توجه : برخی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط شماره موجود در بخش تماس با ما به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود.
اشعارداستان های معصومینمذهبی

اشعار شام شهادت امام علی (ع)

امام علی علیه السلام در سال 40 هجری قمری در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان در محراب کوفه توسط ابن ملجم مرادی ضربت خورد و در شب بیست و یکم رمضان به شهادت رسید. در ادامه گزیده ای از اشعار در سوگ شهادت امیر مومنان علی علیه السلام و مناسب برای اجرا در شام شهادت خورشید عدالت و مجسمه مردانگی و پدر یتیمان، از نظر می گذرد.

اشعار شام شهادت امام علی (ع)

اشعار شام شهادت امام علی (ع) امام علی علیه السلام در سال 40 هجری قمری در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان در محراب کوفه توسط ابن ملجم مرادی ضربت خورد و در شب بیست و یکم رمضان به شهادت رسید. در ادامه گزیده ای از اشعار در سوگ شهادت امیر مومنان علی علیه السلام و مناسب برای اجرا در شام شهادت خورشید عدالت و مجسمه مردانگی و پدر یتیمان، از نظر می گذرد.
اشعار شام شهادت امام علی (ع)
اشعار شام شهادت امام علی (ع)

باب مسکینان

از علی بانگ اذان امشب به گوش ما نیامد
مسجد کوفه پُر از جمعیت و مولا نیامد

نخل های کوفه می گریند و می گویند با هم
آنکه بود از اشک چشمش آبیار ما نیامد

پیر نابینای مسکینی چنین می گفت امشب
ای خدا یار من مسکین نابینا نیامد

کودکی با کودکی می گفت من بی شام خفتم
آنکه بر ما شام می آورد آمد یا نیامد

دامن مادر گرفته گوشه ی ویرانه طفلی
گوید ای مادر بگو امشب چرا بابا نیامد

با صدای پای او لب های مامی گشته خندان
چشم ما گریان شد و از او صدای پا نیامد

چاه گوید من از آن مولا هزاران راز دارم
رازدارِ در میان جامعه تنها نیامد

نام مولا گشته میثم شمع جمع درد مندان
گرچه شب بگذشت و آن ماه جهان آرا نیامد

حاج غلامرضا سازگار

شام غریبان

خانه ای کاش که این گونه پریشان نشود
شبی آشفته تر از شام غریبان نشود

غسل شب ناله شب دفن شب افسوس سحر
کاش آماج دل هیچ مسلمان نشود

یاد آن غسل که از پهلوی زهرا خون ریخت
خون فرق علی انگار که درمان نشود

نیمه شب گوشه تابوت به دوش حسنین
بی علی مشکل تشییع که آسان نشود

کوفه از اشک یتیمانه به خود می لرزد
بعد از این کاش گرفتار یتیمان نشود

مردم کوفه سر عهد بمانند اگر
طعمه سنگدلان معجر نسوان نشود

نزد این سنگ دلان سنگ زدن آسان است
کاش در شهر شما آینه مهمان نشود

نخل ها از غم هجران علی خم شده اند
چاه ها شاهد آن ناله سوزان نشود

اولین روز حسن بهر امامت چه گذشت
این بلا بر پسر فاطمه جبران نشود

داغ مولا شود از یوسف زهرا تسکین
ورنه جانسوزی این غصه به پایان نشود

محمود ژولیده

شمع سوخته

گر چه در خاک نهان شد بدن خسته تو
کعبه خلق بود خانه در بسته تو

شمع سان سوختی و آب شدی دم نزدی
که جهان سوخته از گریه آهسته تو

گر چه آوای اذانت شده بر لب خاموش
می دمد لاله توحید ز گلدسته تو

کیست تا مثل تو از لطف به قاتل نگرد
ای فدای نگه چشم زخون بسته تو

گل لبخند تو نگذاشت بدانند که بود
یک جهان غصه درون دل وارسته تو

خلق، یک لحظه زدرد دلت آگاه نشد
بی صدا بود زبس گریه پیوسته تو

چه به زهرا گذرد گر بگذارد به جنان
دست بشکسته به پیشانی بشکسته تو

پیش از آن روز که آب و گل ما خلق شود
اشک ما ریخته بر روی به خون شسته تو

میثم سوخته دل را زکرم وا مگذار
کز همه رسته و عمری شده وابسته تو

حاج غلام رضا سازگار

محرابِ خون

عالم و آدم کند گریه برای علی
