مهدویت و آخر زمان

بررسی ادلّه مشروعیت سنّت (15) – بررسی «آیه 46 الحاقه» و «آیه21 احزاب»

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هفتاد و هفتم 99/03/26

موضوع: بررسی ادلّه مشروعیت سنّت (15) – بررسی «آیه 46 الحاقه» و «آیه21 احزاب»

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله.

به همه دوستان سلام عرض می‌كنیم و از حضور‌شان در کلاس مجازی تشكر می‌كنیم. در چند روز گذشته دو سه تا شبهه‌ای که مشهور شده بود را عرض کردیم و پاسخ دادیم.

در ادامه به اصل بحثی که قبل از تعطیلات کرونا داشتیم بر می‌گردیم و در چند روز باقی مانده همان بحث اصلی خودمان كه “مشروعیت عمل به سنت” بود را مقداری بحث کنیم.

 الان این شبهه، هم در داخل و هم خارج و هم در میان اهل‌سنت و هم در میان شیعه خیلی مطرح است که آن‌چه که برای ما مهم است، قرآن است.

الان بعضی از طلبه‌ها و حتی بعضی از اساتید می‌گویند فعلاً: «حسبنا کتاب الله»!! آن‌چه که برای ما مهم است کتاب خدا است و ما دلیلی بر مشروعیت سخنان پیغمبر نداریم!!

می‌گویند سخنان پیغمبر دست به دست گشته و به قدری تغییرات در سنت ایجاد شده که ما دیگر آن اعتمادی که باید به سنت داشته باشیم را نمی‌توانیم داشته باشیم؛ چون آن زمان این‌طور نبود که سخنان پیامبر را ضبط و پیاده کنند و یا فیلمبرداری کنند.

در آن زمان رسول اکرم و ائمه سخنانی را می‌فرمودند و آقایان سخنان ائمه را در منزل با املای خودشان می‌نوشتند، بعضی مطالب یادشان می‌رفت و فراموش می‌كردند و بعضی از مطالب را جابجا می‌کردند.

ما در این مورد به طور مفصل بحث کردیم و عرض کردیم بر این‌که این حرف، حرف بی‌اساس است. همان زمان هم افراد خیلی تند نویس بودند. سخنان رسول اکرم و ائمه را می‌نوشتند بعد به رسول اکرم و ائمه عرضه می‌کردند و برایشان قرائت می‌کردند.

ما این همه کتاب از ائمه (علیهم السلام) داریم. کتاب «فضل بن شاذان» را خدمت آقا امام عسکری (سلام الله علیه) می‌آورند، می‌گویند «فضل بن شاذان» همچین کتابی نوشته است؛ حضرت می‌گوید خوشا به حال «خراسانی»‌ها که همچنین آدمی دارند.

کتاب «یونس بن عبدالرحمن» و کتاب‌های دیگری را که می‌نوشتند، این کتاب‌ها را به ائمه (علیهم السلام) عرضه می‌کردند، اگر کتاب اشکالاتی داشت، ائمه اشکالاتش را بر طرف می‌کردند و اگر تغییراتی هم لازم بود، تغییرات را اِعمال می‌کردند.

روایت مشهور «یونس بن عبدالرحمن» را ما خواندیم که گفت: من تمام «عراق» و «حجاز» را زیر پا گذاشتم و تمام روایاتی که شیعیان، از ائمه شنیده بودند را جمع کردم و خدمت آقا امام هشتم (سلام الله علیه) آوردم.

آقا امام هشتم تعداد زیادی از این روایات را انکار فرمودند و فرمودند این‌ها روایات ما نیست و آن‌هایی که بوده را تصحیح فرمودند.

بنابراین به این شکل نیست که این‌ها مَن در آوردی بگویند که چون چنین و چنان بوده و خوب ضبط نشده و… ما نمی‌توانیم به این روایات اعتماد کنیم! اضافه بر این‌که ما یک سری روایات املائی داریم که حضرت «أملأ علیه» یعنی حضرت به راوی املا کرد؛ یعنی آهسته آهسته فرمود و راوی نوشت.

ما این همه مکاتبات از ائمه (علیهم السلام) داریم. یکی دو مورد نیست؛ از نبی مکرم این همه مکاتبات داریم، آقای «احمدی میانجی» (رضوان الله تعالی علیه) تمام مکاتبات رسول اکرم را در چند جلد جمع آوری کرده است.

این‌ها مشخص است بر این‌که این‌چنین نیست که ما بیاییم فقط  یک مطالبی را شعاری بگوییم که بله مردم پای سخن پیغمبر یا ائمه (علیهم السلام) می‌نشستند و مطالبی را می‌شنیدند، به منزل می‌رفتند و خودشان می‌نوشتند و لذا مطالبی، کم یا زیاد می‌شد!!

اضافه بر این‌که ما مطالب زیادی در گذشته خواندیم که:

«كان جبريل ينزل على النبي بالسنة كما ينزل عليه بالقرآن»

جبرئیل، سنت را بر پیغمبر نازل می‌کرد همان‌طوری که قرآن را نازل می‌کرد!

«ويجمع ذلك كله وما ينطق عن الهوى»

فتح الباري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر: دار المعرفة – بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب، ج13، ص291

ما این‌ها را به طور مفصل مطرح کردیم و تعدادی از آیات را هم آوردیم که همه این آیات بر مشروعیت سنّت نبی مکرم دلالت می‌کند. مثل آیه:

(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)

و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي‌گويد! آنچه مي‌گويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست!

سوره نجم (53): آیات 3 و 4

از مفسرین شیعه آوردیم که گفتند این‌ آیه هم شامل قرآن است و هم شامل سنت است. اقوال مفسرین اهل‌سنت را آوردیم که گفتند این‌ آیه شامل سنت و قرآن است. آیه:

(وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ)

و آنها را کتاب و حکمت بياموزد

سوره بقره (2): آیه 129

را مطرح کردیم و گفتیم که در حقیقت می‌شود گفت هم احادیث اهل‌بیت و هم مفسرین شیعه و هم مفسرین اهل‌سنت تقریباً اجماع دارند که در این آیه مراد از «کتاب»، قرآن است و مراد از «حکمت»، سنت است. این‌ها کاملاً‌ واضح و روشن است.

آیه سومی که مطرح کردیم آیه 7 سوره حشر بود:

(وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا)

آنچه را رسول خدا براي شما آورده بگيريد (و اجرا کنيد)، و از آنچه نهي کرده خودداري نماييد؛

سوره حشر (59): آیه 7

این‌ها را ما آوردیم. احادیث اهل‌بیت در تفسیر این آیه را مطرح و جمع‌بندی کردیم، سخنان مفسران شیعه را آوردیم و آراء مفسران و فقهاء را تا حدودی بحث کردیم بر این‌که فقهای ما به این آیه در ابواب مختلف فقهی استدلال کرده‌اند.

مثلاً «شیخ طوسی» در رابطه با بحث این‌که نماز چگونه باید خوانده شود، زکات چگونه باید داده شود، گفته است بر این‌که اینها به بیان پیغمبر محول شده، به دلیل آیه شریفه:

(وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ)

آنچه را رسول خدا براي شما آورده بگيريد (و اجرا کنيد)

سوره حشر (59): آیه 7

و همچنین در جاهای دیگر مرحوم «طبرسی» به همین شکل عبارتی داشت، «قطب الدین راوندی» همین تعبیر را داشت.

در رابطه با کیفیت «نماز استسقاء»، «نماز استخاره»، «نماز میت» و امثال این‌ها را ما به طور مفصل قبل از تعطیلی كرونا خواندیم بر این‌که نشان می‌دهد که سنت رسول اکرم، با قرآن هیچ تفاوتی ندارد؛ فقط در قرآن تحدّی آمده و قطعی الصدور است؛ ولی در روایات ائمه (علیهم السلام) یا احادیث النبی، تحدّی در آن نیست!

و همچنین در قرآن ما احتیاج به بررسی سندی و تشخیص آیه صحیح از ضعیف نداریم؛ ولی در احادیث، خودشان فرمودند بر این‌که احادیثی که از ما به شما می‌رسد:

« إِذَا حَدَّثْتُمْ بِحَدِيثٍ فَأَسْنِدُوهُ إِلَى الَّذِي حَدَّثَكُمْ فَإِنْ كَانَ حَقّاً فَلَكُمْ وَ إِنْ كَانَ كَذِباً فَعَلَيْهِ.»

