اهل سنت موافق سنت یا مخالف سنت؟!
یکی از راههای نشر فرهنگ اهلبیت حضور در مساجد آنها است. وقتی که آدم آنجا میرود اخلاق خوب نشان بدهد و مطالبی را مطرح میکند؛ چه بسا بدبینیها و شبهات آنها را باهمین ورود در مساجدشان آدم بر طرف میکند.

بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه چهاردهم ۹۹/۰۸/۱۱
اهل سنت موافق سنت یا مخالف سنت؟!
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاه علی محمد رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیه الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله.
پرسش:
حضور در بین اهل سنت و همراهی با آنان در برخی مراسم (مثل تشییع جنازه) چه صورتی دارد؟
پاسخ:
یکی از راههای نشر فرهنگ اهلبیت حضور در مساجد آنها است. وقتی که آدم آنجا میرود اخلاق خوب نشان بدهد و مطالبی را مطرح میکند؛ چه بسا بدبینیها و شبهات آنها را باهمین ورود در مساجدشان آدم بر طرف میکند.
پرسش:
حکومت خلفاء و خلیفه اولی چه مدتی بود؟
پاسخ:
خلافت اولی کاملا مشخص است؛ تقریبا دو سال و اندی خلافت ابوبکر بوده. و دوازده سال و اندی هم خلیفه دوم خلافت کرده است.
خلافت ابوبکر دو سال چند ماه؛ یعنی از سال یازدهم تا سیزدهم بود. خلافت عمر هم از سال سیزدهم تا بیست و سوم بود. خلافت عثمان هم از سال بیست و سوم هجری تا سال سی و پنجم هجری بوده است.مجموعا بیست و پنج سال خلافت کردند.
در مورد خلافت عمر «ابن قتیبه دینوری» در کتاب «المعارف» (تحقیق: ثروت عکاشه، الهیئه المصریه العامه للکتاب، القاهره)خودش جلد ۱ صفحه ۱۸۳- ۱۸۲ مفصل مطرح کرده است. همچنین «یعقوبی» در کتاب خودش در جلد دوم صفحه ۱۵۳ مطرح میکند.
خلافت عثمان هم که کاملا مشخص است. حدود دوازده سال خلافت عثمان طول کشید و آن همه مسائل پیش آمد، «تاریخ الخلفاء»(تحقیق: حمدی الدمرداش ، مکتبه نزار مصطفى الباز )صفحه ۱۳۰-۱۱۷ آورده است. خلافت حضرت امیر (سلام الله علیه) بیشتر از پنج سال طول نکشید.
پرسش:آیا اقتداء به اهل سنت در نماز جائز است؟
پاسخ:
آقایان فقهاء بعضیهایشان که اقتداء به اهل سنت را مجزی میدانند مثل حضرت «امام (رضوان الله تعالی علیه)» میگوید پشت سر اینها نماز خواندن کاملا مجزی است، هیچ مشکلی ندارد. و بعضی از بزرگان احتیاط کرده و قائل به اعاده آن نماز هستند.
در هر حال اصل اینکه با آنها نماز بخوانیم اتفاق نظر است؛ ولی مجزی بودن و یا مجزی نبودن و اینکه بعدا اعاده کنیم و یا اعاده نکنیم آن بحث جدایی است.
پرسش: منظور از وحدت شیعه و اهلسنت چیست؟
پاسخ:
در مورد وحدت شیعه و اهلسنت، همچنانکه که مرحوم «شهید مطهری» در کتاب «امامت» خودش آورده عمل کنیم، ایشان میفرماید: “مراد از وحدت، شیعه کردن سنی و یا سنی کردن شیعه نیست.”
«وحدت اسلامى متوقف بر این نیست که فرق و مذاهب از میان برود.»
مرتضی مطهری(شهادت۱۳۵۸ ه ش)،مجموعهآثاراستادشهیدمطهرى؛ج۲۵ص۳۸.
«طرفداری از وحدت اسلامی ایجاب نمیکند که حقایق کتمان شود. آنچه ایجاب میکند، اولاً توحید صفوف در برابر دشمن است و ثانیاً حفظ زبان از دشنام است»
مرتضی مطهری(شهادت۱۳۵۸ ه ش)،یادداشتهای استاد شهید مطهری، ج ۶ / ص ۳۹۶.
بحث سر این است که در مباحث و گفتگو و … نسبت به یکدیگر اهانت نکنیم، سب یک دیگر نکنیم، احساسات و عواطف یکدیگر را جریحه دار نکنیم، باعث اختلاف و درگیری نشویم. آنها مذهب و عقیده خودشان را دارند، طبق نظر بزرگانشان عمل میکنند، شیعه هم طبق نظر بزرگانش عمل میکنند.
هرچه که است اگر واقعا اهلسنت به این نتیجه رسیده باشند که ادله آنها قانع کننده است و حجت برایشان تمام شده ،حرفی نیست. و اگر حجت تمام شده بر اینکه حق با اهلبیت است، حق با شیعه است قطعا عملشان مجزی نیست فردای قیامت مسئول هستند.
پرسش:
نماز جمعه هم حکم جماعت را دارد ؟
پاسخ:
بله، نماز جمعه هم حکم جماعت را دارد هیچ فرقی ندارد.
پرسش:
منابع و مدارک شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها از قرن اول را بیان فرمایید؟
پاسخ:
کتاب «سلیم ابن قیس» مال قرن اول است، مملو از این مطالب است. قضیه هجوم به خانه حضرت و شکستن دَرْ و آتش زدن دَرْ ، اینها همه مربوط به همان قرن اول هجری است.
عمدهی اینها را مرحوم «سلیم بن قیس» در کتابشان آوردهاند و کتاب «سلیم» هم کاملا مورد تأیید است و مشکلی ندارد.
آغاز بحث…( مشروعیت سنت)
علاء الدین خازن از آقای «شافعی» آورده:
«إن کل فریضه فرضها الله فی کتابه کالحج والصلاه والزکاه لولا بیان رسول الله صلى الله علیه وسلم لها »
…اگر بیان پیغمبر نبود
«ما کنا نعرف کیف نأتیها»
نمیدانستیم چطور حج به جا بیاوریم، نماز به جا بیاوریم، زکات به جا بیاوریم.
«ولا کان یمکننا أداء شیء من العبادات»
نمیتوانیستیم هیچ عبادتی را انجام بدهیم.
«وإذا کان الرسول صلى الله علیه وسلم بهذه المنزله الشریفه کانت طاعته على الحقیقه طاعه لله»
و وقتی رسول خدا صلوات الله علیه و آله چنین منزلت و جایگاهی دارد حقیقتا طاعت او، طاعت خدای عالم است.
تفسیر الخازن المسمى لباب التأویل فی معانی التنزیل؛ اسم المؤلف: علاء الدین علی بن محمد بن إبراهیم البغدادی الشهیر بالخازن الوفاه: ۷۴۱هـ، دار النشر: دار الفکر – بیروت / لبنان – ۱۳۹۹هـ /۱۹۷۹م، الطبعه: بدون، تحقیق: بدون، ج ۱، ص ۵۶۳.
خیلی حرف قشنگی است و آن هم از «شافعی» که به عنوان یک امام و یک مذهب مطرح است. این مطلب را «خازن علاء الدین متوفای ۷۴۱ ه ق» در کتاب «تفسیر خازن» خودش جلد ۱، ص۵۶۳ آورده است.
در روایات ما هم هست امام صادق (سلام الله علیه) میفرماید: ” اگر سنت پیغمبر را کنار بگذاریم ما دو رکعت نماز نمیتوانیم بخوانیم.” نمیدانیم نماز صبح چند رکعت است، نماز ظهر و عصر چند رکعت است و نماز مغرب و عشا چند رکعت است.
ولی امثال آقای «درایتی» و… عقلشان را به شیطان اجاره دادهاند، میگویند ما همینطوری سینه به سینه به گوشمان رسیده که نماز صبح را باید اینطوری بخوانیم. در نزد اینها سنت حجت نیست؛ ولی نقل سینه به سینه حجت میشود!
دیگر چه کار باید کرد؟ عاقلان دانند! اینکه میگویند سینه به سینه رسیده، ما سوال میکنیم آن سینه اول از کجا رسیده است؟ سینه ی اول خواب نما شدند، یا عمل پیغمبر بوده است؟
اگر خواب نما شدند، سینه به سینه ای که خواب نما شده باشند از روی هوای نفس باشد دیگر ارزشی ندارد. اگر سینه به سینه، سینهی اولی که اینطور نماز خواندن دستور رسول اکرم (صلوات الله علیه و آله) بوده کاملا واضح و روشن است.
« بَدْرُ الدِّینِ زَرْکَشِیّ» در کتاب «بحر المحیط» خودش که در اصول الفقه است، در جلد۳ آورده است. «ابن حِبّان» در «صحیح» خودش عبارتی دارد. یعنی « زَرْکَشِیّ » از «ابن حِبّان» نقل میکند و بعد یک مطلبی از «شافعی» میآورد و میگوید «ابن حِبَّان» در «صحیح» خودش در قول رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«بَلِّغُوا عَنِّی وَلَوْ آیَهً»
پیام من را به دیگران برسانید ولو یک آیه باشد.
«فیه دَلَالَهٌ على أَنَّ السُّنَّهَ یُقَالُ فیها آیٌ»
این دلالت میکند بر اینکه به سنت هم آیه گفته میشود.
صحیح ابن حِبّان، محمد بن حبان بن أحمد بن حبان بن معاذ بن مَعْبدَ، التمیمی، أبو حاتم، الدارمی، الْبُسْتِیّ (المتوفى: ۳۵۴هـ) ، تحقیق: شعیب الأرنؤوط ، مؤسسه الرساله، بیروت،ط الأولى، ۱۴۰۸ هـ – ۱۹۸۸ م، ج ۱۴،ص ۱۴۹.
حالا مراد رسول اکرم (صلوات الله علیه وآله وسلم) چه است که فرموده «بَلِّغُوا عَنِّی وَلَوْ آیَهً»، مراد ایشان واقعا این آیات قرآن است که ظاهر قضیه نشان میدهد، این آیات قرآن را به گوش دیگران برسانید ولو یک آیه هم باشد.
اینکه ما بگوییم به سنت هم آیه گفته میشود به نظر من یک مقداری مستبعد است الا اینکه ما بگوییم: «بَلِّغُوا عَنِّی وَلَوْ آیَهً»، ولو یک نشانه بگیریم آیه مصطلح نگیریم آن یک بحث دیگری میشود و سنت هم یک نشانهی است. ولی اینکه ما سنت را مثل آیه قرآن تلقی کنیم خیلی سخت است.
« زَرْکَشِیّ » در ادامه می نویسد «شافعی» در کتاب رساله اش، در «باب فرض طاعه الرسول» همین تعبیر را دارد
لَوْلَا بَیَانُ الرَّسُولِ مَا کُنَّا نَعْرِفُ کَیْفَ نَأْتِیهَا، وَلَا کَانَ یُمْکِنُنَا أَدَاءُ شَیْءٍ مِنْ الْعِبَادَاتِ
اگر سنت نبود ما نمی دانستیم چگونه عبادات و واجبات را بجا آوریم
«وَقَالَ الشَّافِعِیُّ فِی ” الرِّسَالَهِ ” فِی بَابِ فَرْضِ طَاعَهِ الرَّسُولِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ -: قَالَ تَعَالَى: {مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ} [النساء: ۸۰] وَکُلُّ فَرِیضَهٍ فَرَضَهَا اللَّهُ تَعَالَى فِی کِتَابِهِ کَالْحَجِّ وَالصَّلَاهِ وَالزَّکَاهِ لَوْلَا بَیَانُ الرَّسُولِ مَا کُنَّا نَعْرِفُ کَیْفَ نَأْتِیهَا، وَلَا کَانَ یُمْکِنُنَا أَدَاءُ شَیْءٍ مِنْ الْعِبَادَاتِ، وَإِذَا کَانَ الرَّسُولُ مِنْ الشَّرِیعَهِ بِهَذِهِ الْمَنْزِلَهِ کَانَتْ طَاعَتُهُ عَلَى الْحَقِیقَهِ طَاعَهً لِلَّهِ.
البحر المحیط فی أصول الفقه؛ اسم المؤلف: بدر الدین محمد بن بهادر بن عبد الله الزرکشی الوفاه: ۷۹۴هـ، دار النشر: دار الکتب العلمیه – لبنان/ بیروت – ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م، الطبعه: الأولى، تحقیق: ضبط نصوصه وخرج أحادیثه وعلق علیه: د. محمد محمد تامر، ج ۳، ص ۲۳۷
همان عباراتی را که ما از «خازن» آورده بودیم، « زَرْکَشِیّ » هم آورده. «خازن» متوفای ۷۴۱ هق و «زَرْکَشِیّ» متوفای ۷۹۴ است.
«ابن تیمیه حرّانی» یک مطالبی دارد عزیزان دقت بکنند این حرف ایشان خیلی حرف مهمی است.
« وَقَدْ أَمَرَ بِطَاعَهِ الرَّسُولِ فِی نَحْوِ أَرْبَعِینَ مَوْضِعًا »
خدای عالم در حدود ۴۰ جای قرآن دستور داده از پیغمبرش اطاعت کنند بعد همه اینها را میآورد:
کَقَوْلِهِ تَعَالَى: {قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْکَافِرِینَ} وقَوْله تَعَالَى {وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ} وَقَوْلِهِ: {قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَیْکُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ} إلَى قَوْلِهِ: {وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ} إلَى قَوْله تَعَالَى {إنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا کَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّى یَسْتَأْذِنُوهُ} إلَى قَوْلِهِ: {أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ} وقَوْله تَعَالَى {وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا} {فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا} وقَوْله تَعَالَى {قُلْ إنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ} وقَوْله تَعَالَى {وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا} وقَوْله تَعَالَى {وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا} وقَوْله تَعَالَى {وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ} إلَى قَوْلِهِ: {وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِیهَا} وقَوْله تَعَالَى {وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا} وقَوْله تَعَالَى {یَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ یَقُولُونَ یَا لَیْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا} {وَقَالُوا رَبَّنَا إنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا} {رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا کَبِیرًا} وقَوْله تَعَالَى {وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا} {یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا} {لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إذْ جَاءَنِی وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا}»
این موارد را میآورد بعد از اینکه، این آیات را میآورد میگوید:
«فَهَذِهِ النُّصُوصُ تُوجِبُ اتِّبَاعَ الرَّسُولِ وَإِنْ لَمْ نَجِدْ مَا قَالَهُ مَنْصُوصًا بِعَیْنِهِ فِی الْکِتَابِ کَمَا أَنَّ تِلْکَ الْآیَاتِ تُوجِبُ اتِّبَاعَ الْکِتَابِ فَهَذِهِ النُّصُوصُ تُوجِبُ اتِّبَاعَ الرَّسُولِ فَعَلَیْنَا أَنْ نَتَّبِعَ الْکِتَابَ وَعَلَیْنَا أَنْ نَتَّبِعَ الرَّسُولَ وَاتِّبَاعُ أَحَدِهِمَا هُوَ اتِّبَاعُ الْآخَرِ؛ فَإِنَّ الرَّسُولَ بَلَّغَ الْکِتَابَ وَالْکِتَابُ أَمْرٌ بِطَاعَهِ الرَّسُولِ. وَلَا یَخْتَلِفُ الْکِتَابُ وَالرَّسُولُ أَلْبَتَّهَ کَمَا لَا یُخَالِفُ الْکِتَابُ بَعْضُهُ بَعْضًا قَالَ تَعَالَى: {وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا} .»
مجموع الفتاوی، ابن تیمیه الحرانی تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم (المتوفى: ۷۲۸هـ) ،تحقیق:عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، ناشر: مجمع الملک فهد لطباعه المصحف الشریف، مدینه، ۱۴۱۶هـ/۱۹۹۵م مکتبه اهل بیت و یک چاپ شامله ؛ ج۱۹ص۸۴-۸۳.
« فَهَذِهِ النُّصُوصُ تُوجِبُ اتِّبَاعَ الرَّسُولِ »
این نصوصی که ما آوردیم متابعت از پیغمبر را بر ما واجب میکند.
« وَإِنْ لَمْ نَجِدْ مَا قَالَهُ مَنْصُوصًا بِعَیْنِهِ فِی الْکِتَابِ»
اگر چه، آنچه که پیغمبر گفته منصوص در کتاب پیدا نکنیم!
فرمایش پیغمبر اکرم یک دفعه ریشه قرآنی دارد:
(وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعِینَ) سوره بقره (۲): آیه ۴۳
و نماز را بپا دارید، و زکات را بپردازید، و همراه رکوع کنندگان رکوع کنید (و نماز را با جماعت بگزارید)!
یک دفعه اصلاً نشانه ای از این فرمایش پیغمبر در قرآن نیست خیلی از مسائل وجود دارد، که در قرآن نیست. واجبات نماز، مستحبات نماز یا بعضی از مسائل دیگر؛ از طهارت تا دیات ما ۵۰۰ تا آیه داریم بقیه همه گفتار نبی مکرم است. غالب این گفتار هم ریشه قرآنی ندارد.
«کما أن تلک الآیات توجب اتباع الکتاب»
همانطوری که این آیات به ما میرساند ما باید از کتاب قرآن تبعیت کنیم!
« وَإِنْ لَمْ نَجِدْ مَا قَالَهُ مَنْصُوصًا بِعَیْنِهِ فِی الْکِتَابِ کَمَا أَنَّ تِلْکَ الْآیَاتِ تُوجِبُ اتِّبَاعَ الْکِتَابِ »
اگر یک حکمی در قرآن آمده باشد، پیغمبر اکرم درباره آن یک روایت هم بیان نکرده باشد بر ما واجب است از کتاب تبعیت کنیم.
متابعت از کتاب، مستلزم این نیست که پیغمبر در آن زمینه فرمایش و بیانی داشته باشد نه، قرآن حجت است و سنت هم حجت است. هر کدام حجتشان مستقل از یکدیگر است.
اینطوری نیست که حجیّت سنت پیغمبر حتماً ریشه قرآنی داشته باشد، حجیّت کتاب الله یک دلیل سنتی هم داشته باشد. نکته زیبای خیلی خوب است که این اندازه عقلش به اینجا رسیده، بد نیست.
« وَعَلَیْنَا أَنْ نَتَّبِعَ الرَّسُولَ وَاتِّبَاعُ أَحَدِهِمَا هُوَ اتِّبَاعُ الْآخَرِ؛ فَإِنَّ الرَّسُولَ بَلَّغَ الْکِتَابَ وَالْکِتَابُ أَمْرٌ بِطَاعَهِ الرَّسُولِ..»
ما همینجا از ابن تیمیه سوال می کنیم که در مجموع فتاوایش گفته « لَا یَخْتَلِفُ الْکِتَابُ وَالرَّسُولُ أَلْبَتَّهَ »
اینکه ما به صورت یک فرضیه و در عالم ثبوت بگوییم کتاب با رسول، با همدیگر اختلاف ندارند؛ هیچ شکی در آن نیست؛ ولی در عالم اثبات، گفتار پیغمبر را که ما بخواهیم بگیریم از کجا بگیریم که اطمینان برای ما بیاید که این گفتار ، گفتار پیغمبر است، دروغ به پیغمبر نبستند؟
خود پیغمبر میفرماید:
«قَدْ کَثُرَتْ عَلَیَّ الْکَذَّابَهُ»
دروغگوها زیاد شدند
«فَمَنْ کَذَبَ عَلَیَّ مُتَعَمِّداً فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّار»
الکافی (ط – الإسلامیه)، نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیه، ج۱، ص۶۲
این همه دروغ به پیغمبر بستند، این همه مطالب نادرست به پیغمبر بستند. آقای «ابن تیمیه» اینها را میخواهید چه کار کنید؟ این همه دروغ، همین آقای «بخاری» میگوید من کتابم را از میان ۶۰۰ هزار روایت انتخاب کردم.
بحث اینکه سخن پیغمبر با قرآن هیچ اختلافی ندارد در آن هیچ شک و شبههی نیست ولی «ابن تیمیه» در کتاب «منهاج السنه» جلد ۷، صفحه ۳۱۲ میگوید:
« وَقَدْ وَضَعَ النَّاسُ أَحَادِیثَ کَثِیرَهً مَکْذُوبَهً عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی الْأُصُولِ، وَالْأَحْکَامِ، وَالزُّهْدِ، وَالْفَضَائِلِ، وَوَضَعُوا کَثِیرًا مِنْ فَضَائِلِ الْخُلَفَاءِ الْأَرْبَعَهِ، وَفَضَائِلِ مُعَاوِیَهَ. »
منهاج السنه النبویه؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیه الحرانی أبو العباس الوفاه: ۷۲۸، دار النشر: مؤسسه قرطبه – ۱۴۰۶، الطبعه : الأولى، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج ۷، ص ۳۱۲
خود ایشان « وَقَدْ وَضَعَ النَّاسُ » میگوید ما از کجا بدانیم این روایاتی که آمده واقعاً گفتار پیغمبر است؟ در «صحیح بخاری» شما ملاحظه میفرمایید «ابو هریره» روایتی نقل میکند میگوید:
«قال النبی صلى الله علیه وسلم»:
بعد میگویند:
«یا أَبَا هُرَیْرَهَ سَمِعْتَ هذا من رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قال: لَا، هَذَا مِنْ کِیسِ أَبِی هُرَیْرَهَ»!
الجامع الصحیح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاه: ۲۵۶، دار النشر: دار ابن کثیر , الیمامه – بیروت – ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷، الطبعه: الثالثه، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ج۵، ص۲۰۴۸، بَاب وُجُوبِ النَّفَقَهِ على الآهل وَالْعِیَالِ، ح۵۰۴۰
ابو هریره ای که صحابی پیغمبر است و شما میگویید گفتار صحابی پیغمبر برای ما حجت است. و هر چه باشند مورد تأیید ما است.