حیف که در خاک رفت قد رسای علی

نخل بوَد منتظر چاه بوَد بی قرار
حیف که خاموش شد صوت دعای علی

گریه کند صبح و شام اشک فشانَد مدام
تا که عدالت زند بوسه به پای علی

زندگی بی علی سخت تر از مردن است
کاش که ما می شدیم کشته به جای علی

دامن محرابِ خون گشته بر او قتلگاه
مسجد کوفه شده کرب و بلای علی

تیغ به دشمن دهد، بذل به قاتل کند
گر ببرد کودکی شیر برای علی

مسجدیان یک طرف جمله گشایید صف
تا که یتیمان نهند سر به سرای علی

پیر فقیری زند بر سر و بر سینه اش
طفل یتیمی شده نوحه سرای علی

بذل و عنایت ببین لطف و کرامت ببین
قسمت قاتل شده سهم غذای علی

می دمد از سنگ ها ناله «یا سیدی»
می چکد از نخل ها اشک عزای علی

ثروت هر کس همان مال و منالش بوَد
هستی «میثم» بوَد مهر و ولای علی

حاج غلامرضا سازگار

حج وصال

گفتم به چاه ای دل شب محرم علی
امشب مباش منتظر مقدم علی

هر شب صدای غربت او بود و گوش تو
امشب توئی و زمزمه ماتم علی

مسجد خموش مانده و گلدسته ها غریب
محراب کوفه شسته شده از دم علی

یک لحظه تیغ آمد و یک دم تمام شد
عمر علی و درد علی و غم علی

یک عمر بود محرم دل ها ولی نبود
جز نخل های کوفه کسی همدم علی

کعبه به کوفه رو کن و حج وصال بین
محراب خون گرفته شده زمزم علی

هم ناشناس آمد و هم ناشناس رفت
عالم نیافت یک خبر از عالم علی

دشنام بود و زخم زبان بود و خنده بود
در التیام زخم درون، مرهم علی

حاج غلامرضا سازگار

شام تار

جای مناجات سحرهای تو خالی
محراب تنها مانده و جای تو خالی

امشب برای گریه کردن بر مزارت
ای مرد تنها جای زهرای تو خالی

امشب میان سفره  ایتام کوفه
خالیست جای نان و خرمای تو خالی

حتی میان چاه بی همراه کوفه
جای طنین درد دل های تو خالی

امشب سحر با یاد مادر بعد سی سال
بر قلب من جای تسلای تو خالی

گیرم که امشب را به نحوی صبر کردم
در پیش زینب جای فردای تو خالی

امشب خلاصه هر کجای کوفه گشتیم
دیدیم کوفه جای مولای تو خالی

او رفت و بعدش یاد او ماند و دل ما
بغض گلوگیر علی شد حاصل ما

کوفه زمین را بر سرم آوار کردی
شام مرا چون شام حیدر تار کردی

اوهر چه خوبی کرد در حق تو اما
تو در عوض ظلم و جفا بسیار کردی

او حق ایتام تو را پرداخت اما
حق علی را خوردی و انکار کردی

در ظلم بی حد، دیده  عالم ندیده
کاری که تو با حیدر کرار کردی

اما علی ممنون شد از تو چون که با مرگ
او را جدا از غصه  مسمار کردی

او را به پاس لطفهای بی شمارش
با فرق خونین میهمان یار کردی

دفن شبانه عادت این خانواده است
کوفه تو هم تاریخ را تکرار کردی

شد بدرقه از سوی فرزندان یکایک
تابوت حیدر رفت بر دوش ملائک

شب های دوری از علی دور و دراز است
سهم دل زینب فقط سوز و گداز است

آن کیسه، سهم الارث مولانا حسن شد
بعد از شهادت هم علی مسکین نواز است

باشد بلند آوای مظلومیت او
این نخلهای کوفه تا در احتزاز است

جا دارد از غصه همه عالم بمیرند
گفتند حیدر هم مگر اهل نماز است

آن ظلم هایی که به زهرا و علی شد
پرونده اش تا روز محشر باز باز است

از بس به گوش چاه کوفه روضه خوانده
هر روز، کار چاه کوفه سوز و ساز است

مولای ما با خود به زیر خاک ها برد
آن سینه تنگی که مالامال راز است

درد دل آل علی درمان ندارد
رنج و غم این خاندان پایان ندارد

مهدی مقیمی

hawzah.net

 

 

علی اکبر

مجله سیراف از سال 96 فعالیت خود را آغاز کرده است،تمام تلاشم انتشار محتوای سالم و منحصر بفرد مورد نیاز کاربران با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد. 09900995320

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا