخل علیه ثلاثون مملوکا من الحبشه اشتروا له ، فتکلم غلام منهم فکان جمیلا بکلام فأجابه موسی علیه السلام بلغته ، فتعجب الغلام وتعجبوا جمیعا وظنوا أنه لا یفهم کلامهم ، فقال له موسی : إنی لأدفع إلیک مالا فادفع إلی کل منهم ثلاثین درهما فخرجوا وبعضهم یقول لبعض : إنه أفصح منا بلغاتنا ، وهذه نعمه من الله علینا . قال علی بن أبی حمزه : فلما خرجوا قلت : یا ابن رسول الله رأیتک تکلم هؤلاء الحبشیین بلغاتهم ؟ ! قال : نعم ، قال : وأمرت ذلک الغلام من بینهم بشئ دونهم ؟ قال : نعم أمرته أن یستوصی بأصحابه خیرا وأن یعطی کل واحد منهم فی کل شهر ثلاثین درهما ، لأنه لما تکلم کان أعلمهم فإنه من أبناء ملوکهم ، فجعلته علیهم وأوصیته بما یحتاجون إلیه ، وهو مع هذا غلام صدق ، ثم قال : لعلک عجبت من کلامی إیاهم بالحبشه ؟ قلت : إی والله قال : لا تعجب فما خفی علیک من أمری أعجب وأعجب ، وما الذی سمعته منی إلا کطائر أخذ بمنقاره من البحر قطره ، أفتری هذا الذی یأخذه بمنقاره ینقص من البحر ؟ ! والامام بمنزله البحر لا ینفد ما عنده وعجائبه أکثر من عجائب البحر
از ابن ابی حمزه، روایت شده است که گفت: من در محضر امام هفتم (علیه السلام) بودم، سی برده که از حبشه برای آن حضرت خریده بودند وارد شدند. یکی از آنان سخن گفت، خوش سخن بود. امام هفتم (علیه السلام) به زبان حبشی به او پاسخ دادند. آن غلام شگفت زده شد و همه غلامان تعجب کردند. آنان می پنداشتند که آن حضرت سخنشان را نمی فهمند. امام هفتم (علیه السلام) به او فرمودند: من مالی را به تو می پردازم، تو به هر یک از غلامان سی درهم بپرداز. غلامان بیرون رفتند و برخی از آنان به برخی دیگر گفتند: آن حضرت به زبان ما فصیح تر از ماست و این نعمتی از سوی خداوند بر ماست.
علی بن حمزه گفت: آن گاه غلامان، بیرون رفتند. من گفتم: ای پسر رسول خدا، دیدم که شما با حبشیان به زبان حبشی سخن می گویید. فرمود: آری. گفتم: شما تنها به آن غلام فرمان دادید. فرمود: آری، فرمان دادم که یارانش را سفارش به نیکی کند و به هر کدام از آنان ماهانه سی درهم بپردازد، از سخن گفتنش معلوم شد که داناترین آن هاست. او از پسران شاهان است. از این رو او را بر آنان گماشتم و درباره نیازمندی هایشان سفارش کردم. علاوه بر این ها، وی غلام راست پیشه ای است. سپس فرمود: شاید تو از سخن گفتن من با آنان به زبان حبشی شگفت زده شدی؟ گفتم: آری به خدا سوگند. فرمود تعجب مکن، آنچه از کار من بر تو پوشیده مانده، شگفت تر و تعجب آمیزتر است. آن چه شنیدی نیست مگر مانند پرنده ای که با منقارش از دریا قطره ای برگیرد. آیا می پنداری با یک قطره، از آب دریا می کاهد؟ امام به گونه دریاست، آنچه دارد پایان نمی پذیرد و شگفتی های او از دریا بیش تر است
بحار الانوار علامه مجلسی ج ۴۸ص۷۰
در این روایت امام به زبان حبشی با غلامان حبشی سخن می گوید آنهم به نحوی که خود غلامان تصریح میکنند حضرت فصیح تر از خود ما سخن فرمودند و در ادامه روایت خود حضرت بیان می دارند که این مسئله و علم به لسان ها در بین علومی که امام در اختیار دارد قطره ای است از دریای علم امام.
سخن گفتن امام کاظم(ع) به زبان صقلابی
( ۱۱ ) باب فی الأئمه علیهم السلام انهم یتکلمون الألسن کلها .
( ۲ ) حدثنا أحمد بن محمد عن علی بن الحکم عن حماد بن عبد الله الفرا عن معتب انه اخبره ان أبا الحسن الأول لم یکن یرى له ولد فاتاه یوما اسحق ومحمد اخواه وأبو الحسن یتکلم بلسان لیس بعربی فجاء غلام سقلابى فکلمه بلسانه فذهب فجاء بعلى علیه السلام ابنه فقال لاخوته هذا على ابنی فضموه إلى واحدا بعد واحد فقبلوه ثم کلم الغلام بلسانه فحمله فذهب فجاء بإبراهیم فقال هذا إبراهیم ابنی ثم کلمه بکلام فحمله فذهب فلم ینزل یدعوا بغلام بعد غلام ویکلمهم حتى جاء خمسه أولاد والغلمان مختلفون فی أجناسهم وألسنتهم .
ترجمه بصائر الدرجات صفار ج۲ ص۱۶۳
باب یازدهم در اینکه ائمه علیهم السلام به همه زبانها تکلم می کنند
حماد بن عبدالله فراء از متعب نقل کرده که خبر به امام موسی بن جعفر علیه السلام رسید که بعضی می گویند برای حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرزندی دیده نشده بودند. روزی اسحاق و عبدالله دو برادر امام به محضرشان آمدند. آن جناب با زبان غیر عربی صحبت میفرمودند ناگهان پسری صقلابی وارد شد و حضرت با او با زبان مادریش صحبت کردند.
در روایت سوم که مرحوم صفار در باب علم ائمه به همه زبان ها آن را بیان کرده است تصریح می فرمایند که حضرت به زبان صقلابی با مردم اهل این منطقه صحبت کردند.
علم به زبان کبوتر توسط امام کاظم(ع)
وعن الصفار عن عبد الله بن محمد عن محمد بن إبراهیم عن عمر أخبرنا بشیر النبال عن علی بن أبی حمزه قال دخل رجل من موالی أبی الحسن ( ع ) فقال له رأیت أن تتغذی عندی فقام فمضی معه فلما دخل بیته وضع له سریرا فقعد علیه وکان تحته زوج حمام فذهب الرجل لیحمل طعامه وعاد إلیه فوجده یضحک فقال أضحک الله سنک مم تضحک فقال إن حمامک هذا هدر الذکر علی الأنثی فقال یا سکنی وعرسی والله ما علی وجه الأرض أحد أحب إلی منک ما خلا هذا القاعد علی السریر فقلت وتفهم ذلک فقال نعم علمنا منطق الطیر وأوتینا من کل شئ .
ترجمه مختصر بصائر الدرجات – حسن بن سلیمان الحلی ص۳۹۴
آگاهی امام به زبان پرندگان
علی بن ابی حمزه گفت: مردی از دوستان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام (برآن جناب)
وارد شد و به آن حضرت عرض کرد: آیا مایلید نزد من صبحانه بخورید ؟ حضرت برخاست و همراه او رفت، هنگامی که به خانه اش داخل شد، برای آن حضرت تختی قرار داد که زیر آن یک جفت کبوتر بود، و(امام) روی آن نشست. پس آن مرد رفت تا غذا را بیاورد و هنگامی که نزد آن حضرت برگشت او را خندان یافت. عرض کرد: خداوند لب شما را خندان گرداند، برای چه میخندید؟ فرمود: این کبوترت صدایی کرد و کبوتر نر به ماده گفت: ای مایه ی آرامش من! وای عروس من! به خدا سوگند! بر روی زمین احدی نزد من دوست داشتنی تر از تو نیست، جز این کسی که روی این تخت نشسته است. به آن حضرت عرض کردم: آیا این (سخن گفتن پرندگان) را می فهمید؟ فرمود: بله، زبان پرندگان به ما یاد داده شده، و از هر چیزی به ما داده شده است.