الكافي (ط – الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص52، بَابُ رِوَايَةِ الْكُتُبِ وَ الْحَدِيثِ وَ فَضْلِ الْكِتَابَةِ وَ التَّمَسُّكِ بِالْكُتُب‏، ح7

فرمود: سند روایت را ذکر کنید و بررسی سندی کنید. ائمه (علیهم السلام) راویانی که به دروغ از ائمه مطالبی نقل می‌کردند را معرفی و مفتضح کردند؛ راویانی که صادق و مورد اعتماد ائمه بودند، این‌ها را برای مردم معرفی کردند که این دسته از روات مطالبی که از ما نقل می‌کنند هر چه این‌ها می‌گویند کلام این‌ها، کلام ما است. مثلاً فرمود:

«الْعَمْرِيُّ وَ ابْنُهُ ثِقَتَانِ فَمَا أَدَّيَا إِلَيْكَ عَنِّي فَعَنِّي يُؤَدِّيَان‏»

الكافي (ط – الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص330، بَابٌ فِي تَسْمِيَةِ مَنْ رَآهُ‏‏، ح1

امثال این قضایا را به طور مفصل داشتیم. ما همچنین اقوال مفسران اهل‌سنت را تقریباً تا حدودی گفتیم ولی بحث‌مان ناقص ماند. آقایان می‌گویند:

(وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ)

آنچه را رسول خدا براي شما آورده بگيريد (و اجرا کنيد)

سوره حشر (59): آیه 7

اول در مورد غنائم جنگی نازل شد، بعد در جمیع دین کاربرد پیدا کرد. «ماوردی شافعی» به همین شکل ایشان تعبیر می‌کند. «سمعانی» از بزرگان اهل‌سنت است می‌گوید مراد از این آیه، کل فرمایشات پیغمبر است، چه قرآن باشد و چه سنت.

«قرطبی» که تقریباً می‌شود گفت از عمده مفسرین قرن 6 و 7 هجری است و تفسیرش، خلاصه‌ای از تفاسیر 6 قرن اول اسلام است، از «ماوردی» نقل می‌کند:

«محمول على العموم في جميع أوامره ونواهيه… والآية وإن كانت في الغنائم فجميع أوامره صلى الله عليه وسلم ونواهيه دخل فيها»

الجامع لأحكام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج 18، ص 17

«ابن کثیر دمشقی» هم به همین شکل می‌گوید. «البقاعی ابراهیم ابن عمر» متوفای 855 می‌گوید:

«لا ينطق عن الهوى ولا يقول ولا يفعل إلا ما أمره به الله ربه»

هر چه که پیغمبر نطق می‌کند و کاری انجام می‌دهد، تمام این‌ها دستورات خدای عالم است.

«فمن قبل ذلك هانت عليه الأمور»

هر کس این مطلب را قبول کند مشکلات برای او حل است.

نظم الدرر في تناسب الآيات والسور؛ اسم المؤلف: برهان الدين أبي الحسن إبراهيم بن عمر البقاعي الوفاة: 855هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت – 1415هـ- 1995م، تحقيق: عبد الرزاق غالب المهدي، ج7، ص523

«شهاب الدین شافی» می‌گوید:

«ولا تتفهموا في افعاله واقواله غیر الحق»

در افعال و اقوال پیغمبر جز حق چیزی به ذهن شما نیاید.

«آلوسی» که سلفی العقیده است، ایشان از «زمخشری» و دیگران مطرح می‌کند، می‌گوید تمام مأمورات و دستورات رسول اکرم در این آیه جمع است.

«علیمی مقدسی مجدالدین» می‌گوید این آیه در امر «فئ» و «غنائم» نازل شده بعد در جمیع اوامر پیغمبر توسعه پیدا کرده.

«طنطاوی» که از مفسرین معاصر ما است و ایشان مدتی رئیس «الأزهر» بوده می‌گوید:

«والمقصود به هنا ما جاءهم به الرسول (صلى اللَّه عليه وسلم) من هدايات وتشريعات، وآداب»

التفسير الوسيط للقرآن الكريم؛ المؤلف: محمد سيد طنطاوي، الناشر: دار نهضة مصر للطباعة والنشر والتوزيع، الفجالة – القاهرة، الطبعة: الأولى؛ ج 14 ص 295

آیه دیگری که در این‌جا مطرح است آیه شریفه:

(وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَينَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ، لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيمِينِ، لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيمِينِ)

اگر او سخنی دروغ بر ما می‌بست، ما او را با قدرت می‌گرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مي‌کرديم

سوره الحاقه (69): آیات 44 و 45 و 46

است. می فرماید: اگر چنان‌چه پیغمبر، سخنی به دروغ بر ما بگوید

(لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيمِينِ)

مراد از «یمین» یعنی ما او را نابودش می‌کنیم و از بین می‌بریم!

(ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ)

سپس رگ قلبش را قطع مي‌کرديم

سوره الحاقه (69): آیه 46

یعنی این‌طوری نیست که پیغمبر را (نستجیر بالله) فرستادیم خدای نکرده ایشان یک حرفی بخواهد علیه ما بزند. عبارت؛

(وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَينَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ)

درست است به ظاهرش بحث قرآنی است؛ ولی آیه دلالت می‌کند بر این‌که منظور «بِکُلِّ مَا تَقَوَّلَ عَلَينَا»‌ است. یعنی کل گفتاری که از دو لب‌ پیغمبر بیرون می‌آید، همه این‌ها از ناحیه ما است. حتی ما روایت و عبارتی از اهل‌سنت خواندیم که حتی شوخی‌های پیغمبر هم مشمول وحی الهی است.

حضرت شوخی‌هایی می‌کند که برای ما مشروعیت داشته باشد؛ چون قول و فعل پیغمبر برای ما حجت است. مفسران شیعه در این‌جا به صورت مفصل مطالبی را مطرح کردند.

مرحوم «شیخ طوسی» می‌گوید:

«(ولو تقول علينا بعض الأقاويل) اخبار من الله تعالى على وجه القسم أن هذا الرسول الذي حكى بأن القرآن نزل عليه من عند الله وهو محمد (صلى الله عليه وآله) لو تقول على الله في بعض كلامه، ومعناه لو كذب علينا في بعض ما لم يؤمر به، فالتقول تكلف القول من غير رجوع إلى حق»

التبيان في تفسير القرآن؛ المؤلف: الطوسي، محمد بن الحسن (المتوفى460ق)، تحقيق وتصحيح: أحمد حبيب قصير العاملي، ناشر: مكتب الإعلام الإسلامي، الطبعة: الأولى، 1409هـ. ج10، ص 109

البته ایشان عمدتاً این‌ها را روی قرآن پیاده می‌کند. مرحوم «طبرسی» هم به همین شکل می‌فرماید اگر بعضی از اقوالی که به او نگفته‌ایم بخواهد از ناحیه نفس خودش بیان کند:

«(لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيمِينِ) أي لأخذنا بيده التي هي اليمين على وجه الإذلال»

مراد از «یمین» یعنی دست ذلت او را می‌گیریم. اشاره به این‌که مثلاً از جایگاه خودش بیرون می‌اندازیم. همان‌طوری که سلطان می‌گوید:

«يا غلام خذ بيده فأخذها إهانة»

مجمع البيان في تفسير القرآن؛ تأليف: أمين السلام أبي علي الفضل بن الحسن الطبرسي حققه وعلق عليه: لجنة من العلماء والمحققين الأخصائيين، قدم له: السيد محسن الأمين العاملي، منشورات مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بيروت – لبنان؛ ج 10، ص 114

این مسائل به طور مفصل می‌آید تا مرحوم «طباطبائی» در «المیزان» هم به همین شکل می‌آید می‌گوید این‌ها کاملاً نشان می‌دهد بر این‌که اقوال پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) همه از ناحیه خدای عالم است. و همچنین برخی دیگر در ذیل این آیه دارند که:

«أن الرسول لم يكن مأذوناً لبيان أي كلام في مجال التشريع ولم يسمح له أن يشرّع من تلقاء نفسه بما يشاء»

اختصاص الشيعة في التمسك بالقرآن الكريم، الشيخ حسين غيب غلامي الهرساوي، مركز الأبحاث العقائدية، الطبعة الأولى – سنة 1422 ه – ص 20

این‌که پیامبر از ناحیه خودش یک شریعتی بیاورد و چیزی را به عنوان مشروع بشمارد، نبی مکرم همچنین اختیاری ندارد، تمام آن‌چه را که از شریعت بیان می‌کند، چه نماز و کیفیت نماز باشد، و چه روزه و کیفیت روزه باشد، هیچ کدام از این‌ها از ناحیه خود رسول نیست.

بعضی از مفسران اهل‌سنت آمدند «لو تقول علینا» را فقط به قرآن اختصاص دادند؛ ولی بعضی از بزرگان‌شان مثل «طنطاوی» که یک آدم خیلی توانمندی است می‌گوید:

«والأقاويل: جمع أقوال، الذي هو جمع قول، فهو جمع الجمع. أى: ولو أن محمدا صلى اللَّه عليه وسلم افترى علينا بعض الأقوال، أو نسب إلينا قولا لم نقله، أو لم نأذن له في قوله. لو أنه فعل شيئا من ذلك على سبيل الفرض»

التفسير الوسيط للقرآن الكريم؛ المؤلف: محمد سيد طنطاوي، الناشر: دار نهضة مصر للطباعة والنشر والتوزيع، الفجالة – القاهرة، الطبعة: الأولى؛ ج 15 ص 85

می گوید بر فرض محال، اگر پیغمبر همچین چیزی را بیان بکند همه این‌ها نشان می‌دهد که از ناحیه خدای عالم است. هیچ چیزی را از ناحیه خودش انجام نمی‌دهد.

«محمود محمد مزروعه» از علمای بزرگ اهل‌سنت است می‌گوید:

«ومن الآيات التي تقطع بأن السنة وحي من عند الله – تعالى – وأن الرسول – صلى الله عليه وسلم – لا ينطق فيما يتصل بالتشريع إلا بما يوحي الله – تعالى – إليه، قوله – سبحانه – في شأن رسوله – صلى الله عليه وسلم: { وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ }{ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ }{ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ }{ فَمَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ } (الحاقة:44-47 ).»

این کاملاً مشخص است بر این‌که آقایان که آمدند کلمه: (وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَينَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ) که به تعبیر «طنطاوی»، جمع الجمع است؛ یعنی هر قولی را پیغمبر بدون اتصال به وحی بخواهد بیان کند خدای عالم او را تهدید کرده است.

«فهذه الآيات تدل بوضوح شديد على أن الرسول – صلى الله عليه وسلم – لا يقول شيئًا – فيما يتصل بالدين – إلا بما يوحي إليه الله به – وكذلك لا يفعل»

شبهات القرآنيين حول السنة النبوية؛ المؤلف: محمود محمد مزروعة، الناشر: مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف بالمدينة المنورة ؛ج 1، ص 11

رسول اکرم نه کاری را انجام می‌دهد و نه سخنی را بیان می‌کند. ایشان هم به طور مفصل در این‌جا این مسئله را مطرح می‌کند.

من این فایل را در این ماه رمضان یك مقدار فرصت داشتم، مقداری بالا و پایین كردم، تلخیص کردم و بعضی از مطالب زائدش را حذف کردم. ان شاء الله این را در سایت قرار می‌دهیم تا عزیزان داشته باشند.

آیات در این زمینه زیاد است؛ ما به همین آیات اکتفاء می‌کنیم؛ در بعضی از آیات هم ما داریم که رفتار و گفتار پیغمبر را به عنوان حجت شرعی برای مؤمنین و مسلمان‌ها مطرح می‌کند. این دیگر بحث قرآن نیست، بلکه حجیت رفتار نبی مکرم را بیان می کند. آیه 21 سوره احزاب:

(لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ)

مسلما براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيکويي بود

سوره احزاب (33): آیه 21