آیا حدیث غدیر به خاطر ماجرای جیش یمن از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله صادر گردید؟
ابتدا شرحی نسبت به جریان جیش یمن داشته باشیم که چگونه برخی آن را به غدیر مربوط میکنند:

پاسخ:
ابتدا شرحی نسبت به جریان جیش یمن داشته باشیم که چگونه برخی آن را به غدیر مربوط میکنند:
ابن کثیر در کتاب البدایه والنهایه میگوید:
والمقصود أن علیا لما کثر فیه القیل والقال من ذلک الجیش بسبب منعه إیاهم استعمال إبل الصدقه واسترجاعه منهم الحلل التی أطلقها لهم نائبه وعلی معذور فیما فعل لکن اشتهر الکلام فیه فی الحجیج فلذلک والله أعلم.
مقصود از حدیث غدیر این است که مردم گفتار نادرستی نسبت به امیرالمؤمنین داشتند، به خاطر این که سپاه از شتران بیت المال و از لباس های بیت المال به تن کرده بودند امیرالمؤمنین از این کار آن ها جلوگیری کرد و با تندی با صحابه برخورد.
بعد می گوید: این عمل علی کار خوبی بوده است و معذور بوده است؛ ولی در میان حجاج این قضیه مشهور شد.
در ادامه ابن کثیر این ماجرا را این گونه به غدیر ربط میدهد:
لما رجع رسول الله من حجته وتفرغ من مناسکه ورجع إلی المدینه فمر بغدیر خم قام فی الناس خطیبا فبرأ ساحه علی.
بعد از این که پیغمبر حجه الاسلام را انجام دادند و از مناسک حج فارغ شدند و به طرف مدینه می آمدند و گذرشان به غدیر خم افتاد، آنجا خطبه خواندند و علی بن ابی طالب را نسبت به این بد بینی هایی که صحابه داشتند، مبرا ساخت.
پاسخ اول:
مسافرت امیرالمؤمنین علیه السلام به یمن در سال ۸ هجری بوده است و خطبه غدیر سال ۱۰ هجری بوده است.
زینی دحلان که مفتی مکه مکرمه است میگوید:
لم یکن سنه عشر إنما کان سنه عشر بعثه إلی بنی مذحج، و أما بعثه إلی همدان فکان سنه ثمان بعد فتح مکه.
این که در تاریخ آمده است که علی بن أبی طالب سال ۱۰ برای فتح یمن رفته است، این هیچ ارتباطی ندارد و خیالی بیشتر نیست و کسانی که گفتهاند، دچار توهم شدهاند؛ چون رفتن علی به همدان برای فتح یمن، ارتباطی با سال ۱۰ نداشته است؛ بلکه در سال ۱۰ علی را به سوی قبیله مذحج بعد از فتح مکه فرستاد.
پاسخ دوم:
کسانی که از امیرالمؤمنین علیه السلام کدورت و شکایت داشتند، شکایت خود را در مدینه خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله مطرح کردند و پیامبر صلی الله علیه و آله همان وقت پاسخ آنها را داده است.
در کتاب معجم اوسط طبرانی آمده است از قول بریده که میگوید: خالد به من دستور داد که به مدینه برو و به پیغمبر خبر بده در رابطه با آنچه که علی انجام داده است:
فقدمت المدینه ودخلت المسجد ورسول الله صلی الله علیه وسلم فی منزله وناس من أصحابه علی بابه فقالوا ما الخبر یا بریده فقلت خیر فتح الله علی المسلمین فقالوا ما أقدمک قال جاریه أخذها علی من الخمس فجئت لأخبر النبی صلی الله علیه وسلم قالوا فأخبره فإنه یسقطه من عین رسول الله صلی الله علیه وسلم
بریده میگوید: من وارد مدینه و داخل مسجد النبی شدم و تعدادی از صحابه هم دم در مسجد نشسته بودند، صحابه گفتند: چه خبر؟ گفت: خوش خبر هستم، خدا به مسلمان ها پیروزی عنایت کرد، گفتند: پس چرا تو زودتر، قبل از این که سپاه بیاید به مدینه آمدی؟ گفت: کنیزی را علی بن ابی طالب از خمس برای خودش گرفته است و استفاده شخصی کرده و تصرف در بیت المال کرده است، من هم آمدهام به پیغمبر خبر بدهم که این داماد شما از خمس کنیزی را گرفته است، صحابه گفتند: برو به پیغمبر خبر بده که علی کنیزی را گرفته است و تصرف کرده است، اگر این خبر را بدهی، علی از چشم پیغمبر میافتد.
در روایت ابن ابی شیبه آمده است:
فتعاقد أربعه من أصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم إِذا لقینا رسولَ الله صلی الله علیه وسلم أخبرناه بما صنع علیّ
چهار نفر از صحابه پیامبر با هم پیمان بستند که از علی بن ابی طالب پیش پیغمبر سعایت کنند.
ذهبی در تاریخ الاسلام میگوید:
فأصاب علی جاریهً فتعاقد أربعه من أصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم لنخبرنه.
علی بن ابی طالب نسبت به آن کنیزی که از غنائم قرعه به نام او افتاده بود، تصرف کرد و چهار نفر از صحابه با هم عهد و پیمان بستند که نزد پیغمبر بیایند و از علی شکایت کنند.
در اینجا همپیمان شدن صحابه بر علیه امیرالمؤمنین علیه السلام برای این که ایشان را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله خراب کنند به وضوح به چشم میخورد که این چیزی جز حسادت این صحابه به امیرالمؤمنین علیه السلام نیست؛ در حالی که اهل سنت همین افراد را ستارههای آسمان و عامل هدایت میدانند.
پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید:
ما تریدون من علی علی منی وأنا منه، وهو ولی کل مؤمن بعدی.
از جان علی چه می خواهید؟ علی از من پیغمبر است و من پیغمبر از علی هستم و او ولی امر تمام مؤمنین بعد از من است.
خود ذهبی هم در رابطه با سند این روایت میگوید:
أخرجه أحمد فی المسند والترمذی، وحسنه والنسائی.
احمد در مسندش و ترمزی هم نقل کرده است و گفته است که روایت حسن و معتبر است و نسائی هم نقل کرده است.
در برخی عبارات هم آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله به شدت از این شکایت برخی از صحابه خشمگین شدند:
بریده میگوید: وقتی که خدمت پیغمبر رسیدم و نامه خالد را به پیغمبر دادم:
فَرَأَیْتُ الْغَضَبَ فی وَجْهِ رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم.
غضب و خشم را در چهره پیغمبر دیدم.
بعد میگوید:
فقلت یا رَسُولَ اللَّهِ هذا مَکَانُ الْعَائِذِ بعثتنی مع رَجُلٍ وأمرتنی ان أُطِیعَهُ فَفَعَلْتُ ما أُرْسِلْتُ بِهِ فقال رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم لاَ تَقَعْ فی علی فإنه مِنِّی وأنا منه وهو وَلِیُّکُمْ بعدی وانه مِنِّی وأنا منه وهو وَلِیُّکُمْ بعدی.
من پناه میبرم از اینکه موجب غضب شما شدم، یا رسول الله من را با خالد فرستادی و دستور دادی که از او اطاعت کنم و فرمانده من بوده است و نامه را او نوشته است، رسول الله فرمود: در رابطه با علی حرف بد نزن؛ چون علی از من است و من از علی هستم و او ولی شما بعد از من است.
در روایتی که طبرانی از بریده دارد میگوید:
فخرج مغضبا وقال ما بال أقوام ینتقصون علیا من ینتقص علیا فقد انتقصنی ومن فارق علیا فقد فارقنی إن علیا منی وأنا منه.
از حجره خودشان در حال غضب بیرون آمد و فرمود: کسانی که از علی بد گویی میکنند و تنقیص میکنند، چه شان است؟ هر کس از علی بدگویی کند و علی را تنقیص کند، من پیغمبر را تنقیص کرده است و هر کس از علی جدا شود، از من جدا شده است.
در همین ماجرای جیش یمن هم پیامبر به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره کرده است.
در رابطه با ماجرای جیش یمن آیت الله دکتر حسینی قزوینی کتابی به زبان عربی نوشتهاند که برای مطالعه بیشتر میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
دانلود کتاب “حدیث غدیر و شبهه شکوی جیش الیمن”
موفق و مؤید باشید
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر
(عجل الله تعالی فرجه الشریف)