در روایت چهارم هم حضرت معنای سخن گفتن کبوتران را برای اصحاب بیان می فرمایند و هنگامی که یکی از اصحاب از ایشان سوال می کند که آیا شما زبان حیوانات را می دانید، ایشان بیان فرمودند، بله ما این علم را در اختیار داریم.
نتیجه گیری:
از باب اختصار نویسی به همین چند مورد کفایت میکنیم و از همین موارد ثابت شد که طبق سخن حضرت موسی بن جعفر(ع) حجت های الهی صفاتی را دارند و یکی از این صفات علم است که یک بخش از این علم، آگاهی و تسلط به زبان های همه موجودات اعم از انسان و حیوانات و پرندگان می باشد و این علم و صفت راه شناخت مدعیان دروغین از حجت های حقیقی خداوند می باشد و هر کس چنین صفت و علمی نداشت او امام نبوده و کذاب است.
آیا احمد بصری علم به زبان ها را دارد
اکنون که از لسان مبارک امام کاظم علم به زبان ها را به عنوان صفت امام و راه شناخت حجت خدا بیان کردیم قصد داریم نظر احمد بصری را هم خدمت شما ارائه کنیم تا با مطالعه نظر ایشان خود متوجه بطلان این ادعا و مدعی شوید.
دروغ های احمد در مورد علم به زبان ها
ائمه علم به زبان ها را به عنوان شناخت حجت خدا بیان نکردند
در قسمت قبلی ثابت کردیم که در روایات ائمه یکی از راه های شناخت امام داشتن علم به تمام زبان ها می باشد.
ازآنجای که احمد بصری ناتوان از ارائه چنین علمی می باشد و دارای چنین علمی نبوده و نیست چون اساسا بیش از یک مدعی دروغین نیست، باز هم مجبور شده است به ائمه دروغ بسته و این روایات را انکار کند تا جای که مدعی شده است اصلا ائمه در هیچ جا مدعی نشده اند که راه شناخت حجت و خدا و از صفات آنان علم به زبان ها می باشد؛ چنانچه وی چنین می گوید:
سوم:ائمه علیهم السلام علامت ها و نشانه هایی که با آن حجت بر مردم شناخته می شود را مشخص و معین کرده اند که در آنها شناخت عمیق نسبت به زبان ها را قید ننموده اند
پاسخ های روشنگر احمد الحسن ج۴ ص۱۵۳
وی در کتاب دیگر خودش هم باز این ادعای دروغ را چنین مطرح می کند.
احمد:علم به زبان ها جزء علوم امامت و راه شناخت حجت خدا نیست
علمی که دانستن آن برای حجت خدا لازم است به هیچ وجه آگاهی از زبان های کتاب های آسمانی یا زبان های دیگر یا حفظ جملات کتاب های آسمانی نیست
عقائد اسلام و از تو درباره روح می پرسند احمد الحسن ص۱۹۴
احمد بصری: عقیده به علم زبان ها جاهلانه و مضحک است
احمد در کتاب خود به نام عقائد اسلام تصریح کرده است که برای ائمه لازم نیست که تمام علوم را آگاه باشد و امام میتواند مانند بقیه مردم عادی علوم را با خواندن و تحصیل نزد دیگران فرا گیرد و عقیده به اینکه امام به زبان های مختلف آگاه می باشد عقیده مضحک و جاهلانه می باشد.
لازم نیست که خلیفه ی خدا به علوم استقرائی یا تجربی یا حتی علوم دینی گذشته مثل رسالتهای خلفای گذشته آگاه باشد…پس ممکن است او گاهی آن ها را از طریق تحصیلات یا حتی با الهام الهی یا از هر دو طریق بداند یعنی مانند بقیه مردم آن ها را مثلا با خواندن فرا بگیرد…اما اعتقادات مضحک برخی از حاشیه پردازان که می گویند خلیفه ی خدا باید همه زبان ها را بداند و در زبان معصوم باشد و عقاید جاهلانه مشابه این که بگویند هنگامی که بر روی سنگی راه میرود و بر روی سنگ تاثیر بگذارد و جای پایش باقی بماند و… به زودی پاسخ این اعتقادات باطل و جهالت کسانی که معتقد به این امور هستند را بیان خواهد شد
عقائد اسلام و از تو درباره روح می پرسند احمد الحسن ص۱۰۳.
معتقد به علم تمام زبان ها برای ائمه بدعت گذار جاهل نادان و دشمن ائمه است
وی در کتاب دیگرش تصریح میکند:کسانی که معتقد هستند ائمه عالم بوده و علم به زبان ها را دارند انسان های بدعت گذار نادان،جاهل و کم خرد هستند که با این عقیده جزء محاربین و دشمنان اهل بیت(ع) هستند.
عقائد بدعت آمیز شیعیان مرجع گرا
روزگار باعث شده ما از انسان های نادانی که دم از عقیده می زنند واقعا شگفت زده شویم و این چه مصیبت عظیمی است این افراد معصوم را با اموری چند که مهم ترین آنها از این قرار است می شناسند،..سخن گفتنش به همه زبان ها،…
سید احمد الحسن در خصوص این عقائد بدعت آمیز می فرماید… برخی عمامه داران جاهل به سراغ آنها می آیند و به ایشان می گویند:این روایت قائل بر این است که معصوم از ویژگی ها و صفاتی چند برخوردار می باشد:سایه ندارد جای پایش در سنگ می ماند همه زبان ها را می داند…این رای باطل است و به وضوح با واقعیت تناقض دارد و فقط انسان های کم خرد به چنین چیزی قائل اند…
با چنین عقیده ی باطلی جزو محاربین و دشمنان حضرت مهدی خواهند بود
در محضر عبد صالح ج۲ ص۵۹
نتیجه گیری سخنان احمد:
۱-ائمه در هیچ جا بیان نکردند که علم به زبان ها را در اختیار دارند و این علم جزء صفات امام و حجت خدا می باشد
۲-ائمه علم به زبان ها نداشته و در این امر جاهل هستند
۳- هر کس معتقد باشد که حجت خدا باید عالم به زبان ها باشد، انسان بدعت گذار، جاهل،نادان کم خرد و دشمن ائمه می باشد که اعتقادی مضحک دارد.
احمد در حالی چنین مطالبی را گفته است که ما در قسمت اول خلاف سخنان وی را فقط از یک امام یعنی امام کاظم(ع) ثابت نمودیم و احمد بصری سخنان ائمه را انکار و تکذیب کرد
حکم تکذیب و انکار روایت توسط خود احمد بصری
اکنون که انکار و تکذیب روایات اهلبیت(ع) توسط خود احمد بصری را ثابت کردیم جا دارد حکم چنین شخصی را از زبان خود این جریان بیان کنیم.
ناظم العقیلی شیخ علمی این جریان در مورد حکم کسی که روایت اهلبیت(ع) را انکار کند صراحتاً بیان میکند که وی کافراست
هر کسی که حدیثی از احادیث آل محمد را انکار کند به کفر محکوم می کند حتی اگر مخالف عقلش باشد
وصیت و وصی احمد الحسن ناظم عقیلی ص۵۳.
علت دروغ گفتن احمد بصری به ائمه چیست؟آیا این سخن وی به علت جهالت است یا انکار روایات؟
به راستی دلیل انکار سخنان ائمه توسط احمد بصری در این امر چیست؟
آیا این سخنان احمد توهین و اهانت به ائمه نیست؟
آیا جزء این است که احمد بصری یک مدعی دروغین می باشد که به واسطه نداشتن صفات ائمه و حجت های الهی مجبور شده است روایات را انکار و تکذیب کند.
آیا احمد بصری طبق مبنای خودش به دلیل انکار روایات ائمه کافر نشده است؟
چگونه یک انسان کافر می تواند مدعی امامت باشد؟
اینها سوالات بی پاسخی است که هنوز جواب علمی از اتباع احمد بصری نشنیده ایم
قضاوت با شما