آقای «ابن تیمیه»! از کجا معلوم این که الان شما دارید نماز میخوانید در نماز «بسم الله» نمیگویید «آمین» میگویید، سوره قرآن نمیخوانید تکتف هم دارید، سلام را قبل از تشهد میدهید، از کجا معلوم کسی از شما سوال کند آیا این کلام پیغمبر و سنت پیغمبر است، یا سنتی است که صحابه از قول پیغمبر نقل کردهاند؟
عبارتهایی که آقایان دارند الی ماشاء الله است؛ یعنی یک مورد و دو مورد در این قضایا نیست. «یحیی ابن مَعِین» میگوید:
« وَأَیُّ صَاحِبِ حَدِیثٍ لا یَکْتُبُ عَنْ کَذَّابٍ أَلْفَ حَدِیثٍ؟ »
شما بگویید کدام محدثی است که از کذاب، هزار حدیث نقل نکرده باشد؟
تاریخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علی أبو بکر الخطیب البغدادی الوفاه: ۴۶۳، دار النشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، ج۱، ص۴۳
اینها را آقایان دارند. « شُعْبَه (بنُ الحَجَّاجِ بنِ الوَرْدِ الأَزْدِیُّ العَتَکِیّ) » که به نظر برخی اهل سنت «امیر المومنین فی الحدیث» است میگوید:
« مَا أَعْلَمُ أَحَداً فَتَّشَ الحَدِیْثَ کَتَفْتِیشِی، وَقَفتُ عَلَى أَنَّ ثَلَاثَهَ أَرْبَاعِهِ کَذِبٌ »
الجامع لأخلاق الراوی وآداب السامع؛ اسم المؤلف: أحمد بن علی بن ثابت الخطیب البغدادی أبو بکر الوفاه: ۴۶۳، دار النشر: مکتبه المعارف – الریاض – ۱۴۰۳، تحقیق: د. محمود الطحان، ج۲، ص۲۹۵
آقای «ابن تیمیه» اینها را شما میخواهید چه کار کنید؟ ایشان میگوید:
« وَلَا یَخْتَلِفُ الْکِتَابُ وَالرَّسُولُ أَلْبَتَّهَ کَمَا لَا یُخَالِفُ الْکِتَابُ بَعْضُهُ بَعْضًا قَالَ تَعَالَى: {وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا}(نساء ۸۲) »
اینها را مقایسه کردن شما نمیتوانید؛ ولی شیعه میتواند؛ چون شیعه احادیثش را از اهلبیت گرفته اهلبیت هم عِدل قرآن هستند بعد ایشان میگوید:
وَالْأَحَادِیثُ کَثِیرَهٌ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی وُجُوبِ اتِّبَاعِ الْکِتَابِ وَفِی وُجُوبِ اتِّبَاعِ سُنَّتِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ کَقَوْلِهِ: {لَا أُلْفِیَن أَحَدَکُمْ مُتَّکِئًا عَلَى أَرِیکَتِهِ یَأْتِیه الْأَمْرُ مِنْ أَمْرِی مِمَّا أَمَرْت بِهِ أَوْ نَهَیْت عَنْهُ فَیَقُولُ: بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ هَذَا الْقُرْآنُ فَمَا وَجَدْنَا فِیهِ مِنْ حَلَالٍ حَلَلْنَاهُ وَمَا وَجَدْنَا فِیهِ مِنْ حَرَامٍ حَرَّمْنَاهُ أَلَا وَإِنِّی أُوتِیت الْکِتَابَ وَمِثْلَهُ مَعَهُ أَلَا وَإِنَّهُ مِثْلُ الْقُرْآنِ أَوْ أَعْظَمُ} هَذَا الْحَدِیثُ فِی السُّنَنِ وَالْمَسَانِیدِ مَأْثُورٌ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مِنْ عِدَّهِ جِهَاتٍ مِنْ حَدِیثِ أَبِی ثَعْلَبَهَ وَأَبِی رَافِعٍ وَأَبِی هُرَیْرَهَ وَغَیْرِهِمْ. »
مجموع الفتاوی، ابن تیمیه الحرانی تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم (المتوفى: ۷۲۸هـ) ،تحقیق:عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، ناشر: مجمع الملک فهد لطباعه المصحف الشریف، مدینه، ۱۴۱۶هـ/۱۹۹۵م مکتبه اهل بیت و یک چاپ شامله ؛ ج۱۹ص۸۵-۸۴.
عزیزان خوب دقت کنند. میگوید:
(وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ أَهْلِهَا)
و در این هنگام، شاهدی از خانواده آن زن شهادت داد.
سوره یوسف (۱۲): آیه ۲۶
احادیث زیادی از پیغمبر داریم که متابعت از کتاب واجب است و همچنین احادیث زیادی داریم که متابعت از سنت پیغمبر واجب است. روایت آورده این روایت آبرو و حیثیت «ابن تیمیه» را بر باد داده است.
« کَقَوْلِهِ: لَا أُلْفِیَن أَحَدَکُمْ مُتَّکِئًا عَلَى أَرِیکَتِهِ »
نبینم یک کسی بر مسند خلافت و حکومت نشسته!
« یَأْتِیه الْأَمْرُ مِنْ أَمْرِی مِمَّا أَمَرْت بِهِ أَوْ نَهَیْت عَنْهُ»
کسی میآید حدیثی از من میگوید. میگوید پیغمبر اینطوری امر کرده، پیغمبر اینطوری نهی کرده!
« فَیَقُولُ: بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ هَذَا الْقُرْآنُ »
حرف پیغمبر را کنار بگذارید بین ما و بین شما این قرآن است.
« فَمَا وَجَدْنَا فِیهِ مِنْ حَلَالٍ حَلَلْنَاهُ وَمَا وَجَدْنَا فِیهِ مِنْ حَرَامٍ حَرَّمْنَاهُ »
هر چه ما در قرآن حلال پیدا کنیم، عمل میکنیم از حرام اجتناب میکنیم.
« أَلَا وَإِنِّی اُوتِیتُ الْکِتَابَ وَمِثْلَهُ مَعَهُ»
خدا به من قرآن داده و مثل قرآن هم با قرآن است که همان سنت است.
« أَلَا وَإِنَّهُ مِثْلُ الْقُرْآنِ أَوْ أَعْظَمُ »
این سنت یا مثل قرآن است یا اعظم است.
«هَذَا الْحَدِیثُ فِی السُّنَنِ وَالْمَسَانِیدِ مَأْثُورٌ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مِنْ عِدَّهِ جِهَاتٍ مِنْ حَدِیثِ أَبِی ثَعْلَبَهَ وَأَبِی رَافِعٍ وَأَبِی هُرَیْرَهَ وَغَیْرِهِمْ»
آقای «ابن تیمیه» شما میفرمایید که پیغمبر اینطوری فرموده، این عبارتی که خود شماها از خلیفه اول نقل کردهاید چه کار کنیم؟ به ما که مربوط نمی شود!
ذهبی در کتاب «تذکره الحفاظ» جلد ۱، صفحه۹ ، از « ابْنِ اَبِی مُلَیْکَه»(“مُجْمَعٌ عَلَى ثِقَتِهِ” که «قاضی القضات» زمان آقای «عبدالله بن زبیر» بود) عین همان فرمایش پیغمبر را از زبان خلیفه اول میگوید:
«أَنَّ الصِدِّیقَ جَمَعَ النَّاسَ بَعْدَ وَفَاهِ نَبِیِّهِمْ فَقَالَ: «إِنَّکُم تُحَدِّثُونَ عَنْ رَسُول الله صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَحَادِیثَ تَخْتَلِفُونَ فِیهَا وَالنَّاسُ بَعْدَکُمْ أَشَدُّ اخْتِلَافاً. فَلَا تُحَدِّثُوا عَنْ رَسُولِ اللهِ شَیْئاً. فَمَنْ سَأَلَکُمْ فَقُولُوا: بَیْنَنَا وَبَیْنکُمْ کِتَابُ اللهِ. فَاسْتَحِلُّوا حَلَالَهُ وَحَرِّمُوا حَرَامَهُ»
بعد ایشان میگوید:
« وَلَمْ یَقُلْ حَسْبُنَا کِتَابَ اللهِ کَمَا تَقُولُهُ الخَوَارِجُ »
«حسبنا کتاب الله» نگفت!
« کَمَا تَقُولُهُ الخَوَارِجُ »
همچنانکه خوارج «حسبنا کتاب الله» میگویند!
تذکره الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدین محمد الذهبی الوفاه: ۷۴۸، دار الکتب العلمیه بیروت-لبنان،ط: الأولى،(شامله) ج ۱، ص ۹.
یا اولین بار خلیفه دوم «حسبنا کتاب الله» گفت؟ آقای «ابن تیمیه» این را چه کار کنیم؟ ابوبکر میگوید: « بَیْنَنَا وَبَیْنکُمْ کِتَابُ اللهِ »؛ روایت پیغمبر را کنار بیاندازید هر چه در کتاب خدا است: « فَاسْتَحِلُّوا حَلَالَهُ وَحَرِّمُوا حَرَامَهُ »!
از آن طرف هم خلیفه دوم به صراحت « حَسْبُنَا کِتَابُ اللَّهِ » میگوید چه کار کنیم؟ این عبارت آقای خلیفه دوم را در کتاب «صحیح بخاری» ببینید دارد:
« قَالَ عُمَرُ إِنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَدْ غَلَبَهُ الوَجَعُ، وَعِنْدَکُمُ القُرْآنُ، حَسْبُنَا کِتَابُ اللَّهِ»
کتاب ما هست لازم نیست برای سخن پیغمبر اهمیتی قائل بشویم!
الجامع الصحیح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاه: ۲۵۶، دار طوق النجاه (مصوره عن السلطانیه بإضافه ترقیم ترقیم محمد فؤاد عبد الباقی)، ط: الأولى، ۱۴۲۲هـ، تحقیق: محمد زهیر بن ناصر الناصر.(شامله)، ج۶، ص۹، ح ۴۴۳۲ .
«حسبنا کتاب الله» از آقای عمر در «صحیح مسلم» با این تعبیر است:
«فقال عُمَرُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قد غَلَبَ علیه الْوَجَعُ وَعِنْدَکُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا کِتَابُ اللَّهِ»
صحیح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری الوفاه: ۲۶۱، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج۳، ص۱۲۵۹، ح۱۶۳۷
آقای «ذهبی» شما میگویید خلیفه اول گفت:
«بیننا وبینکم کتاب الله… ولم یقل حسبنا کتاب الله»
«حسبنا کتاب الله» نگفت. «حسبنا کتاب الله» را عمر گفته چه کار بکنیم؟ آیا با تمام این قضایا شما باز میفرمایید کتاب الله با سنت پیغمبر با هم اختلاف ندارند؟ همین روایتی که شما آوردید پیغمبر فرمود نیابم کسی بر مسند خلافت نشسته که:
«فیقول بیننا وبینکم هذا القرآن، فما وجدنا فیه من حلال حللناه وما وجدنا فیه من حرام حرمناه»
این عبارت خلیفه اول شما است چه کارش کنیم؟ اینها با این بساطی که درست کردند و برای صحابه آوردهاند و اهلبیت را کنار گذاشتهاند، این جز بیراهه رفتن و جز با سنت پیغمبر مخالفت کردن چیز دیگری نیست.
قضیه به قدری واضح و روشن است که مثل آقتاب در وسط روز است. الان ما دو تا عبارت از «ابن تیمیه» آوردیم و تحلیل کردیم. یک بچه دبستانی هم این تحلیل و استدلال را میفهمد دیگر بحث علمی هم نیست که ما بگوییم بحث علمی و فلسفی است، نه یک بحث ساده ساده است که عوام و غیر عوام همه میفهمند.
بعد ایشان میگوید:
« وَفِی صَحِیحِ مُسْلِمٍ عَنْهُ مِنْ حَدِیثِ جَابِرٍ أَنَّهُ قَالَ فِی خُطْبَهِ الْوَدَاعِ: {وَقَدْ تَرَکْت فِیکُمْ مَا إنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ: کِتَابَ اللَّهِ تَعَالَى} »
مجموع الفتاوی، ابن تیمیه الحرانی تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم (المتوفى: ۷۲۸هـ) ،تحقیق:عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، ناشر: مجمع الملک فهد لطباعه المصحف الشریف، مدینه، ۱۴۱۶هـ/۱۹۹۵م مکتبه اهل بیت و یک چاپ شامله ؛ ج۱۹ص۸۵.
آقای «ابن تیمیه» چقدر تو خائن هستی؟ در «خطبه الوداع» گفت: «وقد ترکت فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا بعده» فقط: «کتاب الله» گفت؟ یانه «عترتی و اهلبیتی» را هم آورد؟
در کتاب «جامع ترمذی» با تحقیق آقای «البانی» چاپ «عربستان سعودی»، «مملکه العربیه السعودیه ریاض»، «البانی» هم میگوید «صحیحٌ» حدیث ۳۷۸۸.
« قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: ” إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الآخَرِ: کِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الأَرْضِ. وَعِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی، وَلَنْ یَتَفَرَّقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الحَوْضَ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِی فِیهِمَا.»
«هَذَا حَدِیثٌ حَسَنٌ غَرِیبٌ»
الجامع الصحیح سنن الترمذی؛ المؤلف: محمد بن عیسى أبو عیسى الترمذی السلمی، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآلبانی، ج۵، ص۶۶۳، ح۳۷۸۸
اینها را ما چه کار کنیم؟ در «مجمع الزوائد هیثمی» هم همینطور، در «مسند احمد» هم همینطور آورده. به این شکل که شما آقای «ابن تیمیه» فقط کتاب الله گفتید صحیح نیست.
در کتاب «الاحادیث الصحیحه» جلد ۴، صفحه ۲۶۰ دارد:
« قَامَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَوْمًا فِینَا خَطِیبًا، بِمَاءٍ یُدْعَى( خُمًّا)»
( خُمًّا) همان «غدیر خم» است.
آقای ابن تیمیه! پیغمبر اکرم میفرماید:
« وأنا تارک فیکم ثقلین،أولهما کتاب الله، فیه الهدى والنور (من استمسک به وأخذ به کان على الهدى، ومن أخطأه ضل) ، فخذوا بکتاب الله، واستمسکوا به – فحث على کتاب الله ورغب فیه، ثم قال: – وأهل بیتی، أذکرکم الله فی أهل بیتی، أذکرکم الله فی أهل بیتی، أذکرکم الله فی أهل بیتی»
سلسله الأحادیث الصحیحه وشیء من فقهها وفوائدها ، أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدین، بن الحاج نوح بن نجاتی بن آدم، الأشقودری الألبانی (المتوفى: ۱۴۲۰هـ)، مکتبه المعارف للنشر والتوزیع، الریاض،ط اولی لمکتبه المعارف؛ ج ۴ ،ص ۳۶۵.
«صحیح مسلم» هم دارد چرا شما اینطوری بیراهه میروید؟ این حدیث «غدیر» است بفرمایید:
« وَأَنَا تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ: أَوَّلُهُمَا کِتَابُ اللهِ فِیهِ الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِکِتَابِ اللهِ، وَاسْتَمْسِکُوا بِهِ ” فَحَثَّ عَلَى کِتَابِ اللهِ وَرَغَّبَ فِیهِ، ثُمَّ قَالَ: «وَأَهْلُ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمُ اللهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی، أُذَکِّرُکُمُ اللهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی، أُذَکِّرُکُمُ اللهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی» »
صحیح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری الوفاه: ۲۶۱، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج۴، ص۱۸۷۳، ح۲۴۰۸
ابن تیمیه میگوید در «حجه الوادع» گفت:
« وَقَدْ تَرَکْت فِیکُمْ مَا إنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ: کِتَابَ اللَّهِ تَعَالَى »
ولی «اهلبیتی» و «عترتی» نباید اینجا بیاید چون با عقائد آنها همخوانی ندارد!
« وَفِی الصَّحِیحِ عَنْ {عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی أَوْفَى أَنَّهُ قِیلَ لَهُ: هَلْ أَوْصَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ؟ قَالَ: لَا »
پیغمبر، آخرین لحظه وصیت کرد؟ گفت نه وصیت نکرد.
« قِیلَ: فَکَیْفَ کَتَبَهُ عَلَى النَّاسِ الْوَصِیَّهَ؟ »
اگر پیغمبر وصیت نکرد پس چطور به مردم گفت هنگام مرگ شما وصیت کنید؟
پیغمبر خودش وصیت نکرده به ما گفته که شما موقع مرگ وصیت کنید قرآن هم میگوید:
(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا شَهادَهُ بَیْنِکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حینَ الْوَصِیَّهِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصابَتْکُمْ مُصیبَهُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاهِ فَیُقْسِمانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشْتَری بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کانَ ذا قُرْبى وَ لا نَکْتُمُ شَهادَهَ اللَّهِ إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمین) سوره مائده (۵): آیه ۱۰۶.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، در موقع وصیت باید از میان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد؛ یا اگر مسافرت کردید، و مصیبت مرگ شما فرا رسید، (و در آن جا مسلمانی نیافتید،) دو نفر از غیر خودتان را به گواهی بطلبید، و اگر به هنگام ادای شهادت، در صدق آنها شک کردید، آنها را بعد از نماز نگاه میدارید تا سوگند یاد کنند که: ما حاضر نیستیم حق را به چیزی بفروشیم، هر چند در مورد خویشاوندان ما باشد! و شهادت الهی را کتمان نمیکنیم، که از گناهکاران خواهیم بود!
« أَوْصَى بِکِتَابِ اللَّهِ»
پیغمبر وصیت به کتاب خدا کرد.
مجموع الفتاوی، ابن تیمیه الحرانی تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم (المتوفى: ۷۲۸هـ) ،تحقیق:عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، ناشر: مجمع الملک فهد لطباعه المصحف الشریف، مدینه، ۱۴۱۶هـ/۱۹۹۵م مکتبه اهل بیت و یک چاپ شامله ؛ ج۱۹ص۸۵.
اینجا میگوید وصیت نکرد، اینجا میگوید «اوصی بکتاب الله» اینها را چه کار کنیم؟ در کتاب «صحیح بخاری» است.
«هَجَرَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قال دَعُونِی فَالَّذِی أنا فیه خَیْرٌ مِمَّا تدعوننی إلیه وَأَوْصَى عِنْدَ مَوْتِهِ بِثَلَاثٍ»
سه مطلب را وصیت کرد.
یکی:
«أَخْرِجُوا الْمُشْرِکِینَ من جَزِیرَهِ الْعَرَبِ وَأَجِیزُوا الْوَفْدَ بِنَحْوِ ما کنت أُجِیزُهُمْ»
…افراد و گروهها و هیأتهای که میآیند از اینها پذیرائی کنید همانطوری که من پذیرائی کردم.
«وَنَسِیتُ الثَّالِثَهَ»
سومی را من فراموش کردم!
ای بر پدر دروغگو لعنت! ببینید این را چه کار باید کرد؟ اینها یکی دو جا نیست. چه کسی کلمه «نسیت ثالثه» را از میان روات آورده ما نمیدانیم عزیزان دقت کنند.
«حدثنا قَبِیصَهُ حدثنا بن عُیَیْنَهَ عن سُلَیْمَانَ الْأَحْوَلِ عن سَعِیدِ بن جُبَیْرٍ عن بن عَبَّاسٍ»
الجامع الصحیح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاه: ۲۵۶، دار النشر: دار ابن کثیر , الیمامه – بیروت – ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷، الطبعه: الثالثه ، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ج۳، ص۱۱۱۱، ح ۲۸۸
حالا «نَسِیتُ الثَّالِثَهَ» را « قَبِیصَهُ» میگوید، « ابْنُ عُیَیْنَه» میگوید، «سلیمان اَحْوَل» میگوید یا «سعید ابن جُبَیْر » میگوید یا «ابن عباس»میگوید « نَسِیتُ الثَّالِثَهَ »! ببینید این خیلی عجیب است.
ولی اینکه «ابن عباس» گفته باشد و اینها حذف کرده باشند « نَسِیتُ الثَّالِثَهَ» به راویان قبل از «ابن عباس» برگردد ظاهراً احتمالش خیلی قوی است.
« وَسُنَّهُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ تُفَسِّرُ الْقُرْآنَ کَمَا فَسَّرَتْ أَعْدَادَ الصَّلَوَاتِ وَقَدْرَ الْقِرَاءَهِ فِیهَا وَالْجَهْرَ وَالْمُخَافَتَهَ وَکَمَا فَسَّرَتْ فَرَائِضَ الزَّکَاهِ وَنُصُبِهَا وَکَمَا فَسَّرَتْ الْمَنَاسِکَ وَقَدْرَ الطَّوَافِ بِالْبَیْتِ وَالسَّعْیِ وَرَمْیِ الْجِمَارِ وَنَحْوِ ذَلِکَ.»
مجموع الفتاوی، ابن تیمیه الحرانی تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم (المتوفى: ۷۲۸هـ) ،تحقیق:عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، ناشر: مجمع الملک فهد لطباعه المصحف الشریف، مدینه، ۱۴۱۶هـ/۱۹۹۵م مکتبه اهل بیت و یک چاپ شامله ؛ ج۱۹ص۸۵.
سنت پیغمبر هم که قرآن را تفسیر کرده، زکات را تفسیر کرده اینکه در نماز قرائت چطور باشد چه موقع به جهر و چه موقع به اخفات بخوانیم؟ مناسک حج چطوری باشد؟ طواف چند تا باید باشد؟ سعی بین «صفا» و «مروه» چطوری باید باشد؟ «رمی جمرات» و … چطوری باشد؟ اینها چیزی است که سنت آمده برای ما بیان کرده است.
مطالبی که نسبت به «ابن تیمیه» من آوردم اینها را در یک فایلی قرار بدهید که اینها خیلی از جاها به دردمان میخورد. اینها بحثهای کلیدی هستند اینها را به همدیگر ارتباط دادن، خیلی از جاها مشکلات ما را حل میکند.
ان شاء الله خدای عالم بر توفیقات همه عزیزان بیافزاید. خدا حافظ همه عزیزان و بزرگواران.
«والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته»







